فیض را دیدم به سرعت مى رود،گفتم:کجا؟/گفت:نور حق ز واد ایمنم بنموده شد!؛چنان زین کن از سعى، رخش عزیمت/ که با باد صرصر کنى هم عنانى/چنان سیر ره کن به سرعت که از تو/ز صرصر، سبک تر گریزد گرانى..!
از تعجیل در کارها، اگرچه غالباً نهى شده اما در امور خیر و رشد و کمال،شتاب و سرعت،توصیه شده است.خداوند در توصیف مومنان فرموده:” آنان در خیرات و نیکى ها شتاب مى کنند و سرعت مى گیرند(یُسَارِعُونَ فِی الْخَیْرَاتِ١). وقتى که جاده ،اتوبانى وسیع و هموار است و مانع و خطرى نیز در کمین نیست، سرعت ایمن،پسندیده و نیکوست چون زودتر تو را به مقصد -که هدف سیر توست -مى رساند، زمانى که همه چیز مناسب سرعت است باید چون باد صبا و باد شمال ،رخش تازاند:”وقت سرعت بُوَد تقدم جوى/وقت تدبیر،فکر و عقل و کمال/از لحاظ جهندگى، چو صبا/از لحاظ روندگى، چو شمال! ؛ به سرعت آن چنان زین خاکدان بگذر/ که باد از سرعتت پنهان شود در چاه …!
دو واژه قرآنى سرعت و سبقت، یکى به معنى شتاب و دیگرى به معنى پیشگامى،هر دو در مسیر رفتن به سوى نیکى ها توصیه شده است.سرعت در کار خیر،خوبى ها را زودتر تحقق مى بخشد و سبقت گرفتن از یکدیگر،پیشگامان نیکى ها را افزون مى کند.این دعوت، مستقیماً از سوى خداست که دعوت به سرعت نموده است:”براى رسیدن به آمرزشى از سوى خدا و بهشتى که به وسعت آسمان ها و زمین است،بشتابید و سرعت گیرید”(سَارِعُوا إِلَی مَغْفِرَهٍ مِن رَبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّماوَاتُ وَالْأَرْضُ٢).اگر میدان مسابقه به عظمت کهکشان رضایت الاهى است و فضا این اندازه باز و گسترده است،تا مى توانید با سرعت بروید و تند بپیمائید زیرا بیم هیچ تصادف و تزاحمى نیست.کندى و تنبلى و سستى در اینجا ضد ارزش است.هم “سارعو”داریم یعنى تا مى توانید بدوید و هم “سابقوا” داریم یعنى تا مى توانید جلو بزنید! ؛ برق با سرعت عزمت، همه صبر است و سکون/کوه با صدمه حُکمت، همه سیر است و شتاب…!
چرا در بستر غفلت بمانى وبر درشگه کندرو سوار باشى و دیگران سوار بر مرکب بادسیر و آذرخشآسمان پیما از کنار تو به سرعت بگذرند و تو زمین گیر شوى و نرسى؟! این مسابقه در میدان علم است و معارف و تقوى و پایانش نیز مغفرت است و فردوس برین، هر چه تندتر بهتر، اگر کسی مثل حسن بن علی(سلام الله علیهما) باشد، چون در متن صراط مستقیم است، اگر چندین بار اموالش را بین خود و فقرا تقسیم کند٣، این عدل است نه اسراف؛ و اگر کلّ مالش را به دیگری بدهد، بازهم عدل است نه اسراف ؛ زیرا او در صراط است؛ صراط ، دیگر اسراف و تبذیر ندارد. ما چون عقب هستیم ،نمیدانیم و نمیتوانیم چون در صراط نیستیم ! آنان که در متن صراط اند،چنان مى کنند که اولیاى الاهى کردند؛لذا در زیارت «جامعه کبیره» به این ذوات قدسی عرض میکنیم:شما هستید آن صراط استوار و قویم و أقوم :(أنتم الصراط الأقوم۴)؛چون مى روى به کویش، اى سائر طریقت/ تا سر رود به سر رو و تا پا رود به پا پو…!
“سارعوا”،حد مشخصى ندارد؛ مى خواهى از شایسته ترین بندگان الاهى شوى چنانکه در دعا مى خوانى: “مرا از بهترین بندگان نزد خویش قرار ده”(واجعلنی من احسن عبادک نصیباً عندک ۵)؛از او بخواه که با سرعت به شایستگان و بلندپایگان بارگاه الاهى و پرواپیشگان و خوبان برسى و پیشواى خیر براى دیگران باشى (وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَاماً۶).پیشگام عالمان، خادمان و مرزبانان و عدالت پیشگان.اینانند اهل سرعت و سبقت. اگر کسی در این امور خواست سرعت و سبقت بگیرد،بسیار هم پسندیده است:شتاب اگر بتوانى گزید در اخلاق/ تو را رسد که به سرعت زپل عبور کنى ؛سرعت اندیشه پیدا کن چو برق/ در مصاف بحث هاى غرب و شرق؛ بس که زخود کرده به سرعت سفر/ باز نمانده قدمش از نظر؛ چو بر خنگ سیلاب سرعت نهى زین/ز خوبان عالم بیاموز سیلاب رانى ؛ به سرعت آن چنان زین خاکدان تیره راهى شو/که گردد سرمه از گرمى چو بر خارا نهى پا را…!
—————————-
١.سوره مومنون،آیه۶١.
٢.سوره آل عمران،آیه ١٣٣.
٣.شرح نهجالبلاغه (ابن ابی الحدید)، ج١۶،ص١.
۴.مفاتیح الجنان،زیارت جامعه کبیره.
۵.همان.دعاى کمیل.
۶.سوره فرقان،آیه ٧۴.