قرآن براى اتحاد محور تعیین مى نماید و مى فرماید: “همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید، و نعمت خدا را بر خود به یاد آورید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان شما الفت ایجاد کرد، و به برکت نعمت او برادر شدید١”؛و نیز تفرقه و اختلاف را در ردیف عذاب های آسمانی عنوان کرده و می فرماید:خداوند قادر است که از بالا یا از زیر پای شما، عذابی بر شما بفرستد، یا به صورت دسته های پراکنده شما را با هم بیامیزد، و طعم جنگ (و اختلاف) را به هر یک از شما به وسیله دیگری بچشاند٢”؛و نیز:”همانا کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند، و به گروه های گوناگون تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه ای با آن ها نداری، سر و کار آن ها تنها با خدا است٣”؛ در سایه اتحاد و وحدت بود که آئین ما جهانگیر شد.به سخن اقبال لاهورى: حق تعالی پیکر ما افرید/وز رسالت در تن ما جان دمید/حرف بی صوت اندر این عالم بدیم /وز رسالت مصرع موزون شدیم/از رسالت در جهان تکوین ما /از رسالت دین ما آئین ما /از رسالت صد هزار ما یک است /جزو ما از جزو ما”لاینفک است/از رسالت هم نوا گشتیم ما/هم نفس، هم مدعا گشتیم ما/آن که شان اوست یهدی من یرید/از رسالت، حلقه گِرد ما کشید…
قرآن،گروه گرایی و پراکندگی را از برنامه های مشرکان دانسته، و مسلمانان را به شدت از آن نهی کرده و به انسجام تحت پوشش توحید دعوت فرموده و با صراحت می فرماید:”از مشرکین نباشید، از کسانی که دین خود را پراکنده ساختند، و به دسته ها و گروه ها تقسیم شدند٣”. پیامبر اکرم (ص) فرمود: “مسلمانان، یک دست (نیرومند) نسبت به بیگانگان هستند۴” و نیز فرمود: “مسلمانان نسبت به همدیگر هم چون یک انسان هستند که هرگاه عضوی از اعضای او دردمند شود، اعضای دیگر او نیز احساس درد می کنند۵”؛ امام صادق (ع)شبیه همین سخن را فرمود:” مؤمن برادر مؤمن است، مانند پیکری که هرگاه عضوی از آن دردمند شود، اعضای دیگر هم احساس درد کنند۶”؛ امیرمؤمنان علی (ع)نیز فرمود:” به جمعیت عظیم مسلمانان بپیوندید، که دست خدا با جماعت است، و از پراکندگی دوری کنید که انسان تنها، سهم شیطان است، چنان که گوسفند تک رو، طعمه گرگ خواهد بود!٧” و”آگاه باشید! کسی که به این شعار (اغواگر و تفرقه افکن خوارج) دعوت کند،او را بکشید اگرچه در زیر عمامه من پناه شده باشد!٨”…
یقین داشته باشید سیادت و بزرگى ،جز از طریق اتحاد به دست نخواهد آمد؛بایداز تعصبات ملی، نژادی، زبانى، قومیت گرایی، تفرقه و شکاف در جهان دورى کنیم؛اقبال لاهورى:رشته ی وحدت چو قوم از دست داد/صد گره بر روی کار ما فتاد/ما پریشان در جهان چون اختریم/همدم و بیگانه از یکدیگریم /باز این اوراق را شیرازه کن/باز آیین محبت تازه کن…در جهان آواره ای بیچاره اى/وحدتی گم کرده ای، صد پاره ای /بند غیر الله اندر پای تست /داغم از داغی که در سیمای تست/برگ و ساز کائینات از وحدت است/اندرین عالم حیات از وحدت است…قوم را اندیشه ها باید یکی /در ضمیرش مدعا باید یکی/اهل حق را حجت و دعوا یکی است/خیمه های ما جدا دل ها یکی/جوهر ما با مقامی بسته نیست /قلب ما از هند و روم و شام نیست/مرز و بوم ما به جز اسلام نیست…مسلم استی دل به اقلیمی مبند/گم مشو اندر جهان چون و چند /…دل به محبوب حجازی بسته ایم /زین جهت با یک دگر پیوسته ایم /عشق ورزی از نسب باید گذشت /هم از ایران و عرب باید گذشت…دل به دست آور که در پهنای دل /می شود گم این سرای آب و گل…
————————–
١.سوره آل عمران،آیه١٠٣:(واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا واذکروا نعمت الله علیکم اذ کنتم اعداء فالف بین قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخوانا).
٢.سوره انعام،آیه ۶۴.
٣.سوره روم،آیات٣١و٣٢: (ولاتکونوا من المشرکین منالذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا).
۴.علاء الدین بن علی المتقی، کنزالعمال، حدیث۴۴١.
۵.همان، حدیث ٧۵٩ .
۶.محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج٢،ص١۶۶.
٧و٨.سید رضی، نهج البلاغه، خطبه١٢٧.