حسد گریزى

          كجا زبوته دوزخ خلاص خواهد يافت/كسى كه پاك نكرده است از حسد خود را...حسد، از رذایل اخلاقی ، گناهان کبیره و به معنای آرزویِ زوال ...

تبسّم

            اين كه تو دارى قيامت است نه قامت/ وين نه تبسّم كه معجز است و كرامت...تبسّم"،همان لبخند و گشوده شدن لب ها براى شادمانى ...

آینده نگرى

          هر که اول بنگرد پايان کار/اندر آخر، او نگردد شرمسار؛ گر در پي تفرج بستان جنتي/امروز تخم کار، که فردا مجال نيست! ؛ آينده و رفته ...

هوشمندى

          به عالَم كسى سربرآرد بلند/كه در كار عالَم بود هوشمند/به بازى نپيمايد اين راه را/نگه دارد از دزد بنگاه را ! كياست  و فراست، به ...

دعا

      به صفاى دل رندان صبوحى زدگان/بس در بسته به مفتاح دعا بگشايند؛ هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ/از يمن دعاى شب و ورد سحرى بود ...

استقامت

          همچون سروش زنده در اين دشت روزگار/كهسار مى خورد قَسَم استقامتم/تسليم نيست خوى من و در طبيعتم/كم نيست در قلمرو هستى كرامتم/چون شمع مى روم ...

دوستى

          چه توان گفت در لطافت دوست/هرچه گويم از آن لطيف تر است!/من قدم بيرون نمى يارم نهاد از كوى دوست/دوستان معذور داريدم كه پايم در ...

سکوت

          زبان درکش ای مرد بسیار دان/که فردا قلم نیست بر بی زبان/کم آواز هرگز نبینی خجل/جُوِی مشک بهتر که یک توده گل/ازآن مرد دانا دهان ...

سرعت

          فيض را ديدم به سرعت مى رود،گفتم:كجا؟/گفت:نور حق ز واد ايمنم بنموده شد!؛چنان زين كن از سعى، رخش عزيمت/ كه با باد صرصر كنى هم ...