از مهم ترین پرسش های انسان ها از ابتدای تاریخ تا کنون، پرسش از علت و چرائی تفاوت ها و اختلاف ها و حدّ و اندازه های مختلفى است که خداوند برای موجودات قرار داده است . قابیل نتوانست تفاوت در تقدیر خود و برادرش هابیل را هضم کند لذا به کشتن برادر اقدام نمود.چرا یک موجود، مورچه شده و دیگرى فیل؛یکى سیاه و دیگرى سفید؛یکى عمرى دراز دارد و دیگرى کوتاه ؛یکى فقیر و دیگرى غنى؛ یکى زیبا و دیگرى نازیبا… آن شاعر هم خواسته است نزد چرخ گردون(کنایه از طبیعت و سرنوشت یا خدا)برود و از او راز این اختلاف ها و تقدیرات متفاوت را سوال نماید: یکى را مى دهى صدناز و نعمت/یکی را نان جو آغشته با خون/ اگر دستم رسد بر چرخ گردون/از او پرسم که این چین است و آن چون؟! به راستى راز این اختلاف ها و اندازه ها و هندسه هاى متفاوت موجود در خلقت چیست؟ آیا عقل بشر مى تواند به کنه این معما پى ببرد؟ آیا نازک اندیشان راهى به پاسخ سرّ تقدیر یافته اند؟
پیشوایان ما گفته اند: نه! عقل انسان قدرت فهم سرّ قَدَر را ندارد! کجا مى تواند حکمت افعال پروردگارش را درک نماید.شیخ صدوق(ره)مى گوید: عقیده ما درباره قضا و قدر ، همان فرموده امام صادق(ع)در پاسخ به زُراره است که پرسید: نظر شما درباره قضا و قدر چیست؟ ایشان فرمود: معتقدم که خداوند عز و جل چون در روز قیامت ، بندگان را گِرد آورد، از آنچه به آنها دستور داده است ، بازخواست شان مى کند و از آنچه برایشان تقدیر کرده است، نمى پرسد( یعنى میزان حساب و کتاب امور تشریعى و اوامر و نواهى خداست نه امور و مقدرات تکوینى و خلقتى که در اختیار بندگان نیست). در روایات،ما را از کنکاش در باره چند و چونى تقدیرات و از بحث و سخن گفتن درباره قَدَر ، نهى کرده اند، چنانکه امیرمؤمنان به مردى که درباره قَدَر از آن ایشان سؤال کرد، فرمود:دریایى ژرف است . در آن ، فرو مرو.آن مرد سؤالش را دوباره پرسید. ایشان فرمود:راهى تاریک است، در آن ، قدم مگذار.مرد ، بار سوم پرسید. ایشان فرمود:راز خداست،[براى فهمیدن آن] خودت را به زحمت میانداز١.
همچنین امیرمؤمنان درباره قَدَر فرمود: بدانید که قَدَر ، رازى از رازهاى خدا و دژى از دژهاى خداست که در پسِ حجاب خدا قرار دارد، از خلقِ خدا پوشیده است، مُهر خدا بر آن زده شده، در علم سابق (اَزَلى) خداست و خداوند ، علم آن را از بندگان ، باز داشته و آن را برتر از محدوده مشهودات آنها قرار داده است؛ زیرا آنها ، نه به حقیقت ربّانى آن مى رسند ، و نه به قدرت صَمَدانى آن ، و نه به عظمت نورانیّت آن ، و نه به عزّت وحدانیّت آن؛ زیرا دریایى موّاج و متلاطم است که ویژه خداوند عز و جل است، ژرفایش از آسمان تا زمین است، پهنایش از خاور تا باختر است، چون شبِ دیجور ، سیاه است و تار، مارها و نهنگ هاى بسیار دارد، جزر و مد دارد، در قعر آن ، خورشیدى تابان است، هیچ کس را نسِزَد که به آن خورشید بنگرد ، مگر خداوند یکتاى یگانه. هر که دیده اش را به آن افکند ، با حکم خدا ستیزیده است و بر سرِ قدرتش با او کشمکش کرده و رازش را فاش کرده و پرده اش را کنار زده و خشم خدا را براى خود ، فراهم آورده و جایگاهش دوزخ است و بد سرنوشتى است این٢.
کسی که خالق خویش را مهربان و کریم و علیم مى داند، به اندازه گذارى و تقدیر او ایمان دارد و چند و چون نمى کند زیرا یقین دارد هرچه او برایش تقدیر نموده، به نفع اوست. این اندازه گذارى هاى مشخص،هر کدام بر اساس حکمتى است که فهم آن حکمت ها در توان عقل بشر نیست.چه بسا اعضى از حکمت هاى آن در قیامت آشکار شود و انسان بفهمد که اگر تقدیر او غیر از این بود،به سعادت او نمى انجامید.خداونددر قرآن فرموده است:ماییم که هرچیزی را به اندازه آفریدیم( انا کل شیئ خلقناه بقدر)٣ و نیز:هیچ چیزی نیست، مگر آن که گنجینه های آن نزد ماست و ما آن را به جز اندازهای معین فرو نمیفرستیم(و ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزّله الا بقدر معلوم)۴.امام صادق(ع)نیز در دعا به پیشگاه الهی عرضه میدارد: “خداوندا! اندازه های دنیا وآخرت، مرگ و زندگی، شب و روز، شکست و پیروزی، توانگری و نیازمندی و خیر و شر به دست توست…”۵؛ مومن، تردید ندارد که آنچه خداوند برای او تقدیر نموده برایش بهتر است از آنچه که او مى پندارد زیرا به فرموده قرآن “چه بسا چیزى را ناخوش دارید، در حالى که خیر شما در آن است و چه بسا چیزى را دوست دارید، در حالى که ضرر و شرّ شما در آن است. و خداوند (صلاح شما را) مىداند و شما نمىدانید”۶. رسول خدا هم فرمود:”کسی که به قضای من راضی نیست و به قدر من ایمان ندارد، معبودی جز من بجوید”(من لم یرض بقضائی و لم یومن بقدری، فلیلتمس الها غیری)! ٧…
————————-
١و ٢.صدوق، اعتقادات/٨؛ التوحید/٣٨٣ ؛ بحار الأنوار٩٧/۵-١٠١،ح ۲۲ـ۲۴. ٣.قمر/۴٩. ۴.حجر/٢١. ۵. کلینى، کافى/۵۴۶. ۶.بقره/٢١۶. ٧. التوحید/٣٧١.