مغیث، از نامهای خداوند است که در برخی دعاها با عبارت «یاغیاث المستغیثین؛ ای فریادرس فریادخواهان.» به آن اشاره شده است. در قرآن، استغاثه مجاهدان و استغاثه پدر و مادر مؤمن به خداوند، برای هدایت فرزند آمده است١. در پاسخ کسانى که استغاثه به پیامبر یا ولی خدا در زمان حیات یا ممات برای گرفتن حاجتی که در حیطه قدرت خداست ، شرک تلقى مى نمایند گفته شده اگر استغاثه کننده نگاه استقلالی به معصومین داشته باشد، به این معنا که خداوند آنان را آفریده و تمام امور خلق را به آنان واگذار کرده و خود از کار برکنار شده است در این صورت به عقیده عالمان خطا رفته و مشرک شده است، اما اگر نگاه مستقل به آنان نداشته باشد شرک نیست. یعنی استغاثه کننده معتقد باشد که تصرفات ولی خدا به اذن الهی است. یعنی خدا به برخی بندگان ولایت تکوینى و اجازه تصرفات در عالم تکوین را داده است. مثل تصرفات حضرت عیسى(ع)در خلق پرنده، شفا دادن مریض و زنده کردن مرده و تصرف آصف بن برخیا زمان حضرت سلیمان در حاضر کردن و آوردن تخت بلقیس در یک لحظه از راه بسیار دور و…بنابراین درخواست حاجت از اولیاى خدا و استغاثه به آنها و درخواست حاجت در زمان حیات و ممات به اذن خدا نه تنها شرک نیست بلکه به عنوان واسطه و وسیله ، دستور هم داده شده است.
این باور ماست که خوان احسان و جود و کرم و فضل و انعامِ امام زمان(ع) همچون پدران بزرگوارش در گوشه گوشه زمین برای هر پریشان در مانده و گم گشته و وامانده و متحیر و نادان و سرگشته و حیران، گسترده و باب آن باز است.هر مومنى که با صدق و اضطرار و حاجت به او استغاثه برد و “یا فارس الحجاز ادرکنى” گوید و “المستغاث بک یا صاحب الزمان” خواند، اگر نادان است شربت علمش بخشند و اگر گمشده است به راهش رسانند و اگر مریض است لباس عافیتش پوشند،چنانچه از گذشته و حال، نقل ها در این زمینه گفته اند و نوشته اند و فائزین به این مقام فراوانند. حاصل آنکه حضرت صاحب الأمر- صلوات اللّه علیه- حاضر در میان عباد و ناظر بر حال رعایا و قادر بر کشف بلایا و عالم بر اسرار و خفایاست و به جهت غیبت از مردم، از منصب خلافتش عزل نشده و از لوازم و آداب ریاست الهیه خود دست نکشیده و از قدرت ربّانیه خویش عجز به هم نرسانیده و اگر خواهد حلّ مشکل که اندر دل افتاده، کند بی آن که از راه دیده و کوشش چیزی به آنجا رساند. و اگر خواست دلش را به آن کتاب یا عالمی که دوای دردش در آن و نزد آن است مایل و شایق کند، گاهی دعایش تعلیم کند و گاهی در خواب دوای بیماریش به او آموزد.پس استغاثه نزد او بردن ، عین دیانت است البته بعضى برای استغاثه شروطى گفته اند از جمله اصلاح دل و قلب و پاک کردن آن از گناه و کینه و حسادت و توبه نزد خداى تعالى و ادب حضور و حاضر و ناظر دانستن ولى الله الاعظم بر خود و یقین به مقام امامت آن حضرت است.
در طریق استغاثه نیز اگرچه آدابى نوشته اند، اما انسان مضطر، چه بسا که بى آداب نیز به امام خود التجا برد و پناه خواهد و درمان طلبد و مولایش را صدا زند.از جمله آدابى که نوشته اند.در حدیثی امام صادق(ع) میفرمایند:” هر موقعی حاجتی داشتی که خواستی از خدا طلب کمک بکنی دو رکعت نماز بخوان و بعد از نماز در سجده بگو: «یا محمد یا علی؛ای آقای مومنین و مومنات، به شما استغاثه میکنم به سوی خدا، یا محمد یا علی، استغاثه میکنم به شما، استغاثه به خدا میکنم و استغاثه میکنم به محمد و علی و فاطمه( و بقیه ائمه(ع) را میشماری)؛ به شما توسل میکنم به سوی خدا. اگر این عمل را انجام دهی انشاء الله در همان ساعت به فریادت میرسند”٢.بنا بر آنچه که در مصباح کفعمى آمده است. برای استغاثه به امام زمان باید دو رکعت نماز به جای آورد که در رکعت اول آن پس از سوره حمد، سوره فتح و در رکعت دوم سوره نصر را خواند. پس از نماز نیز دعایی که با عبارت «سَلامُ اللهِ الکامِلُ التّامُّ الشّامِلُ العامُّ…» شروع میشود را قرائت کرد آنگاه حاجت خود را طلب نمود٣. نماز استغاثه دیگری به امام زمان مطرح شده است: این نماز دو رکعت است که باید در زیر آسمان و بر بالای بام با سر برهنه خوانده شود و پس از نماز امام زمان را با «یا حُجَّهُ الْقآئِمُ» به تعداد عدد أبجدش یعنی ۵۹۵ مرتبه صدا زد. این نماز را صدرالاسلام همدانى، مطرح کرده و گفته که آن را تجربه کرده است۴.
———–
١.انفال/٩؛ احقاف/١٧. ٢.طبرسی، مکارم الأخلاق/۳۳۰. ٣.بلدالامین/١۴۵. ۴.تکالیف الانام فى غیبه الامام/٢۵١.