شرک و کفران

          هم برادر بودند هم شريك كارى؛اما حالا اختلاف پيدا كرده و دعوا و مرافعه داشتند.يكى از آنها مى گفت:همه زحمات را من كشيدم و او ...

سراى آزمون

          امير گفت:يكى ازاساتيد ما در دانشگاه،شيوه خاصى در آزمون دارد.گاهى برگه هاى دانشجويان را با موبايل خود عكس مى گيرد بعد به خودشان مى دهد كه ...

ما و شیطان

          دورهمى دوستان در باغ يكى از بچه ها در حومه شهر بود و قرار بود روزى را بعد از امتحانات خوش بگذرانند! هركس هم قرار ...

مالک و مُلک

          داشت در مورد نظام هاى سياسى و حكومتى تحقيق مى كرد،يكى از انواع آنها، نظام هاى پادشاهى است كه مَلِك در اين نظام ها از ...

قرب و لقاء

          چند كوهنورد جسور ،عزم كرده بودند به قله اورست صعود كنند. پس از روزها تلاش ،عليرغم دشوارى ها ، حالا خيلى نزديك قله بودند و ...

دعا و ثنا

          به شكرانه حل شدن مشكلش،شيرينى گرفته و به اداره آمده بود.همكارانش به او تبريك مى گفتند.يكى پرسيد:براى ما تعريف كن،چطور شد كه حل شد؟ كسى ...

پروا و تقوىٰ

        گفتم :شرط دوست داشتن واقعى چيست؟ گفت:  آنكه جز رضاى دوست نبينى و جز به او انديشه نكنى و جز او را در دل راه ندهى ...

رزق و روزى

          حميد به مناسبت قبولى در مصاحبه استخدامى ، دوستانش را به يك سور دعوت كرده بود.بعد از غذا حميد رو كرد به مسعود و گفت:اساتيد ...

بیم و امید

          مسعود گفت: حميد امروز براي مصاحبه استخدامى به يك شركت بزرگ رفت،خبر نداريد نتيجه چه شد؟على گفت: من نيمساعت پيش به او زنگ زدم در ...