رسم كرده اند كه عروس و داماد خانه اى جدا داشته باشند و به دور از والدين،آپارتمانى بگيرند و مستقل زندگى كنند.دو جوان كم تجربه ، به دور ...
كنارم نشسته بود و دعا مى كرد؛ بين دعاهايش، شنيدم كه مى گفت: خدايا شكرت كه در اين محل جديد،همسايگان خوبي نصيبمان كردى...دعاهايش كه تمام ...
دوستم تعريف كرد كه : نكات استاد را براي هر دو عمويم گفتم.ابتدا كمى جا خوردند اما چون كلام مولا را برايشان خواندم سكوت كردند ...
گفت من دو عمو دارم كه از جهت فكرى و سلوك و رفتار در دو جبهه مخالف هم هستند؛يكى تارك دنيا و اهل رياضت و عزلت و ديگرى ...
در فاميل و محله همه او را دوست داشتند؛محبوب همه بود و پير و جوان و حتى كودكان به او علاقه داشتند. اگر يك هفته به مسافرتى يا ...
اين خويشاوند ما، داراى تمكن مالي خوبي است؛ دائماً در تلاش اقتصادى است؛ پيوسته گوشي هايش زنگ مى خورد و در كار حل و فصل ...
هيچكس از شوخى هاى او در امان نبود! وقتى به مجلسي وارد مى شد، همه افراد خودشان را جمع و جور مى كردند تا تير شوخى هاي او ...
موضوع تحقيقش "عيد در فرهنگ اسلامى" بود و تصميم داشت تعريف جامعى از آن به دست بدهد و اينكه به چه روزهائى ،عيد گفته مى ...
به شغل معلمى علاقه داشت و مى گفت به پاس قدردانى از معلمان خوبي كه داشته ام ، مى خواهم در بالندگى فرزندان اين مرز ...