زبان درکش ای مرد بسیار دان/که فردا قلم نیست بر بی زبان/کم آواز هرگز نبینی خجل/جُوِی مشک بهتر که یک توده گل/ازآن مرد دانا دهان دوخته است/که بیند که شمع از زبان سوخته است …ای برادر گر تو هستی حق طلب/جز به فرمان خدا مگشای لب/گر خبر داری ز حی لایموت/بر دهان خود بنه مهر سکوت…در حالیکه خداوند به انسان زبان داده و بیان آموخته(علّمه البیان١)تا سخن گوید و با بیان بر همه مخلوقات برترى داشته باشد،اما سکوت نیز در بعضى مواقع یک ارزش محسوب مى شود و انسان باید بداند در کدام وضعیت سخن گفتن وظیفه است و در چه شرایطى سکوت سزاوار است:دو چیز طیره عقل است دم فرو بستن /به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشى؛ ور نباشد سخن فروشی خوش/رخت بر ساحل خموشی کن…در گذشته،روزه سکوت ،عبادتى بود که خاصان درگاه احدیت، بدان متعبد بودند چناکه مریم بتول فرمود:”نذر کرده ام روزه سکوت گیرم و با هیچکس سخن نگویم٢”؛این عبادت به شکل روزه در دین ما منسوخ اما به شکل یک ارزش والا توصیه گردید…
ساحل جواب سرزنش موج را نداد/گاهی فقط سکوت، سزای سبکسریاست! در روایات پیشوایان ما، سکوت جایگاه ویژه اى دارد و نکات دقیق و ظریفى در باره آن گفته شده از جمله:”هنگامی که مؤمن را خاموش ببینید به او نزدیک شوید که دانش و حکمت به شما القا می کند؛ مؤمن کمتر سخن می گوید و بسیار عمل می کند، و منافق بسیار می گوید و کمتر عمل می کند٣”؛ و”نشانه عاقل فکر کردن و نشانه فکر کردن، سکوت است۴”؛و”بسیار خموش باش تا فکرت زیاد شود و عقلت نورانی گردد و مردم از دست (و زبان) تو سالم بمانند!۵”.پیامبر خدا ضمن وصایایش به ابوذر ،فرمود:”چهار چیز است که تنها نصیب مؤمن می شود، نخست سکوت است که سرآغاز عبادت است…۶”؛عیسى(ع) نیز فرمود:”جز به ذکر خدا، سخن زیاد مگویید زیرا کسانی که در غیر ذکر خدا سخن بسیار می گویند دل هایی پر قساوت دارند ولی نمی دانند!٧”؛امام رضا(ع)نیز فرمود:”سکوت دری از درهای دانش است؛سکوت محبت می آورد[زیرا بسیارى از دشمنى ها ناشى از نیش زبان است]؛ و دلیل و راهنمای همه خیرات است٨”؛نباید سخن گفت ناساخته/نشاید بریدن نینداخته/تأمل کنان در خطا و صواب/به از ژاژخایان حاضر جواب…
گاهى سکوت،خود بهترین بلاغت است:سعدی ثنای تو نتواند به شرح گفت/خاموشی از ثنای تو حد ثنای تست!؛حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما/بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم! امیرمومنان:”سکوت بجا، موجب وقار و بزرگى است و تو را از مشکل عذرخواهى [بخاطر زیاده گوئى] حفظ مى کند٩” و نیز:”اگر فایده سخن گفتن، بلاغت است، فایده سکوت، سلامت از لغزش هاست١٠”؛و امام مجتبى(ع)فرمود:”سکوت یاور خوبی در بسیارى از موارد است هرچند سخن گویی فصیح باشی!١١”. باید بدانى هر آنچه آدمی بر زبان میراند توسط نگهبانی از سوی خداوند ثبت و ضبط میشود و در دادگاه دادگر بدان رسیدگی شده و بازخواست میگردد(مَا یَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ١٢)؛و وظیفه مندیم سخنى استوار گوئیم(قُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا١٣).لذا سکوت،موجب نجات است:حذر کن ز نادان ده مرده گوی/چو دانا یکی گوی و پرورده گوی/صد انداختی تیر و هر صد خطاست/اگر هوشمندی یک انداز و راست/چرا گوید آن چیز در خفیه مرد/که گر فاش گردد شود روی زرد…؟
در میان اعضاء بدن انسان، اصلاح و کنترل هیچ یک از اعضاء به اندازه زبان، دشوار نیست لذا پیامبر(ص)فرمودند. “هر کس زبانش را اصلاح نماید به تمام قرآن عمل کرده است١۴”و گفته اند: اگر سخن گفتنت نقره باشد، سکوت تو طلا است! بطور خلاصه ،حفظ اعتدال در سخن و سکوت ، از تصمیم ها و انتخاب هاى مهم آدمى است؛غیر از مواردى که سخن گفتن واجب و مسحب است چون شهادت بر حق و تعلیم و تعلم و امر به معروف و نهى از منکر و…زبان دوختن، یارى بزرگى بر سلامت و حسن عاقبت است.ای برادر گر تو هستی حق طلب/جز به فرمان خدا مگشای لب/گر خبر داری ز حی لایموت/بر دهان خود بنه مهر سکوت/ای پسر پند و نصیحت گوش کن/گر نجاتی بایدت خاموش کن/هر کرا گفتار بسیارش بود/دل درون سینه بیمارش بود/عاقلان را پیشه خاموشی بود/پیشه جاهل فراموشی بود…صمت عادت کن که از یک گفتنت/میشود تاراج، این تحت الحنک!/ای خوش آنکو رفت در حصن سکوت/بسته دل در یاد «حیّ لایموت»…
————————-
١.سوره الرحمن،آیه ٣.
٢.سوره مریم،آیات٢٣-٢۶.
٣. بحارالانوار، جلد٧۵،ص٣١٢،از پیامبر(ص).
۴.همان،ص٣٠٠،از امام صادق(ع).
۵.میزان الحکمه،ج٢،ص١۶۶٧،ح١٠٨٢۵،از امیرمومنان(ع).
۶.همان،ح ١٠٨٠۵.
٧. اصول کافی، ج٢،باب الصمت و حفظ اللسان، ح ١١.
٨. همان،ص١١٣.
٩.غرر الحکم، ح١٨٢٧.
١٠.غرر الحکم، شماره٣٧١۴.
١١. میزان الحکمه، ماده صمت، حدیث ١٠٨٢۶.
١٢.سوره ق،آیه١٨.
١٣.سوره احزاب،آیه ٧٠.
١۴.ملکی تبریزی، رساله لقاء الله،ص٧٢.