مناجات شاکران

 

 

…هر نَفسى که فرو مى رود،مُمِدّ حیات است و چون برمى آید مُفَرّح ذات،پس در هر نَفَسى دو نعمت موجود و بر هر نعمتى شکرى واجب! از دست و زبان که برآید/کز عهده شکرش به درآید!  مناجات شاکران ، ششمین مناجات از مناجات های پانزده گانه امام سجاد(ع)است که راه و رسم شکرگزارى را تعلیم مى دهد: خدایا، پی در پی آمدن بخشش تو، برپاداشتن شکر را از یاد من برد و فراوانی کرامت تو، مرا از شمارش ستایشت درمانده ساخت و در پی هم آمدن احسانت، مرا از یادکرد اوصاف نیکت بازداشت و پشت هم رسیدن نعمت‌ هایت مرا از انتشار خوبی‌ هایت درمانده نمود! این است جایگاه آنکه به برازندگی نعمت‌های تو در برابر آن به کوتاهی خود اعتراف دارد و به سستی در بندگی و هدر دادن نعمت‌ ها، به زیان خود گواهی می‌دهد و تویی دلجو، مهربان، نیکوکار، کریم که خواهنده‌اش را محروم نمی‌کند و آرزومندش را از درگاهش نمی‌ راند. بار امیدواران به آستانت فرود می‌آید؛ و آرزوهای عطاخواهان در درگاه رحمت تو می‌ایستد؛ پس آرزوهایمان را با محرومیت و ناامیدی روبرو مساز و جامه ناامیدی و دوری از رحمت را بر ما مپوشان؛

خدایا در برابر بزرگی نعمت‌هایت، سپاسم کوچک می‌نماید و در کنار اکرامت بر من، ستایش و گزارشم از آن خود را پست و ناچیز نشان می‌دهد؛ نعمت‌ هایت از انوار ایمان، زینت‌هایی به من پوشاند و لطایف نیکی‌ات خیمه‌ هایی از عزت بالای سرم افراشت؛  و عطاهایت گردن بند های زیبنده‌ای به گردنم افکند که هرگز باز نشود؛ و طوق‌ هایی بر من آویخت که به هیچ روی گسسته نگردد؛ عطاهای انبوهت زبانم را از شمردنش ناتوان ساخته و نعمت‌ های فراوانت فهمم را از دریافت شان کوتاه نموده تا چه رسد به بررسی کامل آنها؛ سپاسگزاری‌ات چگونه برای من امکان‌پذیر است درحالی‌که سپاسم نسبت به تو خود نیازمند سپاسی دیگر است! پس هر نوبت که گفتم تو را سپاس، بر من واجب شد که به خاطر آن باز بگویم تو را سپاس!

خدایا! همان‌گونه که ما را به لطفت طعام دادی و با احسانت پروریدی، پس نعمت‌های سرشارت را بر ما به انجام رسان و ناگواری‌های ناخوشایند را از ما دور کن و از بهره‌ های هر دو جهان بالاتر و برترش را -چه اینک و چه در آینده به -ما عنایت کن؛ تو را سپاس بر خوبی آزمونت و بر نعمت‌های سرشارت؛ سپاسی که درخور خشنودی‌ات باشد و خیر وجودت را به‌جانب ما جلب کند، ای بزرگ، ای کریم، به مهربانی‌ات، ای مهربان‌ترین مهربانان.

إِلٰهِى أَذْهَلَنِى عَنْ إِقامَهِ شُکْرِکَ تَتابُعُ طَوْلِکَ؛ وَأَعْجَزَنِى عَنْ إِحْصاءِ ثَنائِکَ فَیْضُ فَضْلِکَ؛ وَشَغَلَنِى عَنْ ذِکْرِ مَحامِدِکَ تَرادُفُ عَوائِدِکَ؛ وَأَعْیانِى عَنْ نَشْرِ عَوارِفِکَ تَوَالِى أَیادِیکَ؛ وَهٰذا مَقامُ مَنِ اعْتَرَفَ بِسُبُوغِ النَّعْماءِ وَقابَلَها بِالتَّقْصِیرِ، وَشَهِدَ عَلىٰ نَفْسِهِ بِالْإِهْمالِ وَالتَّضْیِیعِ؛ وَأَنْتَ الرَّؤُوفُ الرَّحِیمُ الْبَرُّ الْکَرِیمُ، الَّذِى لَایُخَیِّبُ قاصِدِیهِ؛ وَلَا یَطْرُدُ عَنْ فِنائِهِ آمِلِیهِ، بِساحَتِکَ تَحُطُّ رِحالُ الرَّاجِینَ، وَبِعَرْصَتِکَ تَقِفُ آمالُ الْمُسْتَرْفِدِینَ، فَلَاٰ تُقابِلْ آمالَنا بِالتَّخْیِیبِ وَالْإِیآسِ؛ وَلَا تُلْبِسْنا سِرْبالَ الْقُنُوطِ وَالْإِ بْلاسِ؛ إِلٰهِى تَصَاغَرَ عِنْدَ تَعاظُمِ آلائِکَ شُکْرِى، وَتَضَاءَلَ فِى جَنْبِ إِکْرامِکَ إِیَّاىَ ثَنائِى وَنَشْرِى؛

 جَلَّلَتْنِى نِعَمُکَ مِنْ أَنْوارِ الْإِیمانِ حُلَلاً، وَضَرَبَتْ عَلَىَّ لَطائِفُ بِرِّکَ مِنَ الْعِزِّ کِلَلاً، وَقَلَّدَتْنِى مِنَنُکَ قَلائِدَ لَاتُحَلُّ، وَطَوَّقَتْنِى أَطْواقاً لَاتُفَلُّ، فَآلاؤُکَ جَمَّهٌ ضَعُفَ لِسانِى عَنْ إِحْصَائِها، وَنَعْماؤُکَ کَثِیرَهٌ قَصُرَ فَهْمِى عَنْ إِدْراکِها فَضْلاً عَنِ اسْتِقْصَائِها؛ فَکَیْفَ لِى بِتَحْصِیلِ الشُّکْرِ وَشُکْرِى إِیَّاکَ یَفْتَقِرُ إِلىٰ شُکْرٍ ؟ فَکُلَّما قُلْتُ لَکَ الْحَمْدُ وَجَبَ عَلَىَّ لِذٰلِکَ أَنْ أَقُولَ لَکَ الْحَمْدُ . إِلٰهِى فَکَما غَذَّیْتَنا بِلُطْفِکَ، وَرَبَّیْتَنا بِصُنْعِکَ؛ فَتَمِّمْ عَلَیْنا سَوَابِغَ النِّعَمِ؛ وَادْفَعْ عَنَّا مَکارِهَ النِّقَمِ؛ وَآتِنا مِنْ حُظُوظِ الدَّارَیْنِ أَرْفَعَها وَأَجَلَّها عاجِلاً وَآجِلاً؛ وَلَکَ الْحَمْدُ عَلىٰ حُسْنِ بَلائِکَ؛ وَسُبُوغِ نَعْمَائِکَ؛ حَمْداً یُوافِقُ رِضَاکَ؛ وَیَمْتَرِى الْعَظِیمَ مِنْ بِرِّکَ وَنَدَاکَ؛ یَا عَظِیمُ یَا کَرِیمُ، بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه