پاداش پاک دامنى

 

 

 

پیامبرزاده اى که از مرگ نجات مى یابد و پس از ماجراهای پیچیده و تحمل سختى ها و زندان ، سرانجام عزیز مصر مى شود و خود به پیامبرى مى رسد و با تبلیغ توحید و بسط عدالت صفحه جدیدى در تاریخ این کشور مى گشاید.شاید او نخستین پیامبرى باشد که داراى قدرت اجرائی در منطقه اى بزرگ مثل مصر مى شود.قرآن با نقل داستان یوسف،آن را نیکوترین سرگذشت نامیده و با یک خواب، داستان را شروع مى نماید: اى پدر من [در خواب] یازده ستاره را با خورشید و ماه دیدم که بر من سجده مى ‏کنند١”. این خواب،سالها بعد، با آمدن پدر و مادر و یازده برادرش به دربار مصر برای دیدار و احترام و تشکر از یوسف، تعبیر مى شود.داستان با شرح یک خوى ناپسندیده بشرى یعنى حسادت برادران نسبت به برادرشان یوسف آغاز مى شود؛حسادتى که قابیل را به قتل برادر کشاند و برادران یوسف را نیز واداشت که برادر خود را به چاه افکنند و به دروغ به پدر بگویند گرگ او را خورده است! امان از حسادت که بشر را به چه جنایت ها که نمى کشاند؟! زنهار از حسادت… 

پرده دوم این داستان،شرح یک پاکدامنى شگفت آور است: زلیخا همسر پادشاه مصر، شیفته یوسف می‌شود و سعى مى کند این جوان زیبا و پاکدامن را به فساد و انحراف و گناه بکشاند اما او خویشتن داری می‌ کند و تن به خواسته او نمى دهد.زلیخا با توطئه اى او را به زندان مى افکند.او با صبر و بردبارى ، مشقت زندان و حبس را تحمل نموده زیر بار گناه و انجام فعل حرام و پذیرش دعوت زلیخا نمى رود و مى گوید:”پروردگارا! زندان نزد من محبوب تر است از آنچه این ها مرا به سوى آن مى‏ خوانند”٢. سرانجام، بى گناهى یوسف پس از تحمل سالها زندان، معلوم گشته و آزاد مى شود و به خاطر داشتن علم تعبیر خواب و تعبیر کردن خواب حاکم مصر، وارد دستگاه حکومت شده و اداره امور مصر را به دست مى گیرد و پاداش پاکدامنى و درستى خود را دریافت مى کند.نام یوسف ۲۷ بار در قرآن آمده و سوره دوازدهم قرآن، به نام اوست. قرآن یوسف را از بندگان مُخلَص خدا و مظهر پاکدامنى و و عالم ،مدبّر و در زمره محسنین معرفى نموده که در شرایط دشوار،نه تنها مرتکب حرام و مقدمات آن نشد، بلکه قصد و خیال حرام هم نداشت٣…

پرده سوم این داستان، شکیبائى و امیدوارى است.شکیبائى در مصائب و امیدوارى به لطف و رحمت حق که یعقوب به این صفات معرفى مى شود.او غم دورى فرزند را با شکیباىى و حزن، تحمل مى کند اما هیچگاه امیدش را در رسیدن به یوسف از دست نمى دهد. یوسف نیز در فراق والدین و خانواده اندوهگین است اما منتظر است تا خداوند گشایشی فراهم آورد. سرانجام این گشایش با آمدن برادرانش به مصر-که او را نمى شناسند و از جایگاهش مطلع نیستند-و برای گرفتن گندم به خاطر خشکسالى در کنعان، فراهم مى شود و یوسف با تدبیرى خدا آموخته ، پدر و مادر و برادران را به مصر فرا مى خواند و چون با آنها دیدار مى کند ، خود را معرفى مى نماید و از گناه برادران مى گذرد و والدین را تکریم مى نماید و جلوه های مهر و لطف را نمایان مى کند.شکیبائى و امیدوارى همیشه ثمر مى دهد و این عبارات ماندنى یعقوب نشان این شکیبائى و امیدوارى است:”من صبر جمیل خواهم داشت و در برابر آنچه مى‏گویید، از خداوند یارى مى‏طلبم۴”و : “پسرانم! بروید و از یوسف و برادرش جستجو کنید و از رحمت خدا مأیوس نشوید که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس مى‏ شوند۵”…

پرده چهارم  بهترین داستان(احسن القصص) در حاکمیت یافتن پیشوایان الاهى است.وقتى پیامبرى معصوم در رأس حاکمیت قرار مى گیرد، عدالت را بین مردم جارى مى سازد و از ظلم و تعدى جلوگیرى مى نماید و نظام الاهى را مستقر مى سازد و با نمادهای کفر و شرک مى ستیزد و به گسترش توحید و عبودیت مى پردازد و مهم ترین وظیفه اش یعنى هدایت را با قدرت بیشترى دنبال مى کند. یوسف(ع)، مقام نبوّت و حکومت را با هم داشت و مدّت ۷۲ سال حکومت کرد۶. او در مقام نبوت، ادامه‌دهنده راه پدر و اجداد خود بود و می‌گفت من از آیین پدرانم ابراهیم،اسحاق و یعقوب پیروی کردم و برای ما شایسته نبود چیزی را همتای خدا قرار دهیم٧. در دوره‌ای که یوسف زندگی می‌ کرد بحث‌های سحر، جادو و تعبیر خواب گسترش داشت و یکی از ابزارهای یوسف برای تبلیغ یکتاپرستی استفاده از دانش خویش و نیز علم تعبیر خواب بود که خدا به او آموخته بود٨. هنگامی که مرگ یوسف فرارسید، خدا به او وحی کرد که نور و حکمت را به ببرز بن لاوی بن یعقوب بسپارد. آنگاه یوسف، ببرز بن لاوی را با آل یعقوب که در آن روز ۸۰ مرد بودند احضار کرد و به آنها گفت به زودی گروهی بر شما غالب می‌شوند و شما را دچار عذاب بدی می‌کنند. تا اینکه خدا شما را به‌ وسیله یکی از فرزندان لاوی که نامش موسی است، کمک خواهد کرد٩…

—————–

١. یوسف/٣و۴.  ٢.همان/٣٣.   ٣.یوسف/٢۴و۵۱؛ انعام/٨۴.  ۴.یوسف/١٨.    ۵.یوسف/٨٧.  ۶.مسعودی، إثبات الوصیه/۴۹.    ٧.یوسف/۳۸.   ٨.یوسف/ ۲۱و۱۰۱.    ٩. إثبات الوصیه/۷۴.

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه