اتحاد مذاهب

 

 

باید تلاش کرد که سده نو، سده اتحاد باشد؛اتحاد و تقریب مذاهب بر محور همدلی و هم افزایی و همکارى براى تحقق عظمت اسلامى در منظر جهانیان تا موجب گرایش فوج فوج دگراندیشان به دامن اسلام گردد. موضوع وحدت امت اسلامی و تقریب مذاهب ، از مسائل مهم جهان اسلام به شمار می آید. تاکید قرآن کریم بر ضرورت وحدت مسلمانان با شعار “وَاعتصموا بِحَبل الله جمیعاً ولا تفرّقوا”و”لاَ تَکونُواْ کالَّذِینَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُوا”(به ریسمان الاهى چنگ زنید و پراکنده نشوید…چون کسانى نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند”،آل عمران١٠٣و١٠۵)و تاکید پیشوایان دین بر برادری مسلمانان،از اصول بنیادى است. از نظر تاریخی، این امر به خوبی روشن است که پیشرفت مسلمانان در پرتو همدلی و وحدت آنها و عقب ماندگی و شکست آنان در عرصه های گوناگونی سیاسی، علمی ، اجتماعی، اقتصادی ،نتیجه اختلافات و پراکندگی میان ایشان بوده است.اکنون با تشدید اقدامات دشمنان جهان اسلام در تفرقه افکنی و تعمیق شکاف میان مسلمانان و در نهایت ضربه زدن به آنها، اتحاد مذاهب و طوائف گوناگون منتسب به اسلام، بیش از گذشته ضرورت خود را نشان می دهد.

اما معنى این وحدت و اتحاد چیست؟ مسلّم است که هدف از وحدت، یکی کردن مذاهب و از بین بردن دیگر مذاهب نیست؛ و مقصود از تقریب مذاهب، جایگزینی اشعری بجای معتزله و سنی به جاى شیعه و حنفی را حنبلی ساختن و یا بعکس نبوده است زیرا این امر ، با زور و دستور و بخشنامه شدنى نیست بلکه همّت همگان نزدیک نمودن صاحبان مذاهب مختلف به همدیگر با تکیه بر مشترکات، و قرار دادن همه مسلمانان در صف واحد در برابر دشمنان خشن و متعصب و قسم خورده اسلام بوده است.مقصود از تقریب، تقریب میان مذاهب است نه توحید مذاهب؛ یعنی هدف این نیست که شیعه از اصول و معتقدات خودش فاصله بگیرد و یا سنّی از مبانی اعتقادیش دست بر دارد؛ بلکه دعوت همه آنها به اتحاد و همبستگى اجتماعى است با حفظ مبانی اعتقادی خود و احترام به معتقدات همدیگر؛ و اینکه مسائل اختلافی را در محیطی آرام مطرح نمایند تا ضمن آشنائی با افکار همدیگر و تمرکز بر مشترکات میان مذاهب، تفاهم بیشتری داشته باشند و فرهیختگى مرام و آیین خود را به نمایش گذارند…

شرایط به گونه اى نیست که آشکارا از پیروان یک مذهب تقاضا کرد که به خاطر مصلحت حفظ وحدت اسلام و مسلمین، از فلان اصل اعتقادی یا عملی خویش که به هر حال در نظر خود آن را جزء متن اسلام می‌داند صرف نظر کند؟ این در حکم آن است که از او بخواهیم به نام اسلام از جزئی از اسلام چشم بپوشد؛ و مثل آن است که از شیعه که افتخار پیروی اهل البیت(ع)را دارد خواسته شود از اصول خود صرفنظر نماید؛ او کوچک ترین چیز حتّی یک مستحب و یا مکروه کوچک را قابل مصالحه نمی‌داند، نه توقّع کسی را در این زمینه می‌پذیرد و نه از دیگران انتظار دارد که به نام مصلحت و به خاطر اتّحاد اسلامی از یک اصل از اصول خود دست بردارد. آنچه انتظار و آرزوست این است که محیط حسن تفاهم به وجود آید تا همه بتوانند اصول و فروع، فقه، حدیث، کلام، فلسفه و ادبیات خود را به عنوان یک کالاى فرهنگى عرضه بدارند تا فقط یک قرائت از اسلام به اسم اکثریت، نمایندگى کل مسلمین را به عهده نگیرد و بازارهای مهم جهان اسلام به روی کالای نفیس معارف اسلامی به ویژه آل الله بسته نباشد… 

آنچه که طراحان فکر عالی اتحاد اسلامی معاصر مرحوم آیه اللّه العظمی بروجردی در شیعه و علامه شیخ عبدالمجید سلیم وعلامه شیخ محمود شلتوت در اهل تسنن در نظر داشتند این بود که فرقه‌های اسلامی در عین اختلافاتی که در کلام، فقه و غیره باهم دارند به واسطه مشترکات بیشتری که در میان آن‌ها هست می‌توانند در مقابل دشمنان خطرناک اسلام دست برادری بدهند و جبهه واحدی تشکیل دهند. این بزرگان هرگز در فکر طرح وحدت مذهبی تحت عنوان وحدت اسلامی که هیچگاه عملی هم نیست نبودند. فرق است میان حزب واحد و جبهه واحد، وحدت حزبی ایجاب می‌کند که افراد از نظر فکر و ایدئولوژی و راه و روش و بالاخره همه خصوصیّات فکری به استثناء مسائل شخصی یک رنگ و یک جهت باشند؛امّا معنی وحدت جبهه، این است که احزاب مختلف در عین اختلاف در مسلک و ایدئولوژی و راه و روش، به واسطه مشترکاتی که میان آنها‌ هست در مقابل دشمن مشترک، در یک صف، جبهه بندی کنند و بدیهی است که صف واحد در برابر دشمن تشکیل دادن با اصرار در دفاع از مسلک خود و انتقاد از مسلک‌ های برادر و دعوت سایر برادران هم جبهه به مسلک خود به هیچ وجه منافات ندارد.به هر حال طرفداری از تز اتّحاد اسلامی ایجاب نمی‌کند که در گفتن حقایق کوتاهی شود؛ آن چه نباید صورت گیرد کارهایی است که احساسات و تعصّبات و کینه‌ های مخالف را بر مى انگیزد، امّا بحث علمی سروکارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات.امید است این روحیه در سده نو در همه مذاهب غالب شود و مدّ نظر باشد…

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه