برخورد حذفی در دولت نبوی آخرین راهکار آن هم در چارچوب دفع تهاجم مخالفان بود.مهم تر آن که پیغمبر (ص)  در همه احوال جنگ و صلح، با سران مشرکان و کفار به مهربانی و نرمی سخن می گفت و هرگاه نزد او می آمدند، حرمت و اعتبار می نهاد تا با اسلام انس یابند و اخلاق آن حضرت (ص)  را بشناسند. از احمد بن حنبل پرسیدند: آیا می توان ذمّی را با کنیه خطاب کرد؟ وی در پاسخ گفت: پیغمبر (ص)  اسقف نجران را «ابا حسان» خطاب نمود١.در کتب تاریخ٢ آمده است که: پیغمبر صحابه را به همین شیوه (یعنی احترام در برخورد) امر می کرد؛ و می فرمود: هرگاه بزرگ قومی نزد شما آمد، اکرامش کنید(اِذَا اَتاکُم کَریمُ قومٍ فأکرِمُوه)؛شاید أنس انسان کریم به تکریم شدن، باعث شود رفتار ناکریمانه را توهین تلقی نموده، از اسلام دور شود. یا در دل او کینه پدید آید و به خشونت منجر شود.داستان بخشش عبدالله ابی (از منافقان مدینه)توسط پیامبر بعد از توهین و گستاخی وی ، نمونه ای براى این رفتار کریمانه پیامبر بوده است.

پیامبر خدا (ص)  پس از هجرت به مدینه و تشکیل حکومت اسلامی عهدنامه ای بین مسلمانان و یهودیان مدینه نوشت، دین و دارایی آنان را به رسمیت شناخت و از آنان تعهد گرفت که احدی را بر ضد پیامبر یاری نکنند و اگر مشکلی پیش آید، به مسلمانان در حل آن کمک کنند. چنان که مسلمانان متقابلاً، همین تعهدات را بر عهده داشتند. این سند که داراى۴٨٢ بند بود، به مثابه یک نظام نامه (منشور) است که اصول روابط خارجی و داخلی دولت جدید را تبیین می کرد و از مهم ترین سندهای حقوقی است٣ که مناسب است دانشمندان علم حقوق به بررسی آن بپردازند؛ زیرا گونه رفتار با مخالفان را به خوبی تبیین کرده و حقوق آنان را به رسمیت شناخته بود.شایسته ذکر است حتی کفاری که در ابتدا با سپاه اسلام جنگیده بودند، تنها با ابراز اسلام آوردن خود، می توانستند از امنیت جانی برخوردار شوند اگرچه اسلام آوردن آنان هم قلبی نبود که فتح مکه بهترین گواه این مدعاست. نمونه دیگر آن در سریه حضرت علی (ع) در یمن بود۴.این رفتار کریمانه با مخالفان، حاکى از عظمت منش اخلاقى پیامبر رحمت و دین اسلام است و چنین رفتار روادارانه اى شایسته هر مسلمان در برخورد با مخالفان است

——————-

١.ابن قیم جوزیه، بدائع الفوائد/١٨۵.  ٢.   مناوى، الدرر اللوامع/٣٧.    ٣. ابوزهره، خاتم پیامبران (ص)/٢۶٨؛ سپهری، سیرت جاودانه/۵۴۵.    ۴.ابوزهره، خاتم پیامبران (ص)/٢۶۶.