تبسّم

 

 
 
 
 
 
این که تو دارى قیامت است نه قامت/ وین نه تبسّم که معجز است و کرامت…تبسّم”،همان لبخند و گشوده شدن لب ها براى شادمانى است که خندۀ کم و بدون صداست در برابر خندیدن معمولى(ضحک) و قهقهه به معنای بسیار خندیدن.تبسّم،در قرآن یک بار در داستان مورچه و سلیمان به کار رفته است،آنجا که وقتى سلیمان سخن مورچه را شنید، تبسّمى کرد و خندید و گفت:پروردگارا! به من الهام کن شکر نعمت هایى را که بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته‌اى و توفیق ده تا عمل صالحى که موجب رضاى توست انجام دهم، و مرا به رحمت خود در زمره بندگان صالح خویش وارد نما!١”اما خندیدن با مشتقات ضحک،ده بار در قرآن به کار رفته است.تبسم و لبخند،تأثیرات مثبتی بر روح انسان دارد و شادی را به دل های دیگران وارد می‌کند. لبخند زدن یک نوع هدیه است که آن را به دیگران تقدیم مى کنید.روانشناسان لبخند را از نشانه هاى اعتماد به نفس و ارتباطات خوب شمرده اند لذا افراد خجالتی و تحقیر شده، کمتر لبخند می زنند. سعی کنید چهره درهم خود را باز کنید و لبخند بزنید تا موج مثبت از شما انتقال یابد…
 
دیگر نبات را نخرد مشترى به هیچ/یک بار اگر تبسّم همچون شکر کنى! در آموزه هاى دینى ما، در باب تبسّم چند رهنمود را می‌توان دید از جمله روایاتی که نحوه خندیدن مؤمن را تبسم میدانند. امام صادق (ع) فرمود:”خنده مؤمن تبسّم است”(ضَحِکُ الْمُؤْمِنِ تَبَسُّم٢) و پیامبر(ص)تبسّم به روى برادر مومن را نیکو و صدقه شمرده اند٣ و این روایات به قدری است که درکتاب شریف کافی بابی گشوده شده است.در مقابل این روایات گروهی از احادیث وجود دارد که نقطه مقابل تبسم یعنی قهقهه را تقبیح کرده‌اند مانند روایت معروفی از امام صادق که می‌فرمایند:”قهقهه زدن از شیطان است”(الْقَهْقَهَهُ مِنَ الشَّیْطَانِ۴).در علم اخلاق نیز به پیروی از قرآن و روایات، انسان را از بسیار خندیدن و بسیار شوخی کردن بر حذر داشته‌اند و در مقابل آن تبسم را نیکو شمرده و مدح کرده‌اند که سیره پیامبر ما بوده و تبسّم ایشان معروف و مشهور است۵.عالمان اخلاق خنده را در حالی که از حد بگذرد بد دانسته و اگر عادت کسی شود نیکو نشمرده اند؛ اما اگربطور اتفاقی از کسی خنده با صدا رخ دهد کسی بد نمی داند چون این خنده در اختیار او نبوده و انسان به سبب اعمال خارج از اختیار مؤاخذه نمى شود…
 
فردوسى گوید: “لب مـرد بایــد که خنــدان بـــــود” و حافظ هم گوید لبت را همچون پسته خندان به تبسّم بگشا: “بگشا پسته خندان و شکر ریزی کن/خلق را از دهن خویش مینداز به شک”! پژوهشگرانى که در مورد لبخند کار کرده اند مى گویند تبسم اطلاعات با ارزش و نیرومندی در خود دارد که می تواند برفرآیند اندیشیدن انسان مؤثر باشد و گفته اند هر انسانی تبسم مخصوص به خود را دارد که افراد دیگر آن را ندارند.همچنین هر تبسمی اثرات مختلفی دارد. در این راستا هنگامیکه تصویر تبسم های مختلف را در افراد به شکل حرکات آهسته به نمایش گذاشتند، متوجه این نکته شدند که حرکات مشخصی در صورت افراد همراه با تبسم شکل می گیرد که این حرکات بستگی به حالات روانی شخص دارد و درگفتگو خود را نشان مى دهد و تأثیر خاصى بر مخاطب مى گزارد و اثر آن بیشتر از سایر موثرات مادى است؛زیرا یک تبسم شیرین می تواند سبب شادی دیگران شود و این اثر مثبتی است که حتی از دیگر اثرات مهمتر می باشد.آتش سخن بگو چه نشان از تکلّمت/لب باز کن که تشنه شدم بر تبسّمت…
 
 طعم دهانت از شکر ناب خوشتر است/زنهار از آن تبسّم شیرین که مى کنى…بررسی ها نشان داده است که نیاز انسان به شادی ممکن است حتی از نیاز او به غذا و نوشیدنی بیشتر باشد. در حقیقت شادی و شاد بودن می تواند بسیاری از بیماری ها از جمله بیماری های قلبی  را درمان کند.دیگر آنکه  از طریق تبسم می توان اطلاعات را به آسانی به دیگران منتقل کرد زیرا کلماتی که با تبسم همراه هستند اثرات بیشتری بر مغز می گذارند. این نکته زمانی روشن شد که دستگاه هائی که از طریق صوت مغناطیسی کار می کنند مشخص نمودند تاثیر جمله ای که با تبسم همراه باشد بسیار بیشتر و متنوع تر است؛ یعنی بر حسب نوع تبسمی که همراه این اطلاعات یا جملات بر صورت نقش می بندد، نقاط مختلفی در مغز تحریک می شود و تاثیر می پذیرد و نهایتاً با یک تبسم شیرین و لطیف می توان جو متشنج و سنگینی را که بر محیط اطراف سایه افکنده است دور کرد؛ در حالیکه این کار را نمی توان با پول  انجام داد و این نکته ای است که نشان می دهد تبسم شادی بخش، از پول مهم تر است و بنابراین کمترین چیزی که می توانی به دیگران هدیه کنی صدقه ای به نام تبسم است که در حقیقت یک نسخه شفادهنده به آنها اهدا کرده ای بدون اینکه خود آن را احساس کنی واین خود یک نوع اهدا می‌باشد و از اینجا معلوم مى شود که چرا پیامبراکرم (ص) تبسم را صدقه و بخشش و سخاوت مندى شمرده اند؟گه تبسّم از لبش ، گاهى سخن گل مى کند/هدیه اى هردم از آن کنج دهان، گل مى کند…
———————-
١.سوره نمل،آیه١٩.
٢.کنزالعمال، ح١۶٣٠۵.
٣.وسائل الشیعه،ج١٢،ص١١۵. 
۴.همان.
۵.معراج السعاده،جزء ۴٢،ص٩.
 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه