انسان، به اخلاق است که انسان است وگرنه انسان نیست هرکس که چهره آدمى دارد اما از آدمیت نشانى ندارد که گفته شده(صورت زیبای ظاهر هیچ نیست/ای برادر سیرت زیبا بیار)؛و نیز: تن آدمی شریف است به جان آدمیت/نه همین لباس زیباست نشان آدمیت/اگر آدمی به چشم است و دهان و گوش و بینی/چه میان نقش دیوار و میان آدمیت! اخلاق،به صفات درونى و بیرونى انسان گفته مى شود که در او نهادینه شده و شخصیت او را مى سازد؛هم خوی های نیکو و پسندیده مانند جوانمردی و دلیری را شامل میشود و هم خویهای زشت و ناپسند همچون فرومایگی و بزدلی را؛هم اخلاق فردی همچون صبر و شجاعت را دربر مى گیرد و هم اخلاق اجتماعی مثل تواضع و ایثار را . هدف بعثت پیامبران،اصلاح اخلاق انسانهاست تا آنها را به مکارم اخلاق مزین کنند.پیامبر(ص) در احادیثی، خود را مأمور به مکارم اخلاق، معرفی نموده است١و در روایات اهل بیت(ع) نیز از مکارم الأخلاق، سخن به میان آمده است٢؛از این رو اخلاق، جایگاهى بس متعالى یافته است…
نمونه هایی از مکارم اخلاق در روایت امام صادق(ع) این گونه بیان شده:گذشت از کسی که به تو ظلم کرده، رابطه و پیوند با کسی که با تو قطع رابطه کرده، بخشش به آن کس که از تو دریغ داشته و گفتن حق، اگر چه بر ضد خودت باشد٣. آن حضرت در حدیث دیگری، استقامت در سختی ها، راست گویی، امانتداری، صلهٔ رحم، میهمان نوازی، اطعام نیازمند، جبران کردن نیکی ها، رعایت حق و حُرمت همسایه، مراعات حق و حُرمت رفیق را مصداق های مکارم اخلاق به شمار آورده و حیا را مهمترینِ آنها معرفی نموده است۴.امیرمومنان(ع) دوریکردن از محرّمات را راه رسیدن به مکارم اخلاق دانسته است۵. اما مهم ترین نکته نزد عالمان علم اخلاق این است که ایجاد این صفات در نفس آدمى به انگیزه خدایی باشد نه جلوه کردن و محترم شدن نزد مردم:چون خداوندت بزرگی داد و حکم/خرده از خردان مسکین درگذار/چون زبردستیت بخشید آسمان/زیردستان را همیشه نیک دار/عذرخواهان را خطاکاری ببخش/زینهاری را به جان ده زینهار/شکر نعمت را نکویی کن که حق/دوست دارد بندگان حقگزار/لطف او لطفیست بیرون از عدد/فضل او فضلیست بیرون از شمار/گر به هر مویی زبانی باشدت/شکر یک نعمت نگویی از هزار…
راز اخلاق الاهى، پروا داشتن از خداست؛ انسان هماره در معرض غفلت و فراموشی خداست،یک تذکر او را هوشیار مى کند که خدا را مراقب باش(راقب الله)؛بدان که در محضر خدایی و او تو را مى بیند؛ در محضر او، دغل مکن؛ ریا مَوَرز؛ خطا مَرو ؛ جفا مکن! به هوش باش که خدایت تو را به تزکیه نفس فرا خوانده و فرموده است:”قَد اَفلَحَ من زَکّیٰها و قَد خاب من دسّیٰها”۶؛ رستگار شد هر کس نفس خود را تزکیه کرد و نومید و محروم گشت آن کس که نفس خویش را با معصیت و گناه آلوده ساخت.ای انسان تو موجودی هستی بسیار با عظمت، مقصود از آفرینش کاینات تویی، تو گل سر سبد آفرینشی، میتوانى اوج بگیرى و از سرمایه هایی که خداوند در وجودت نهاده بهره ببرى تا اشرف مخلوقات شوى و میتوانى همه این سرمایه ها و استعدادها را تباه کنى؛ انتخاب به دست توست!: رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند/بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت/طَیَران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت /به در آی تا ببینی طَیَران آدمیت/مگر آدمی نبودی که اسیر دیو ماندی؟/که فرشته ره ندارد به مقام آدمیت…
نگاه به جلوه ها و نمادهای برجسته اخلاقى و الگو گرفتن از آنان،از بهترین شیوه های تربیت اخلاقى است؛ از همین رو خداوند همه چشم ها را به سوى پیامبر(ص)خیره مى کند و مى فرماید در اخلاق به او تأسّى کنید که او بهترین الگوست(لقدکان لکم فی رسول الله أُسوه حسنه)٧؛ و دارای اخلاقی عظیم است(إنّک لَعلىٰ خُلُقٍ عظیم)٨.این الگوهای اخلاقی نمونه پس از پیامبر،امامان از دودمان اویند. امیرمومنان(ع در بازگشت از جنگ صفین در نامه به امام حسن(ع)انبوهى از مطالب تربیتى و اخلاقى را در قالب وصیت نامه براى فرزندش بیان مى کند که در واقع وصیتى از امامى مفترض الطاعه و متقى به تمام انسان ها است و بعد خطبه ها و نامه ها و حکمت هائى جاودانى که در نهج البلاغه گردآمده است.پس از آن حضرت،امامان از نسل او هریک به فراخور زمان یادگارهاى ماندگارى در مباحث اخلاقی در قالب دعا و حدیث همچون دعای مکارم الاخلاق امام سجاد(ع) فراروی انسان ها نهاده اند تا با تأسّى به آنها، اخلاقی الاهى را رهرو شوند؛نام نیکو گر بماند ز آدمی/به کزو ماند سرای زرنگار…
———-
١.بحارالانوار٩٨/٢١. ٢.الکافی۵۵/٢. ٣.صدوق، امالی٢٨٠-٢٨١. ۴.صدوق، الخصال/۴۳۱. ۵. غررالحکم،ح٧٣١٧. ۶.شمس/٩-١٠. ٧. احزاب/٣٣. ٨. قلم/۴.