سرّ یا راز، مخفی کردن مطلبی در دل است و “اسرار” به معنای گفتن راز پنهانی به کسی و سفارش به پنهان داشتن آن است. البته “أَسَرّ” از اضداد است؛ یعنى در لغت عربی هم به معنای پنهان ساختن و هم به معنای آشکار نمودن به کار رفته است. سرّ و مشتقات آن ۳۳ مرتبه در قرآن کریم بیان شده که برخی مصادیق آن به معنای مخفی کردن چیزی آمده؛ مانند: “أَسَرُّوهُ بِضاعَهً”١ یعنى این امر را به عنوان یک سرمایه از دیگران مخفی داشتند؛ و نیز به معنای فعلی را پنهانی انجام دادن آمده است؛ مانند: “وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِیه”٢یعنى و از آنچه به آنها روزی دادهایم، در پنهان و آشکار انفاق میکنند.اما در بیشتر موارد به معنای سخن پنهانی یا راز درون دل افراد است. اما آنچه در اینجا مورد نظر است،مطالبی است از دانش و معارف که در سینه کسانى قرار دارد و آنها آن مطالب را از کسانى که ظرفیتش را نداشتند،مخفى مى داشته اند و گاهى برای کسانى که دارای ظرفیت بودند یا اصرار به دانستن مى نموده اند، آشکار مى ساخته و از آن مطالب پرده بر مى داشته اند…
این اسرار گاهى جنبه شخصى دارد و گاهى جنبه علمى و معرفتى ، اما به هرحال چه شخصى باشد و چه معارفى؛ صاحب سرّ باید مکتوم دارد و إفشا نکند.اصطلاح صاحب سرّ به این معناست که فرد، کسی را دوست و رازدار خود دانسته و مطلبی را با او در میان گذاشته و اطمینان پیدا کرده که او این راز را فاش نمى کند؛اما اگر مى دانست که او این مطلب را افشا مى کند هرگز با او در میان نمى گذاشت.حال،صاحب سرّ، باید این شأن را برای خود حفظ کند و به آن اطمینان،خیانت روا ندارد،مگر آنکه گوینده راز به او اذن داده باشد که در شرایطی بتواند راز را با دیگران هم در میان گزارد. پیامبر خدا(ص) با یکی از همسرانش در ارتباط با مسأله خانوادگی و شخصی،سرّى را در میان گذاشت و آن همسر(عایشه)،خطا کرد و آن راز را با همسر دیگر پیامبر(حفصه)در میان گذاشت و آن دو راز پیامبر را افشا نمودند و موجب آزار رسول خدا گشتند تا جایی که حضرت حلالی را بر خود تحریم نمود و خدای متعال با نزول آیات اول سوره تحریم، آنها را به شدت توبیخ نموده و با شرح ماجرا، اهدافشان را آشکار ساخت٣.
گاهى سرّ مربوط به مسلمانان است که در آن صورت افشای آن خیانت محسوب میشود؛ مانند: کاری که “ابولبابه بن عبدمنذر” انجام داد و بلافاصله پشیمان شد: ابولبابه، در غزوه بنی قریظه به عنوان داور، میان مسلمانان و یهودیان حاضر شد؛ اما به خاطر بیتوجهی، سرّی از اسرار مسلمانان را برای یهودیان فاش ساخت۴؛ و این آیه اشاره به آن است:”به خدا و پیامبر خیانت نکنید! و (نیز) در امانات خود خیانت روا مدارید، در حالی که میدانید”۵. یعنى نباید رازهای مسلمانان را نزد بیگانگان افشا نمود اما برعکس،رازها و اسرار دشمنان را که به آنها دست یافته اند باید برای خودى ها بیان نمود تا بتوانند برای مقابله با آنها برنامه ریزی نمایند وگرنه شکست خواهند خورد۶.حتى وظیفه است که کسانى را ماموریت داد تا از راههای ممکن، در جبهه دشمن نفوذ کنند و اسرار آنها را به دست آورند و در اختیار نیروهای خودى گذارند تا اقدامات تدافعى یا تهاجمى را تدارک نمایند…
خداوند ، رازهائى را از اسرار عالم، تعبیر به غیب تعبیر کرده و بخشی از آنها را با پیامبران خود در میان گذاشته است:”او دانای غیب است و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمیسازد، مگر رسولانی که آنان را برگزیده است”٧؛ بدین معنا که خداوند این دستیابی و احاطه را از دیگران نفی کرده و آگاهی به تمام علوم غیبی را به خود اختصاص داده است؛ یعنی این غیب ، مختص به علم اوست و از دیگران سلب کلی می کند؛ اما استثنایی در آیه قائل شده که هر رسولی را که بخواهد و به هر مقدار که خواست او باشد، از علوم غیبی خود آگاه میسازد. سخن از این اسرار است یعنى اسرار علمى و معارفى که خداوند به پیشوایان دین آموخته است و آنها برای کسانیکه صاحب سر بوده اند،بازگو مى نموده اند.بعضى از این نمونه ها را در این مجموعه آشنا مى شویم.امید است نقل آنها بر معرفت و ایمان افراد بیافزاید و بعضى گره های فکرى را بگشاید و از حضرت ولى عصر(عج) که امروز داناترین انسان به علوم الاهى است، یارى مى طلبیم…
—————-
١.یوسف/١٩. ٢. رعد/٢٢. ٣.تحریم/١-۴؛المیزان فی تفسیرالقرآن۱۹ /۳۳۱. ۴.واحدی نیشابوری، علیبن احمد؛ اسباب النزول/١٢۴. ۵. انفال/٢٧. ۶.توبه/۶۴ و٩۴. ٧.جن/٢۶-٢٧.