به ياد داريم يكى از اولين موضوعات انشاء هاي ما در مدرسه،عبارت بود از "علم بهتر است يا ثروت"! در آن ايام، آموزگاران ما در شرايطي كه ...
در كلاس "مهارت هاى مدير"،بوديم و استاد مى گفت: ما در سازمان خود، دو مدير داشتيم يكى خوش بيان و مودب و نرمخو و ديگرى بد زبان ...
"طورى ، به تاراج عمر خود مشغوليد كه انگار عمرتان رو به اتمام نيست و به شما خبر داده اند كه هزار سال ديگر زنده ...
در آستانه زندان بود، شكست در كسب و كار و بدهى سنگين به افراد و چك هائى كه دادگاهى شده بود. نسبت فاميلى با ما داشت ...
پريشان بود و آشفته و مى گفت: تصميم گيرى در بعضي موقعيت ها چقدر دشوار است؛ تا به حال سر دوراهى سرنوشت قرار گرفته اى ؟! دو راهى ...
سرآغاز او را خداوندگار سخن گفته اند و كتابش را برادر كتاب خدا، اما غريب تر از او كسي وجود ندارد؛غربتش در ميان دوستانش، دردناك ...
جناب بهاء الله در كتاب اقدس خود را خداى زندانى معرفي مى نمايد؛خدائى كه مالك اسماء است(چون همه مخلوقات مظهر اسم الله هستند،مالك اسماء يعنى ...
جناب بهاء الله به عنوان يك طرح نو به پارلمان هاي جهان توصيه مى كند كه به منظور اتحاد و اتفاق ملل جهان و اعتلاي تمدن بشري ...
در كتاب اقدس ، برخلاف آموزه وحدت عالم انسانى ،همه انسان ها به يك چشم نگريسته نمى شوند و جناب بهاءالله خط كش خودي و ...