توین بى و ظهور و افول تمدن ها

 

 

 
آرنولد جوزف توین‌بی انگلیسى(۱۸۸۹-۱۹۷۵)از سرشناس‌ترین نمایندگان معاصر فلسفه نظری یا جوهری تاریخ به شمار می‌رود. او کوشیده است تا به کشف قوانین حاکم بر تاریخ بپردازد و کشف قوانین تاریخی را، از طریق یافتن قوانین رشد و تکامل تمدن‌ ها پی‌ گرفته است؛ لذا به بررسی تطبیقی جوامع مختلف تاریخی پرداخته تا به قوانین حاکم بر فرآیند حرکتی تمدن‌ ها دست یابد. او با توجه به ترکیب ویژگى هاى مذهبى جغرافیائی و تا حدودى سیاسى جوامع، واحد مطالعه و پژوهش تاریخی یا حوزه معقول پژوهش تاریخی خود را واحد تمدن در نظر می‌گیرد و آن را شایسته ترین واحد مطالعه تاریخی معرفی می‌ نماید و سپس بیست و شش گونه از تمدن‌های مرتبط و نامرتبط با یکدیگر را مورد مطالعه تاریخی قرار داده و به چگونگی تولد تمدن‌ها و مراحل رشد، شکوفایی و پویایی آنها توجه کرده و در صدد یافتن قاعده و قانونی برای سیر تکوین و پیدایش تمدن‌ ها برآمده است. از نظر توین بى عوامل نژادی یا محیط جغرافیایی عامل اصلی این سیر تکوین و پیدایش نیست بلکه عامل تمدن، موتور اصلى است.
 
 توین‏بی، بر خلاف اکثر مورخان که حوزه مطالعاتی خود را تاریخ ملت ها قرار مى دهند، به تمدن می‏پردازد؛ زیرا بر این باور است که تمدن فرآیند و جریان مشخصی دارد و رویکرد حرکتی آن مبتنی بر یک نظم و قاعده معین است. از نظر او تمدن‏ها دارای چرخه حیاتی ثابت نیستند، اما رویکرد و روند حرکتی آنها، مشابهتی جدی با همدیگر دارد.  این ترجیح  تنها یک اتخاذ روش‏گرایانه نیست، بلکه مبتنی بر این است که روند حرکتی تمدن تحت قاعده است و بر اساس آن می‏توان قانون‏مندی تاریخ را تحلیل کرد. هر تمدن در سیر تحول خود چند مرحله را طی می‌کند. این مراحل را به ترتیب پیدایش، رشد، فروپاشی و اضمحلال می‌نامد.[ او برای هر تمدن چهار مرحله بر می‌شمرد. هر تمدن (اول) به وجود می‌آید، (دوم) به پیش می‌رود و (سوم) توسعه می‌یابد و پس از فراز و فرودهایی وارد مرحلهٔ فروپاشی می‌شود(چهارم). برای درک این فراز و فرودها می‌بایست دو واژهٔ چالش و واکنش را در آثار توین بی به خوبی درک کرد. از نظر او وقتی تمدن بشری در برابر یک تهدید قرار می‌گیرد دچار چالش می‌شود و پاسخی که به آن تهدید می‌دهد، میزان مدنیت خود را نشان مى دهد. هرچقدر توان مدنیت آن تمدن کم باشد نوع پاسخ آن، جامعه را به سمت فروپاشی یا رکود یا ناکارآمدی سوق می‌دهد وحکمرانی را به بوتهٔ فراموشی می‌سپارد و از میان می‌رود.
 

تمدن هائى که توین بى به مطالعه آنها پرداخته، عبارتند از:تمدن غرب، دو تمدن ارتدکسی در روسیه و خاور نزدیک، تمدن ایرانی، تمدن عربی، تمدن هندو، دو تمدن خاور دور، تمدن هلنی، تمدن سریانی، تمدن هندی، تمدن چینی، تمدن مینوی، تمدن سومری، تمدن هیتی، تمدن بابلی، تمدن آندی، تمدن مکزیکی، تمدن یولاتک. تمدن مایایی، تمدن مصری به اضافه پنج تمدن دیگر مثل تمدن‌های «پلی نزی، اسکیمو، نمادیک، عثمانی و اسپارت» که تحرک و پویایی خود را از دست دادند و از حرکت ماندند.او در تحلیل نظریه قانون‌مندی تاریخ مبتنی بر فرآیند تمدنی‌اش، و تطبیق این نظریه در سطح مصداق خارجی آن یعنی آینده تمدن غربی گرفتار نوعی تناقض جبرگرایی و اختیارگرایی شده است. گاهى مى گوید جامعه غربی و تمدن غربی، در لبه پرتگاه و سقوط و انحطاط قرار دارد؛ در همان حال مایل نیست نتیجه‌ گیری کند که این جامعه محکوم به انهدام و انحطاط تمدنی است و مرحله فروپاشی نهایی را می‌ پیماید.

 از این رو جبرگرایی نهفته در اندیشه او هنگامی که می‌کوشد رویکرد علمی را در حوزه بشری به کار گیرد با اصول اختیار گرایانه که او ادعا می‌کند هنگام بحث از ماهیت رفتار بشری به آن وفادار است و اینکه با باورهای مابعدالطبیعی و دینی خود او پیوند دارد، تضاد می‌یابد. در مباحث پایانی مجلدات آخر کتاب مطالعه تاریخ نوعی دودلی در باب این تناقض معرفتی در سطح نظریه‌ اش کاملاً نمایان است.دیدگاه‌ او مانند بسیاری از فیلسوفان تاریخ غرب، دارای یک وجه جبرگرایانه یا ضرورت‌ گرایانه می‏باشد. مفاد نظریه او حاکی از آن است که روند بلندمدت حوادث و تطورات تاریخی، یا به تعبیری جریان تاریخ، بدون توجه به تلاش‌ها و اقدامات و فعالیت‌های افراد بشر، مسیر خود را طی خواهد کرد. تاریخ چیزی بیش از آنچه باید باشد، نیست و هر کاری که انسان‌ها انجام دهند، در نهایت، نوعی جبر مختوم و ضرورت اجتناب‌ ناپذیر بر کل روند تاریخ حاکم است. جلوگیری از حرکت تاریخ یا توقف آن، در توان انسان‌ها نیست.آنچه توین‌بی از الگو و مدل چالش – پاسخ یا الگوی پیکار متقابل در زمینه سرانجام غایی و نهایی یک تمدن می‌گیرد، رسیدن و تأسیس یک دین جهانی است. توین‌بی در کتاب تمدن در بوته آزمایش تا حدودی عقیده خود را تعدیل می‌کند، او به جای اینکه مذهب را پلی بین طلوع و افول تمدن‌ها بداند، توالی طلوع و افول تمدن‌ ها را نشانه‌ای از رشد مذاهب می‌شمارد…

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه