ما مسافرانی هستیم که از گذرگاه عمر، تنها یک بار عبور می کنیم و چون قبلاً تجربه ای از زندگی نداشته ایم، معمولاً در بعضى اوقات دچار پشیمانی و حسرت می شویم. من نیز وقتى به گذشته خود نگاه مى کنم، حسرت هایی دارم:چرا از جوانى، آن طور که باید و شاید، استفاده نکردم؟ چرا قدر خوبی هاى والدین و اساتید و ذوى الحقوق را چنانکه شایسته مقام شان باشد، ندانستم و در اداى حقوق آنها، کوتاهى کردم…؟ حسرت، یکی از حالات نفس است که به معناى دریغ، افسوس، تأسف و غصه خوردن از چیزی است که از دست رفته است.در قرآن از واژه هایی چون «حسره»، «ویل»، «یالیت»، «یالیتنی»، «یا ویلتیٰ» و مانند آن برای بیان این مفهوم استفاده شده است.انسان وقتى به پایان عمر نزدیک مى شود، انبوه این حسرت ها به سراغش مى آید زیرا مى بیند که فرصت هایش تمام شده و موقعیت ها از دست رفته است و چیزهایی را از دست داده که دیگر نمى تواند به دست آورد، لذا به حسرت دچار مى شود.
فهرستى از این حسرت ها:ای کاش اهمیت کمتری به تفکرات و تصورات مردم در مورد خویش، داده بودم؛ ای کاش موفقیت های بیشتری را به دست آورده بودم؛ای کاش احساسات خویش را به صورتی مستقیم بروز داده بودم؛ اى کاش بیشتر از حق خود دفاع نموده بودم. ای کاش شور و شوق زندگی خود را از دست نداده بودم.ای کاش با فلانى بحث و مشاجره ننموده بودم؛ ای کاش روی تربیت فرزندانم بیشتر کار مى کردم؛ای کاش از لحظه های زندگی، لذت بیشتر و بهره بردارى افزونتری برده بودم؛ای کاش زمان کمتری را برای امور دنیوى صرف نموده بودم. ای کاش کمتر کار مى کردم و اوقاتى را به سفر و سیاحت پرداخته بودم؛ای کاش به جای سخنان دیگران، بر حس درونی خود اعتماد نموده بودم؛ ای کاش بهتر از سلامتى خود مراقبت نموده بودم؛ای کاش زمان بیشتری برای زندگی داشتم؛ ای کاش کمتر براى چیزهاى کم ارزش غصه خورده بودم؛. ای کاش از حقداران، تقدیر مى کردم.ای کاش زمان بیشتری را با خانواده خویش صرف نموده بودم؛ای کاش خدمات بیشترى به مردم و جامعه کرده بودم…
وقتی ما میتوانستیم در موقعیت پیشین کاری را انجام دهیم که انجام ندادیم یا کاری را میبایست ترک میکردیم که ترک نکردیم،افسوس و حسرت به سراغ ما میآید و انگشت حسرت به دندان می گزیم و امروز باید حسرت دیروز را بخوریم. اما: پشیمانی و افسوس دیگر سودی ندارد زیرا دیگر گذشته برگشت ناپذیر است؛ باید در فرصت باقیمانده فکری به حال خود کنیم.اینکه به ما دستور داده اند که هر شب “محاسبه النفس” و “خودحسابرسى” داشته باشیم و رفتار روزانه خویش را به محک نقد گزاریم، برای همین است که فوراً به جبران بپردازیم.اگر آن روز کارهاى خوبی انجام داده ایم، خدا را برای آن توفیقات، سپاس گوئیم و اگر خطاها و لغزش هایی داشته ایم،نخست توبه کنیم و دوم به دنبال جبرانش در روز بعد برآئیم. این حسابرسى روزانه یا هفتگى کمک مى کند که فرصت هاى جبران را ازدست ندهیم و نگذاریم حسرت ها برای زمان مرگ-که دیگر فرصتى برای جبران نیست، متراکم شود.یک روش عملى، یادداشت هاى روزانه در سررسیدهاست تا فراموش نکنیم زیرا شیطان یا انسان را به فراموشی مى کشاند یا به تسویف مى اندازد یعنى مى گوید حالا فرصت هست و بعدا توبه یا جبران خواهى کرد!
من قصد ندارم حسرت هایم را به روز قیامت بکشانم! قرآن گزارش مى کند که ظالمان در قیامت دست های خود را گاز میگیرند که چرا از پیامبر(ص) پیروی نکردند؟ چرا فلانى را دوست خود انتخاب ننمودند؟ و مى گویند:اى کاش با پیامبر، راهى بر گرفته بودیم…چون دوزخ از فاصلهای دور، آنان را ببیند، خشم و خروشی از آن میشنوند؛ و چون آنان را در تنگنایی از آن به زنجیر کشیده بیندازند، آنجاست که هلاک خود را میخواهند؛(به آنها گفته مى شود)امروز یک بار هلاک خود را مخواهید و بسیار هلاک خود را بخواهید!١.سپس راه چاره را نشان مى دهد:”پیش از آنکه به طور ناگهانی و در حالی که حدس نمی زنید شما را عذاب در رسد، نیکوترین چیزی را که از جانب پروردگارتان به سوی شما نازل آمده است پیروی کنید. تا آنکه مبادا کسی بگوید:”دریغا بر آنچه در حضور خدا کوتاهی ورزیدم؛ بیتردید من از ریشخندکنندگان بودم”٢.امام صادق(ع) درباره آیه «ویریهم الله اعمالهم حسرات»٣ فرمود: آیه در مورد کسی است که در زمان حیات خود، به جمع اموال و ثروتاندوزی پرداخته و به محرومان کمک نکرده است؛ پس از مرگ او اگر وارثان در راه خیر و مسیر الهی صرف کنند، تلاش از صاحب مال ولی پاداش برای وارث است و اگر در راه گناه صرف کنند، باز او با بجا گذاردن این اموال در دست وارث، گناهکار را یاری کرده- در گناهش نیز شریک است- و سبب ندامت و حسرتش شود۴…
————-
١.فرقان/١٢-١۴. ٢. زمر/۵۶. ٣. بقره/١۶٧. ۴. تفسیر صافى١۵٧/١.