آیا نسیان یا فراموشی به معنای از یاد بردن و محو شدن چیزی از ذهن، در اختیار انسان است؟ در بیشتر فراموشى ها، انسان اختیار ندارد و از بابت آن سرزنش نمى شود اما یک نوع نسیان و فراموشی هست که در اختیار انسان است و بر اثر سوء اختیار و بی توجهى و اشتغال به امور زیانآور حاصل میشود که قابل مذمت و سرزنش است و در عرصه معارف یک آفت و آسیب است و گاهی زحمات یک عمر انسان را بر باد می دهد.این فراموشی به معنای بی اعتنائی و ترک کردن است که در اصطلاح قرآنی غالباً به معنای بیاعتنایی به خدا و اوامر او اطلاق میشود، در قرآن کریم واژه «نسیان» ۴۵بار با اشکال مختلف بهکار رفته که ٣٧ مورد آن درباره انسان است. یک مورد شاخص آن فراموشی خداست در آیه “وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنسَاهُمْ أَنفُسَهُمْ أُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ”١؛ یعنى چون کسانى مباشید که خدا را فراموش کردند و او [نیز] آنان را دچار خودفراموشى کرد آنان همان نافرمانانند.این فراموشی از روی اختیار است لذا تنبیه خداوند را در پی دارد که آن خودفراموشى است.
نگاهى مى اندازیم به این نوع فراموشی ها در قرآن: فراموشی خدا که در آیه یاد شده سوره حشر، به آن اشاره شد و نیز این آیات:”هنگامى که انسان را زیانى رسد، پروردگار خود را مى خواند و بسوى او باز مى گردد؛ اما هنگامى که نعمتى از خود به او عطا کند، آنچه را به خاطر آن قبلاً خدا را میخواند، از یاد مىبرد”٢؛ یعنى در سختى ها متوجه خدا مى شود و از او درخواست کمک مى نماید اما همین که خداوند او را نجات مى دهد و در راحتى قرار مى گیرد، خدا را فراموش مى کند و به دستورات او بی توجهى مى نماید و مرتکب اعمال خلاف مى گردد.این معنا در آیه دیگرى این چنین بیان شده است:”و هنگامى که بر کشتى سوار شوند (و خطر غرق شدن را احساس کنند) خدا را با اخلاص مىخوانند (و غیر او را فراموش مىکنند) اما همین که (خداوند) آنان را به سوى خشکى رساند و نجات داد، باز ناگاه مشرک مى گردند”٣.این فراموشى ،عمدی است یعنى بى اعتنائی به خدا در راحتى هائى که خود خدا برایش فراهم آورده و از سختى ها او را نجات داده اما ناسپاسى مى کند و به شرک مى گراید…
گاهى اصولاً این موضوع ، صحنه یک آزمون مى شود:خداوند مدعیان را در دو حالت راحتى و سختى قرار مى دهد تا صدق یا عدم صدق آنها را به خودشان نشان دهد و به دنبال آشکار شدن عدم صدق،آنها را مجازات نماید: “و هنگامى که (اندرزها سودى نبخشید و) آنچه را به آنها یادآورى شده بود فراموش کردند، درهاى همه چیز (از نعمت ها) را به روى آنها گشودیم تا (کاملا) خوشحال شدند (و به آنها دل بستند)، ناگهان آنها را گرفتیم (و سخت مجازات کردیم) در این هنگام، همگى مأیوس شدند (و درهاى امید به روى آنها بسته شد)۴.یعنی زمانی که بنده ای آیات خدا را فراموش نماید و از یاد پرودگار اعراض کند، بر خداست که آن بنده را با قطع توجه و اعراض از او تبیه و مجازات نماید.این هشدار به همه انسان هاست که چه بسا قرار گرفتن شان در نعمت ها،نشانه محبوب بودن شان نزد خدا نیست بلکه در صحنه آزمون قرار گرفته اند تا معلوم شود همانطور که در سختى ها خدا را فریاد مى زده اند،اکنون که در راحتى هستند،پاس خدا را مى دارند یا نه؛ و او را فراموش مى کنند یا نه؟!
خطرناک ترین فراموشى،فراموشى آخرت است:” به آنها گفته مىشود: امروز شما را فراموش مىکنیم، همان گونه که شما دیدار امروزتان(یعنى قیامت) را فراموش کردید”۵؛ و نیز:”همان ها که دین و آیین خود را سرگرمى و بازیچه گرفتند و زندگى دنیا آنان را مغرور ساخت؛ امروز هم ما آنها را فراموش مىکنیم؛ همانگونه که لقاى چنین روزى را فراموش کردند”۶.زیرا به فراموشی سپردن برپایی دادگاه الهی در قیامت، سرچشمه انواع آلودگیها بوده و موجب فراموشی آنها از ناحیه خداوند میشود؛ در نتیجه هر گونه راه نجات بر آنها بسته شده و جز سقوط در آتش دوزخ راهی ندارند.عامل این فراموشی هم ممکن است شیطان باشد:”من (در آنجا) فراموش کردم جریان ماهى را بازگو کنم و فقط شیطان بود که آن را از خاطر من برد”٧؛ و “شیطان بر آنان مسلط شده و یاد خدا را ازخاطرشان برده است، آنان حزب شیطانند، آگاه باش که حزب شیطان یقیناً همان زیان کارانند”٧.این هشدار،معلوم مى سازد که یکى از سلاح های شیطان،فراموشى است باید با ذکر و یاد خدا،این سلاح شیطان را بى اثر سازیم…
—————–
١. حشر/١٩. ٢. زمر/٨. ٣.عنکبوت/۶۵. ۴.انعام/۴۴. ۵.جاثیه/٣۴. ۶.اعراف/۵١. ٧.کهف/۶٣. ٨.مجادله/١٩.