جاودانه پیامبر (37.نگرانی ها)

که من ای مسلمینِ نیک خصال

دیدم آزارها به بیست و سه سال

مثل مـن از منافق و کفار

هیـچ پیغمبری نـدید آزار

دو امـانت مـراست بین شما

طاعت از این دو هست، دین شما

ایـن دو از امـر داورِ منّـان

یکی عترت بوَد، یکی قرآن

کافر است آن کسی که در اقرار

یـکی از این دو را کند انکار…

پیامبر رحمت و معلم بشریت حضرت رسول (ص) در سال هاى آخر عمر, نگران وضع امت پس از رحلت خویش بود. این نگرانی ها در زمینه هاى مختلف بود. نگرانی از نوعی رجعت یعنى کمرنگ شدن ارزش هاى الهى و اسلامى و احیاى دوباره معیارهاى جاهلى و سر برآوردن خوى و خصلت هاى غیر انسانى, که به برکت اسلام, قطع شده بود و در عصر پس از رسول, بار دیگر جان گرفت و معیارها را برهم زد.

قرآن هم فرمود:《أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‌ أَعْقابِکُمْ》(یعنی آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به (آئین) گذشتگان خود بر مى‌گردید؟!) [1]

این نوع رجعت به جاهلیت، از نگرانى هاى عمده آن حضرت بود. دیگر موضوع جانشینی و امامت بود. بارها و بارها آن حضرت نسبت به جانشینى خویش و وصى خود سخن گفته رهنمود داده و تکلیف را معین کرده بود. اما صریح ترین و اساسى ترین و به یادماندنى ترین شکل آن اعلام و تعیین در غدیرخم بود. رسول خدا (ص)، بیمناک و نگران از واکنش مردم نسبت به آن بود؛ چون رگ و ریشه هاى جاهلى بازمانده در فکر و دل برخى از اصحاب را مى شناخت و کمى تامل و درنگ نسبت به اظهار و ابلاغ آن پیام داشت و نسبت به پذیرش و تن دادن مردم به آن دل واپس و نگران بود.

آن پیامبر دلسوز و آینده نگر, پیش بینى مى فرمود که فاسقان و طغیانگران قریش, على(ع) را مظلوم سازند و به آن حضرت چنین ابراز مى کرد که: بیم آن دارم که اگر بر سر خلافت و حق خویش با آنان به کشمکش بپردازى و منازعه کنى, تو را بکشند و مى فرمود:« آنچه بر او نسبت به آن بیم دارم, آن است که قریش پس از من با او از در نیرنگ و حیله در آیند» [2]؛ و دیدیم که نگرانى حضرت رسول به جا بود و مظلومیت و محرومیت ۲۵ ساله امیرالمومنین از حق خویش شاهد آن شد.

نگرانی دیگر عارضه تبعیت از هواى نفس و در سرپروراندن آرزوهاى دور و دراز است. نتیجه طبیعى این دو بیمارى اخلاقى، دور شدن از حق و فراموش کردن قیامت است و همین, براى سقوط یک فرد یا امت کافى است. این نگرانى با تعابیر متفاوت و متواتر از آن حضرت نقل شده است:« آنچه که بیش از هر چیز بر شما بیم دارم پیروى از هواى نفس و آرزوى دراز است. هواپرستى, [ آدمى را] از حق باز مى دارد و آرزوى دراز،آخرت را از یاد انسان مى برد». [3]

همچنین می فرمود:« بر شما از آن بیم دارم که پس از من دنیا به روى شما گشوده شود (و به دنیا و ثروت برسید) آنگاه یکدیگر را نشناسید! آن وقت است که آسمانیان هم شما را نشناسند». [4]

 در بیانى دیگر فرمود:« بیش ترین بیمى که بر امت خودم پس از خویش دارم،این کسب هاى حرام و در آمدهاى نامشروع و شهوت پنهانى و رباست». [5]
نگرانی دیگر پیامبر (ص) در مورد فساد و انحراف امت بود.«بر شما از آن بیم دارم که دین، سبک شمرده شود؛حکم و داورى، خرید و فروش شود؛ پیوندهاى خانوادگى از هم بگسلد؛ قرآن را وسیله ساز و آواز قرار دهید و کسانى را جلو بیندازید که برترین شما نیستند». [6]

دیگر وجود دروغپردازان بود که کسانى حرف هایى را به دروغ از قول حضرتش نقل مى کردند و نگران آن بود که هرکس هرچه را مى خواهد به او نسبت دهد و حاکمان براى توجیه مفاسد خویش یا کوبیدن هرکس و هرچیزى، به حدیثى ساختگى از زبان پیامبر، تمسک جویند، لذا فرمود:« دروغ بستن بر من بسیار شده و در آینده هم افزایش خواهد یافت. پس هرکس به عمد بر من دروغ بندد، جایگاهش را در آتش دوزخ فراهم سازد». [7]

دیگر نگرانی پیامبر(ص)، مظلومیت اهل بیتش بود زیرا کینه هاى قریش نسبت به بنى هاشم و پیامبر و عترت او، از بین رفتنى نبود. پیامبر هم با چشم بصیرخویش آینده و مظلومیت خاندانش را مى دید و بارها با على (ع) و زهرا (س) در این باره سخن گفته و خون گریسته بود. از سخنان اوست که:« می گریم برای ذریه ام و آنچه اشرار امتم بعد از من در مورد ایشان انجام می دهند» (ابکى لذریتى و ما تصنع بهم شرار امتى من بعدى). [8]

_____________

۱. آل عمران/۱۴۴.

۲.بحارالانوار۷۶/۳۹و۲۹/۴۰-۳۵.

۳.همان۳۵۵۳۲.

۴.همان۱۳۷/۷۹.

۵. همان۱۵۸/۷۰ و۵۴/۱۰۰.

۶.همان۲۲۷/۶۹و ۹۲/۷۱و۲۴۳/۷۶.

۷.سفینه البحار۴۵۶/۷.

۸.عوالم العلوم، حضرت زهرا(س)/۳۹۲.

این بلاگ تحت نظارت دکتر فخاری تهیه و تولید شده.