هم برادر بودند هم شريك كارى؛اما حالا اختلاف پيدا كرده و دعوا و مرافعه داشتند.يكى از آنها مى گفت:همه زحمات را من كشيدم و او ...
امير گفت:يكى ازاساتيد ما در دانشگاه،شيوه خاصى در آزمون دارد.گاهى برگه هاى دانشجويان را با موبايل خود عكس مى گيرد بعد به خودشان مى دهد كه ...
دورهمى دوستان در باغ يكى از بچه ها در حومه شهر بود و قرار بود روزى را بعد از امتحانات خوش بگذرانند! هركس هم قرار ...
داشت در مورد نظام هاى سياسى و حكومتى تحقيق مى كرد،يكى از انواع آنها، نظام هاى پادشاهى است كه مَلِك در اين نظام ها از ...
چند كوهنورد جسور ،عزم كرده بودند به قله اورست صعود كنند. پس از روزها تلاش ،عليرغم دشوارى ها ، حالا خيلى نزديك قله بودند و ...
به شكرانه حل شدن مشكلش،شيرينى گرفته و به اداره آمده بود.همكارانش به او تبريك مى گفتند.يكى پرسيد:براى ما تعريف كن،چطور شد كه حل شد؟ كسى ...
گفتم :شرط دوست داشتن واقعى چيست؟ گفت: آنكه جز رضاى دوست نبينى و جز به او انديشه نكنى و جز او را در دل راه ندهى ...
حميد به مناسبت قبولى در مصاحبه استخدامى ، دوستانش را به يك سور دعوت كرده بود.بعد از غذا حميد رو كرد به مسعود و گفت:اساتيد ...
مسعود گفت: حميد امروز براي مصاحبه استخدامى به يك شركت بزرگ رفت،خبر نداريد نتيجه چه شد؟على گفت: من نيمساعت پيش به او زنگ زدم در ...