مناجات ترسیدگان

 

 

ای خدا بنگر که مسکین آمده/تا شوم من بنده ات ترسم بده/ترس باشد مانع آلودگی/ترس باشد مایه ی آسودگی/هر دلی را ترس نیست آن مرده است/گول شیطان لعین را خورده است/یا «مخوِّف» در دلم بنما نظر/تا نمانم از ولایت بی خبر/ترس چون رفت از پسش آید گناه/حرمتش بشکسته گردد یا اله/ای انیس قلب وحشت کردگان/رحم کن بر این گروه بی کسان…مناجات خائفین(ترسندگان)، سومین مناجات از مناجات های خمس عشر امام علی بن الحسین(ع) است که ترسناک از عذاب الاهى، رو به درگاه خداوند کرده و با راز و نیاز،امان از عذاب را درخواست مى کنند:

خدایا آیا چنین می‌نمایی که پس از ایمانم به تو، عذابم نمایی؟ یا پس از عشقم به تو، از خود دورم سازی؟ یا با امید به رحمت و چشم‌پوشی‌ات محرومم سازی؟ یا با پناه جویی‌ام به گذشتت رهایم نمایی؟ هرگز چنین نیست! از ذات بزرگوارت به دور است که محرومم کنی،ای کاش می‌دانستم که آیا مادرم مرا برای بدبختی به دنیا آورده، یا برای رنج کشیدن و زحمت پرورانده است؟ اگر چنین است کاش مرا نزاده و نپرورانده بود و ای کاش آگاه بودم که آیا مرا از اهل سعادت قرار داده و به قرب و جوارت اختصاص داده‌ای تا به این سبب چشمم روشن و جانم آرام گیرد؟

خدایا آیا چهره‌هایی که در برابر عظمتت سجده‌کنان به خاک افتاده سیاه می‌کنی؟ یا زبان‌هایی را که برای بزرگی و شکوهت به ستایش گویا شده ناگویا می‌ نمایی؟ یا بر دل‌هایی که به محبتت پیچیده شده مُهر می‌زنی؟ یا گوش‌هایی را که از شنیدن ذکرت در راه رضایت لذّت برده؟ ناشنوا می‌کنی؟ یا دست‌هایی را که آرزوهای به امید مهرورزی‌ات، به سویت بلند کرده به زنجیر می‌بندی؟ یا بدن‌هایی را که در طاعتت کوشیده تا جایی که در راه کوشش در بندگی‌ات لاغر شده، مجازات می‌کنی؟ یا پاهایی را که در راه عبادتت پوییده، به عذاب دچار می‌نمایی؟

خدایا درهای رحمتت را بر یکتاپرستان مبند و شیفتگانت را از نگاه به زیبایی دیدارت محروم مساز،خدایا جانی را که به توحیدت عزّت بخشیدی، چگونه به خواری هجرانت ذلیل می‌کنی و باطنی که بر دوستی‌ات پیمان بسته، چگونه به سوز آتشت می‌سوزانی؟ خدایا، از دردناکی خشمت و بزرگی ناخشنودی‌ات پناهم ده، ای پرمهر، ای منت‌گذار، ای مهربان، ای بخشاینده، ای جبّار، ای چیره، ای آمرزنده، ای پرده‌پوش، به مهرت مرا از شکنجه آتش و رسوایی ننگ، رهایی‌بخش، آنگاه که نیکان از بدان جدا شوند و حالت‌ها دگرگون گردد و هراسنده‌ها بهراسند و نیکوکاران به خوشبختی نزدیک شوند و بدکاران از آن دور گردند :”و به هرکسی برابر آنچه انجام داده، جزای برازنده داده شود و هرگز به آنان ستم نشود”.

إِلٰهِى أَتَراکَ بَعْدَ الْإِیمانِ بِکَ تُعَذِّبُنِى ؟ أَمْ بَعْدَ حُبِّى إِیَّاکَ تُبَعِّدُنِى ؟ أَمْ مَعَ رَجائِى لِرَحْمَتِکَ وَصَفْحِکَ تَحْرِمُنِى ؟ أَمْ مَعَ اسْتِجارَتِى بِعَفْوِکَ تُسْلِمُنِى ؟ حَاشَا لِوَجْهِکَ الْکَرِیمِ أَنْ تُخَیِّبَنِى .لَیْتَ شِعْرِى أَلِلشَّقاءِ وَلَدَتْنِى أُمِّى؟ أَمْ لِلْعَناءِ رَبَّتْنِى ؟ فَلَیْتَها لَمْ تَلِدْنِى، وَلَمْ تُرَبِّنِى، وَلَیْتَنِى عَلِمْتُ أَمِنْ أَهْلِ السَّعادَهِ جَعَلْتَنِى، وَبِقُرْبِکَ وَجِوارِکَ خَصَصْتَنِى، فَتَقَِرَّ بِذٰلِکَ عَیْنِى، وَتَطْمَئِنَّ لَهُ نَفْسِى ؛ إِلٰهِى هَلْ تُسَوِّدُ وُجُوهاً خَرَّتْ ساجِدَهً لِعَظَمَتِکَ ؟ أَوْ تُخْرِسُ أَلْسِنَهً نَطَقَتْ بِالثَّناءِ عَلىٰ مَجْدِکَ وَجَلالَتِکَ ؟ أَوْ تَطْبَعُ عَلىٰ قُلُوبٍ انْطَوَتْ عَلىٰ مَحَبَّتِکَ ؟ أَوْ تُصِمُّ أَسْماعاً تَلَذَّذَتْ بِسَماعِ ذِکْرِکَ فِى إِرادَتِکَ؛أَوْ تَغُلُّ أَکُفّاً رَفَعَتْهَا الْآمالُ إِلَیْکَ رَجاءَ رَأْفَتِکَ ؟ أَوْ تُعاقِبُ أَبْداناً عَمِلَتْ بِطاعَتِکَ حَتَّىٰ نَحِلَتْ فِى مُجاهَدَتِکَ ؟ أَوْ تُعَذِّبُ أَرْجُلاً سَعَتْ فِى عِبادَتِکَ ؟ إِلٰهِى لَاتُغْلِقْ عَلىٰ مُوَحِّدِیکَ أَبْوابَ رَحْمَتِکَ، وَلَا تَحْجُبْ مُشْتاقِیکَ عَنِ النَّظَرِ إِلىٰ جَمِیلِ رُؤْیَتِکَ .

إِلٰهِى نَفْسٌ أَعْزَزْتَها بِتَوْحِیدِکَ کَیْفَ تُذِلُّها بِمَهانَهِ هِجْرانِکَ ؟ وَضَمِیرٌ انْعَقَدَ عَلىٰ مَوَدَّتِکَ کَیْفَ تُحْرِقُهُ بِحَرارَهِ نِیرانِکَ ؟ إِلٰهِى أَجِرْنِى مِنْ أَلِیمِ غَضَبِکَ، وَعَظِیمِ سَخَطِکَ، یَا حَنَّانُ یَا مَنَّانُ، یَا رَحِیمُ یَا رَحْمانُ، یَا جَبَّارُ یَا قَهَّارُ، یَا غَفَّارُ یَا سَتَّارُ، نَجِّنِى بِرَحْمَتِکَ مِنْ عَذابِ النَّارِ، وَفَضِیحَهِ الْعارِ، إِذَا امْتازَ الْأَخْیارُ مِنَ الْأَشْرارِ، وَحَالَتِ الْأَحْوالُ وَهَالَتِ الْأَهْوالُ، و قَرُبَ الْمُحْسِنُونَ وَبَعُدَ الْمُسِیئُونَ، ﴿وَ وُفِّیَتْ کُلُّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ وَهُمْ لَایُظْلَمُونَ﴾.

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه