دورهمى دوستان در باغ یکى از بچه ها در حومه شهر بود و قرار بود روزى را بعد از امتحانات خوش بگذرانند! هرکس هم قرار بود کارى بکند.من و شاهین باید آتش را آماده مى کردیم لذا به دنبال جمع کردن هیزم به انتهاى باغ رفتیم.درخت هاى باغ همسایه که بعضى شاخه هایش به این باغ آمده بود با میوه هاى تازه به ما چشمک مى زد.شاهین گفت :یک مقدار بچینیم براى بچه ها ببریم؟گفتم:آخر…گفت:آخر ندارد شاخه هایش در این باغ است و حق اینجاست…گفتم:صبرکن بپرسیم.اوقات شاهین تلخ شد…بعد از نهار در دورهمى ،شاهین موضوع را مطرح کرد و بحث موافق و مخالف درگرفت! على گفت:أمان از وسوسه هاى شیطان،از هر راهى وارد مى شود،این بار از طریق میوه درخت همسایه! شاهین گفت:شیطان دیگر کیست؟! اگر واقعاً هست،اصلاً چرا خدا او را آفریده که در ما وسوسه کند؟ چرا این دشمن قوى را بر ما مسلط کرده؟ آیا مردم پناهى براى در امان ماندن از مکر و کید او دارند…؟
مسعود گفت:شیاطین از جنس جن آفریده شده اند،جنیان هم مخلوقات الاهى هستند که در میان آنها هم مومن هست و هم کافر.پدر همه شیاطین،ابلیس بود که از فرمان خدا مبنى بر سجده بر آدم،تمرّد کرد و رانده شد و رجیم نام گرفت و سوگند یاد کرد که به اغواى مومنان برخیزد و با وسوسه ،آنها را به کارهاى ناصواب بکشاند.لذا خداوند به انسانها هشدار داد که مراقب وسوسه هاى او باشند که او دشمن آشکار آنهاست(إِنَّ الشَّیْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِینٌ).شیطان هم کسی را مجبور نمى کند بلکه فقط وسوسه مى کند(یُوَسْوِسُ فی صُدورِ الناس).انسان با اختیارى که دارد مى تواند پیشنهاد شیطان را بپذیرد یا با او مخالفت کند.انسان هاى با اراده، دست رد به سینه شیطان مى زنند و از حرام و رشوه و فساد و همه کارهاى زشت،اجتناب نموده و او را نا امید مى سازند…شاهین گفت:اگر اصلاً نمى بود،بهتر نبود…؟!
من گفتم: اولاً بنای این جهان بر اختیار است تا گوهر افراد هویدا شود.هرکس باید آزادانه حق انتخاب داشته باشد تا ارزشش با انتخابش،آشکار شود.من،تو،حتى شیطان،حق انتخاب داریم و او راه خطا را برگزید.شاهین گفت:ما با شیطان فرق داریم.او عمر طولانى دارد و مى تواند در دل همه وسوسه کند و همه را منحرف سازد.مسعود به کمک من آمد و گفت:هر چقدر هم قوى باشد از خدا قوى تر نیست.خدا براى ما ابزارهائى چون عقل،حجت هاى الاهى، توفیقات ربّانى،ایستگاه هاى توبه و مغفرت و توسل و شفاعت و…را نهاده که مى توانیم کید او را باطل کنیم؛نباید احساس کنیم که قافیه را باخته ایم.باید با استفاده از مکانیزم هائى که بر شمردم پشت او را به خاک بسائیم که اولیاى الاهى چنین کردند و موفق شدند…شاهین گفت: مثلاً در مورد میوه هاى همسایه،چاره چیست؟ صاحبخانه گفت: من بهتر از آنها را از باغ خودمان برایتان چیده ام،یکى برود از یخچال بیاورد! من گفتم:بهتر از این مى خواستى شاهین…؟!
مسعود گفت:وسوسه های معروف شیطان و پادزهر آنها را خداوند نام برده است تا هشیار باشیم.شاهین گفت:آنها چیست؟مسعود گفت:او گفته بر صراط مستقیم مى نشیند تا افراد را از آن منحرف نموده و به بیراهه برد،راه مستقیم ،راه پیامبر و امامان است؛راه امام زمان است؛اگر در این راه بمانیم،شیطان را پس زده ایم.دیگر اینکه او ما را به سوى آرزوهاى طولانى دنیوى دعوت مى کند و وعده هاى دروغین مى دهدو به راه غرور مى کشاند (یَعِدُهُمْ وَ یُمَنِّیهِمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ إِلَّا غُرُوراً)،فریبش را نخوریم و از آرزوهاى دور و دراز و وعده هاى وسوسه انگیزش فاصله گیریم.دیگر آنکه او ما را از فقر مى ترساند و براى فرار از فقر،به فساد و زشتى ها فرا مى خواند(الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ).فریبش را نخوریم و تضمین خدا را برای رزق و روزى باور داشته باشیم و تن به فساد و فحشا ندهیم…شیطان و بالاتر از شیطان با این اهرم ها و در رأس آنها رفتن در پناه ولىّ الله الاعظم ،هیچ تسلطى بر ما نخواهد داشت…