مرحوم کلینى در مجموعه گرانسنگ کافى، کتاب ایمان و کفر، سه باب را به اختلاف طینت مؤمنان و کافران اختصاص داده است. در باب اول با عنوان باب طینت مومن و کافر، هفت حدیث روایت آمده که در آنها تصریح شده روح و بدن پیامبران از طینت علیین، آفریده شده است؛ روح مؤمنان نیز با اختلاف درجه از همان طینت و بدن شان از طینتی پایین تر از علیین خلق شده، اما روح و بدن کفار از طینت سجین آفریده شده است. در این احادیث، همچنین از اختلاط و امتزاج میان دو طینت سخن به میان آمده و تولد مؤمن از کافر و کافر از مومن، به سبب این اختلاط معرفی گشته و همچنین سبب گرایش و اشتیاق مؤمنان به ائمه و رغبت آنها به نیکی ها، طینت شان معرفی شده و نیز سبب میل کافران به پیشوایان کفر و بدی ها، همین اختلاف طینت ها گفته شده است. بر اساس این روایات، مؤمن از ایمان خویش و ناصبی از دشمنی خویش بازنمی گردند و خوش اخلاقی کفار به سبب تماس طینت آنها با طینت مؤمنان در اثر اختلاط و امتزاج دو طینت است. همچنین رفتارهای ناپسند و تندخویی مؤمنان به تماس طینت مؤمن با طینت کافر، نسبت داده شده است(کلینى،اصول کافى،ج٣،باب طینت مومن و کافر)…
هرچند خداوند دو طینت مختلف خلق نموده، امهر انسانی از مخلوط این دو طینت آفریده شده تا هم اقتضای کار نیک در او باشد و هم اقتضای کار بد، اما آنچه نیکوکاری یا بدکرداری انسان را در نهایت تعیین میکند، اختیار اوست. با اختیار است که عاقبت برخی از انسانها بهشت علیین است و برخی جهنم سجین، اما منتهی شدن به این عاقبت ناشی از اختیار خود انسانهاست که در ابتدای آفرینش در عالم ذر با اختیار،اطاعت را برگزینند یا عصیان را. بعضى خلق دو طینت را به علم پیشین الاهى به عاقبت دو گروه تأویل کرده اند که چون خدا عاقبت آنها را مى داند،طینت شان را از جنس همان طینت قرار داد.به فرض پذیرش این توجیه، علم پیشین الاهى (که در واقع، ظاهر کردن باطن امور و انتقال حقایق از غیب به شهادت است) هرگز موجب سلب قدرت و اختیار از مکلفان نمی شود. در واقع، همانگونه که علم پیشین الهی به افعال آینده بندگان با اختیار آنها منافاتی ندارد، زیرا علم الهی علمِ به این است که از بندگان با اختیار خود چه افعالی سر خواهد زد،إخبار از این علم پیشین نیز با اختیار بندگان و عدل الهی، منافاتى ندارد.
اما راز مهم بحث طینت ،آزمون است.همان گونه که انسان ها در این دنیا با آزمون از یکدیگر تمییز داده مى شوند، همه موجودات و حتى اشیاء نیز، دارای شعورند و تسبیح خدا مى کنند اگرچه انسان ها درک نکنند(إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ.اسراء/۴۴) و با آزمون، همانند آنچه در همین روایات آمده (که خداوند آتشی آفرید و امر کرد وارد شوند،عده ای وارد شده و سعید گشتند و عده اى تخلف نمودند و شقى شدند)،آب ها و طینت ها نیز مورد آزمون قرار گرفتند، برخى شیرین و علیینى و بعضى شور و سجینى شدند.انسان ها نیز پیش از خلقت جسمانى،در عالم ذر،آزمون شدند،عده ای مومن و عده ای کافر گشتند؛ بر این اساس مومنان از طینت علیینى و کافران از طینت سجینى خلق شدند اما خداوند به خاطر لطفش،دو طینت را مخلوط نمود تا هر دو اقتضای تغییر داشته باشند؛یعنى کافر،بتواند بر اساس اختلاط طینتش با طینت علیینى، تغییر کرده و مومن شود و مومن نیز بر اساس اختلاط طینتش با طینت سجینى،کافر شود. لذا با دقت در روایات باب حدوث عالم، به روشنی میتوان دریافت که اختلاف طینت مؤمن و کافر، مسبوق به تکلیف و امتحان سابق بوده و هرگز با اختیار، ناسازگار نیست. این دیدگاه نظر به اینکه آفرینش از طینت علیین و سجین را مبتنی بر گزینشی اختیاری در مرحله قبل میکند، مسئله ناسازگاری با عدل الهی را برطرف می نماید و لطف ویژه الاهى را نیز برای امکان تغییر صاحبان طینت سجینى را مشخص مى سازد. لذا روایات طینت کاملاً با عدل الهی سازگار است. شاید به همین سبب باشد که محدثان بزرگ شیعه همچون شیخ کلینی و شیخ صدوق، بی آنکه نگران بروز شبهه جبر باشند، احادیث مربوط به اختلاف طینت های مؤمنان و کافران را در باب مستقلی روایت کرده اند.