جاودانه پیامبر (33.آخرین حج)

پس از هجرت به مدینه،پیامبر(ص) سه بار برای  عمره به مکه  رفت؛ اما به گفته مورخان و محدّثان، فقط یک بار در مراسم حج تمتع حضور یافت و آن چند ماه پیش از وفاتش بود. از آنجا که این حج در آخرین سال عمر آن حضرت(ص) واقع شد و پیامبر در آن با مسلمانان وداع کرد، به حجه الوداع (حج خداحافظی) مشهور است، زیرا رسول خدا(ص) پس از آن دیگر حجی انجام نداد. فراخوانی پیامبر (ص) از مردم، برای بجا آوردن حج، در آخرین سفر زیارتی خویش به مکه توسط این آیه از قرآن انجام شد که خطابش با پیامبر است، « و اذن فی الناس بالحج یاتوک رجالا وعلی کل ضامر یاتین من کل فج عمیق» (مردم را دعوت عمومی به حج کن تا پیاده و سواره بر مرکبهای لاغر از هر راه دور (به سوی خانه خدا ) بیایند. [1]

پیامبر (ص) پس از اقامت ده ساله در مدینه و پس از نزول آیه «و اذن فی الناس بالحج…» منادیان را فرمان داد که اعلام کنند پیامبر، امسال به حج خواهد رفت. این دعوت به دور دست‌ترین مناطق رسید، از اطراف و حوالی و نزدیکی‌های مدینه مردم زیادی به مدینه آمدند و خود را آماده و مهیای رفتن به حج در رکاب آن بزرگوار کردند. آن حضرت در ۲۵ ذیقعده سال دهم هجری، از مدینه به سوی مکه خارج شد، و نامه‌ای به علی(ع) نوشت که از یمن برای انجام حج به مکه بیاید و خود به قصد حج «قران»، شترانی را برای قربانی  برداشته به سوی مکه حرکت نمود؛ در مسجد شجره احرام  بست و مردم نیز به پیروی از آن حضرت احرام بستند و از منطقه بیداء (حدود دو کیلومتری مسجد شجره) تا کراع الغمیم (در شش کیلومتری مکه) لبیک را ادامه دادند و مردم نیز برخی سواره و برخی پیاده بودند.

از سوی دیگر، علی (ع) که برای ماموریتی در یمن بود بعد از دریافت نامه پیامبر، با لشکری که همراهش بودند از یمن به سوی مکه حرکت کرد و آن حُلّه‌ها و جامه‌هایی که از مردم نجران گرفته بود، نیز با خود داشت و چون رسول خدا به نزدیکی مکه رسید،حضرت علی نیز به آنها ملحق شد و گزارش کارهای انجام شده را به پیامبر ارائه کرد. پیامبر خدا از دیدار او و انجام دستوراتش خرسند شد و به او فرمود:« ‌ای علی به چه نیتی احرام بستی؟»، عرض کرد:« ‌ من هنگام تلبیه و احرام نیتم را به نیت شما پیوند کرده و گفتم: بار خدایا احرام می‌بندم مانند احرامی که پیامبرت بسته، و ۳۴ شتر برای قربانی با خود آورده‌ام»، رسول خدا فرمود: «الله اکبر» من ۶۶ شتر برای قربانی آورده‌ام و تو در حج و مناسک قربانی با من شریک هستی».

در غیاب حضرت علی (ع)، لشکر درجامه ها قبل از تقدیم به پیامبر تصرف کرده بودند اندوهگین شد و از آنها باز گرفت و به پیامبر تقدیم کرد. بعضی از آنان از این کار مولا نزد پیامبر شکایت کردند. رسول خدا دستور فرمود منادی در میان مردم فریاد زد:« زبان‌های خود را از شکایت علی (ع) کوتاه کنید؛ زیرا که او در باره آنچه مربوط به خدا است سخت‌گیر است و در باره دین اهل سازش و کوتاه آمدن نیست»، آنان از بدگویی و شکایت خودداری کردند و دانستند که آن حضرت نزد رسول خدا (ص) جایگاه شایسته‌ای دارد و هر کس در صدد عیب جویی او برآید مورد خشم رسول خدا واقع می‌شود.

تا پیش از سفر حجه الوداع، دستور حج تمتع نیامده بود و حج را به صورت «قران» و «افراد» بجا می‌آوردند و رسول خدا با این که حج قران بجا آورد، نخست به مکه سپس به منی و عرفات و مشعر رفته است. دلیل این که رسول خدا با این که از مدینه به حج آمده بود و روی این قاعده بایستی حج تمتع بجا می‌آورد ولی حج قران انجام داد، همان است که در حدیث بدان تصریح شده است که پیش از این سفر دستور حج تمتع نرسیده بود و در این سفر بود که رسول خدا فرمود:« عمره را تا به روز قیامت داخل در حج کردم». [2]

ظهور قدرت اسلام و ضعف کفار، در حجه الوداع نمایان بود. این آیه شریفه نازل شد:« امروز کافران از (زوال) آئین شما مأیوس شدند، بنابراین از آنها نترسید و از (مخالفت) من بترسید، امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان آئین (جاودان) شما پذیرفتم». [3]

بنا بر روایتی از امام باقر(ع) این آیه شریفه بعد از نصب حضرت علی(ع) به فرمان الهی پیامبر (ص) به مقام ولایت و جانشینی خود (پس از حجه الوداع) در غدیرخم ، نازل شده است. [4]

___________

۱.حج/۲۷.

۲.مفید، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج۱، ص۱۷۱ – ۱۷۹؛ اربلی، کشف الغمه فی معرفه الائمه، ج۱، ص۲۳۵ – ۲۳۷.

۳.مائده/۳.

۴.طبرسی، مجمع البیان۲۷۴/۳.

این بلاگ تحت نظارت دکتر فخاری تهیه و تولید شده.