دوستى

 
 
 
 
 
چه توان گفت در لطافت دوست/هرچه گویم از آن لطیف تر است!/من قدم بیرون نمى یارم نهاد از کوى دوست/دوستان معذور داریدم که پایم در گل است!؛ من بى تو زندگانى، خود را نمى پسندم/کاسایشى نباشد بى دوستان، بقا را؛ از جان طمع بریدن،آسان بود ولیکن/از دوستان جانى،مشکل توان بریدن…نزدیک ترین افراد به انسان بعد از والدین و خویشان،دوستان اند،آنان نیز اگر دوست باشند،شایسته ترند! پیوند دوستى، از پیوند خویشى نیز مى تواند محکم تر شود:مرا به علت بیگانگى مران از خویش/که دوستان وفادار،بهتر از خویش اند! تأثیرى که انسان از دوستان مى پذیرد گاهى بر تأثیر والدین و آموزگاران،پیشى مى گیرد.در این دوستى هاست که هویت و شخصیت انسان از طریق دوست خویش شکل گرفته و چنان درهم تنیده مى شود که گوئى خود انسان است که فرمودند:” دوست هر شخص به منزله خود اوست، پس باید بنگرى که چه کسى را براى دوستى خویش برمى‏گزینى!١”…
 
در این زمانه سخت ، که دشمنان نیز خود را در لباس دوست عرضه مى کنند، چه کسى را مى توان دوست واقعى نامید؟ امیر مومنان فرمود: “در تحولات روزگار، ماهیّت و جوهره شخصیت اشخاص، شناخته مى‏شود٢” یعنى مرور زمان و نشیب و فرازهاى زندگى است که ادعاهاى دوستى افراد را راستى آزمائى مى کند؛و در بیانى دیگر فرمودند:”دوستان تو سه گروه اند: دوست تو، دوست دوستِ تو و دشمنِ دشمن تو؛ همچنان که دشمنان تو سه گروهند: دشمن تو، دوست دشمن تو و دشمن دوست تو٣” و نیز: “دوست و رفیق، وقتى دوست واقعى است که در سه هنگام انسان را فراموش نکند: هنگام گرفتارى، مددکار او باشد، و در نبود و غیبت انسان، مدافع او باشد و پس از وفات و مرگ دوست، همچنان به یادش باشد۴”:دوست آن باشد که گیرد دست دوست / در پریشان‏حالى و درماندگى ؛به دستان،دوستان را کیسه پرداز/به زخمه،زخم دل ها را شفا ساز؛ دشمنان را زخون کفن سازیم/دوستان را قباى فتح دهیم؛ آسایش دو گیتى تفسیر این دو حرف است/با دوستان مروت با دشمنان مدارا؛…
 
این دوستى،حتماً بر اساس محور و قطبى است و گرنه پایدار نخواهد بود یا رشته اش از هم گسسته خواهد شد و به دشمنى خواهد انجامید.به گزارش قرآن ،دوستى هائى که بر محور خداباورى و تقوى نباشد ، به دشمنى و عداوت در آخرت مى انجامد و حسرت مى خورند که چرا با یکدگر دوست شده اند:حال کسانى‌که بر اساس غیر تقوا، دوستانى انتخاب کرده‌اند، در قیامت چنین است:”واى بر من! اى کاش فلانى را دوست خود بر نمى‌گزیدم(یا وَیْلَتى‌ لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلًا۵) و در آن  هنگام هیچ دوستى سراغ دوست صمیمى اش را نمى گیرد و به او کمکى نمى کند(وَ لا یَسْئَلُ حَمِیمٌ حَمِیماً۶)؛ بلکه دوستان، دشمن یکدیگر مى‌شوند جز پروا پیشگان(الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِینَ‌٧) و به یکدیگر لعنت خواهند کرد(کُلَّما دَخَلَتْ أُمَّهٌ لَعَنَتْ أُخْتَها٨) و از هم فرار خواهند نمود(یوم یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ٩)و گناهان خود را به گردن یکدیگر مى‌اندازند که اگر شما نبودید ما مومن بودیم(لَوْ لا أَنْتُمْ لَکُنَّا مُؤْمِنِینَ١٠)…دوستانى که با نفاق افتند/ دشمنان را هم اتفاق افتند… 
 
یک دسته دوستى ها هم بر محور پیشوایان هدایت است.کسانى که امام معصوم را دوست خویش قرار مى دهند و به آنان عشق مى ورزند و بر اساس رهنمود ها و راه نشانى هاى آنان،زندگى خود را تنظیم مى نمایند.در گفتگوى صمیمانه اى که موسی با خدا دارد،خداوند از او مى پرسد:”اى موسى! آیا هرگز براى من، با کسى دوستى کرده و به خاطر من با کسى دشمنى ورزیده اى ؟!” آنگاه موسى دانست که برترین اعمال دوستى و دشمنى به خاطر خداست١١. دوستى با امام،دوستى حقیقى و نشان دوستى با خداست و اوست که مى تواند بهترین دوست،انیس و مونس انسان باشد.امام رضا (ع) در توصیف امام فرمود:امام، دوست و رفیقى دلسوز و مونس،پدرى مهربان،مادرى دلسوز به فرزند کوچک و پناه بندگان خدا ر گرفتارى هاى سخت است(الْإِمَامُ الْأَنِیسُ الرَّفِیقُ وَ الْوَالِدُ الشَّفِیقُ وَ الْأَخُ الشَّقِیقُ وَ الْأُمُّ الْبَرَّهُ بِالْوَلَدِ الصَّغِیرِ وَ مَفْزَعُ الْعِبَادِ فِی الدَّاهِیَهِ النَّآدِ…١٢).آن بزرگواران،چون مظاهر لطف و مهر الاهى اند چه در زمان حیات و چه بعد از آن ،پناه و دستگیر دوستان خویش اند اگر ما در دوستى با آنان ،صادق باشیم.این دوستى است که موجب رفعت و بزرگى ما خواهد شد…آن که منظور دیده و دل ماست/نتوان گفت شمس یا قمر است؛ حقیقت آنکه،نه در خورد اوست جان عزیزم؛ جان من ،جان من،فدایش باد…
—————————
١.بحارالانوار، ج ٧۴،ص١٧٩. 
٢.همان،ص١۶٣.
٣. همان، ص١۶۴. 
۴.همان،ص١۶٣. 
۵.سوره فرقان،آیه٢٨.
۶.سوره معارج،آیه ١٠.
٧.سوره زخرف،آیه ۶٧.
٨.سوره اعراف،آیه ٣٨.
٩.سوره عبس،آیات٣۴-٣٨.
١٠.سوره سبا،آیات٣١-٣۴.
١١.میزان الحکمه،ج١ص۵١۴.
١٢.کافى،ج١،ص١٩٨،مسندالامام الرضا،١/۶٩.
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه