سرّ تلقین

 

 

 

تلقین پذیری یکی از ویژگی های انسانهاست و تلقین تاثیر فوق العاده ای بر انسان دارد. شاید یکی از دلایلی که اسلام زندگی را با گفتن اذان در گوش نوزاد آغاز میکند و با تلقین به میّت تمام می نماید، اهمیت تلقین باشد.به نظر می رسد یک بعد از ابعاد اذکار و عبادات هم که به دفعات در شبانه روز و ایام خاص تکرار مى شود،بعد تلقینی آنها باشد.همه انسانها با درجات مختلف تلقین پذیرند حتى در موضوع درمان، بخشی از اثرات داروها اثرات تلقینی آنهاست لذا در پزشکی استفاده از شبه داروها مطرح شده است که فاقد اثرات خاص دارویی و شیمیایی می باشند و نقش تلقینى در بهبود بیمار دارند. از تلقین می توان برای تأثیرگذارى بر نفس خود استفاده کرد. تلقینِ سازنده، نیروی شگفت انگیزی دارد. بسیارى از گروه هاى فکرى یا حزبی از تلقین برای تأثیرگذارى بر مریدان یا اعضای خود بهره مى برند و حتى افراد را با تلقین، تبدیل به مهره هایی مى کنند که هرطور بخواهند آنها را مى چرخانند؛امروز رسانه ها همین نقش را بر مردم دارند و گونه خاصى از باورها و رفتارها را با تلقین و تکرار در مخاطبان خود ایجاد مى نمایند…
 

از مؤثرترین راه های ورود حقایق و معارف به قلب، تلقین و تکرار آن حقایق و معارف و تلاش در جای انداختن و مستقر کردن آن در دل است(خود تلقینى). نقش تلقین در این خصوص بی بدیل است و شاید راز تکرار بسیاری از ذکرها که توصیه شده نیز همین باشد و گرنه اقرار به وحدانیت خداوند مثلاً، با یک مرتبه گفتن ذکر «لا اله الاّ اللّه » در صورتی که از روی اعتقاد و باور عقلی باشد، حاصل می شود؛ اما تلقین و تکرار آن موجب رسوخ در قلب مى گردد. سایر اذکار هم همین گونه است.روانشناسان، تلقین را یکی از مؤثرترین راه ها برای مبارزه و تضعیف یک صفت ناهنجار و جایگزینی خلقی پسندیده در روان آدمی می دانند و با این روش به مداوای بیماران روحی و حتی جسمی می پردازند و این شیوه موجب بهبود بسیارى از بیماران آنها شده است.نقش تلقین در تربیت و دیگرسازی نیز اساسی و پراهمیت است و تأثیر آن بر دیگران کمتر از خودتلقینی نیست.با تلقین مى توان باورى را در یک فرد ایجاد کرد یا باور قبلی او را از بین برد.مى توان فرد را به چیزى معتقد نمود یا او را نسبت به چیزى بی اعتقاد کرد..

تأثیر تلقین به خاطر ساختار وجودی انسان است: روح انسان دارای دو لایه است؛ یکی خودآگاه و دیگری ناخودآگاه. بسیارى از افکار و اندیشه ها، احساسات و عواطف با اراده آدمی یا از طریق آموزش در صفحه دل او نقش مى بندد و آگاهانه در ضمیر خودآگاه انسان ایجاد مى شود؛ اما بسیارى از امور هم در ضمیر ناخودآگاه انسان جاى مى گیرد که یا اراده انسان در آن نقشی نداشته و با تلقین دیگرى در ضمیر انسان وارد شده یا با خود تلقینى در باطن آدمى ایجاد مى شود. ضمیر ناخودآگاه روح انسانى اگرچه از ضمیر خودآگاه هم تغذیه مى کند اما به طور مستقل نیز مى تواند تحت تأثیر تلقینات دیگرى ، به باورهائى برسد.بیمارى که هر روز چندین بار این جمله را تکرار مى کند که “امروز حالم بهتر شده”، واقعاً حالش بهتر خواهد شد یا اگر دیگران به او القاء کنند که “شما بیمار شده اید”، کم کم احساس بیمارى به او دست مى دهد. راز تأثیر تلقین، تأثیر پذیرى ضمیر ناخودآگاه روح انسانى از القائات است…

تلقین مى تواند انواع مختلف داشته باشد: کلامى،فکرى،شنیدارى،دیدارى و نوشتارى. برای تاثیر گزاری بیشتر تلقین ها(چه خودتلقینى یا دگر تلقینى)،تکرار، بسیار موثر است.تلقین گفتاری و رفتاری از هر دو حیث ایجابی و سلبی، در قرآن کریم به کار رفته است. دستور به ذکر خدا و تکرار استعاذه براى در امان ماندن از القائات شیطان از این نوع است: «وَ اذْکُرِ اسْمَ رَبِّک» (انسان/٢۵؛مزمل/١٨) و نیز: «وَ قُل رَّبّ‏ِ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ، وَ أَعُوذُ بِکَ رَبّ‏ِ أَن یَحضُرُون»(مؤمنون/٩٧و٩٨).در این آیات برای رسوخ یاد خدا در ضمیر ناخودآگاه روح و نیز مصون ماندن از وسوسه های شیطان، به گفتن عباراتی امر می‌ نماید تا بر اثر جاری شدن این جملات بر زبان، یاد خدا و استعاذه به او در روح انسان، ملکه شود و در نتیجه دوری از لغزش، در باطن انسان پدید آید. برای جلوگیرى از القائات سوء دیگران به ویژه مبلغان رسمى و غیر رسمى و رهبران فرقه ها و اقطاب تصوف و نیز رسانه هاى مختلف، باید دائماً در مورد منشأ این تلقینات،تحقیق نمود و نسبت به ورود آنها به روح خود،هشیار بود و با وسواس و احتیاط با آنها روبرو شد زیرا شیاطین مختلف از دریچه تلقین برای تصرف روح ما نقشه ها دارند…

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه