يك صبح به اخلاص بيا در بر ما/گر كار تو برنيامد آنگه گله كن!...بر بساط عاشقى،از روى اخلاص و يقين/چون ببازى جان و تن،مقصود آنگه ...
مرد خردمند هنرپیشه را/ عمر دو بایست در این روزگار/تا به یکی تجربه آموختن/ در دگری تجربه بردن بکار... هر آنگاهی که باشد مرد، هُشیار/ زسوراخی دوبارش کی گزد مار..."تجربه" در لغت به ...
راهرو گر صد هنر دارد، توکل بایدش...راستى چه غم دارد رهرو مدارج رفعت و بزرگى، وقتى كه متوكل است به خالق بزرگى و رفعت و ...
كاردانان،به كارها بگمار/ورنه،سرمايه ات تباه شود/جاهلان راس كارها باشند / كوه نعمت، بدل به كاه شود/ به تخصص بها دهي اين مُلك /مهد آبادى و ...
نبينى كه چون با هم آيند مور/زشيران جنگى،برآرند شور/نه مورى؟ كه مويي كزآن كمتر است/چو پُر شد ز زنجير محكم تر است! مردم وقتى نيازهاى ...
پايش اعمال خود،هر روزه كن/ گر بدى دارى، ز بدها توبه كن/ ور به خوبى بگذراندى روز را/ اين روش در زندگى مستوره كن/ راه ...
شكر كن تا خدا بيفزايد/ دَرِ نعمت خدای بگشاید...سعدى نيز گويد: شكر نعمت،نعمتت افزون كند/كفر، نعمت از كفت بيرون كند... سپاس و شكر، موجب زيادتى ...
...آري به اتفاق جهان مي توان گرفت! كمتر واژه اى به دلنشينى اتحاد و اتفاق و وحدت سراغ داريم؛ واقعاً بايد گفت،اختلاف و افتراق و ...
صبرو ظفر, هر دو دوستان قدیم اند/ بر اثر ِ صبر نوبت ِ ظفر آید...آرى! صبر ، تو را به ظفر و پيروزى و بزرگى ...