سال های زیادی از هبوط آدم و حوا مى گذشت و روز به روز بر جمعیت انسان ها افزوده مى شد و نسل آدم رو به فزونی مى نهاد و با توصیه ها و راهنمائى هاى آدم و جانشینانش، شیطان ، راهى به گمراهى بنى آدم نداشت. او به دنبال حیله اى بود تا فرزندان آدم را از خداشناسى و عبادت، باز دارد تا اینکه نقشه اى برای بت پرست کردن آنها کشید و حدود زمان نوح پیامبر،آن را اجرائى نمود.او به بهانه تجلیل از بزرگان و صالحان گذشته،به مردم القاء نمود که مجسمه و نمادى برای آنها بسازند و آنها را شفیع خود نزد خدا قرار دهند تا خواسته هایشان براورده شود. این ترفند موثر واقع شد و مردم برای شخصیت هائى به نام “ودّ”، “سواع”، “یغوث”، یعوق، و” نسر”١، تندیس ها و بت هائى ساختند و ابتدا برای تجلیل و احترام و سپس برای حاجت خواهى به آنها مراجعه نمودند و عده ای هم به عنوان متولیان این بت ها برای خود جایگاهى ساختند و مردم را از عبودیت خدا و حاجت خواهى مستقیم از او و تبعیت از پیامبران الاهى باز داشتند تا اینکه نوح پیامبر، مامور گشت آنان را از پرستش بت هاى نامبرده بازداشته و هدایت شان کند و او چنین کرد…
شیطان، به بت پرستان إلقا کرده بود که برای دفع ضرر و جلب منفعت،به بت ها متوسل شوند و نزد آنها کرنش و عبادت کنند تا آن بت ها، شفیع آنها شوند و باران و برکت بر آنها فرستند و از بلایای طبیعى حفظ نمایند.کم کم انحراف گسترده تر شد و مقام بت ها نزد آنها از شفاعت الاهى به مقام اجابت استقلالى مبدل شد و بکلى خدا را کنار نهادند.در این شرایط شرک و کفر، خداوند فرستاده ای دیگر را برای ارشاد مردم مبعوث نمود:”ما، نوح را به سوی قومش فرستادیم تا قومش را قبل از آمدن عذاب دردناک، انذار دهد”٢. به گزارش قرآن، نوح(ع) خطاب به قومش مى گفت:از بت پرستی دست بردارید و به سوی خدا روى آورید تا از آسمان بر شما باران فرستد و شما را به اموال و فرزندان کمک کند و برای شما نهرهایی قرار دهد. چرا برای خدای یگانه، شکوهی قائل نمی شوید در حالی که اوست که شما را با این تنوع آفرید؟ آیا نمی نگرید چه نیکو هفت طبقه آسمان را آفرید و ماه را در میان آن ها چون نوری و خورشید را همانند چراغی روشن کننده قرار داد؟ ای مردم، خدا شما را از زمین خلق کرد، سپس شما را به آن باز می گرداند و سرانجام شما را از زمین مبعوث می کند و خداست که زمین را برای شما همانند بستری قرار داد تا به راحتی در آن سیر کنید٣…
نوح(ع)، با صبورى و مدارا، استوار و ثابت قدم، رسالت خویش را ادامه داد و از هیچ کوششی در رسیدن به مقصد یعنی نجات مردم از بت پرستی کوتاهی نکرد، هر چند قومش او را مسخره می کردند و می گفتند: به این مرد بنگرید که با آن که همانند ماست و مانند ما انسان ها غذا می خورد و راه می رود و لباس می پوشد، ادعای برتری دارد و خود را فرستاده خدا می شمارد و از وجود خدایی به جز بت هایمان خبر می دهد؛مردم بدانید او دیوانه و جن زده است! نوح، سال هاى بسیارى میان قومش زندگی کرد و به دعوتش ادامه داد اما پس از نهصد و پنجاه سال دعوت، جز تعداد اندکی به او ایمان نیاوردند. کافران به او مى گفتند: “می بینیم که تو بشری مثل ما هستی” و”ما برای تو بر خودمان هیچ برتری نمی بینیم”۴؛ فرشته که نیستی، اموال بسیار هم که نداری، حتی”پیروانت افراد فرومایه هستند”۵؛ نه تنها “هیچ برتری برایت نسبت به خودمان نمی بینیم، بلکه گمان می بریم که تو از دروغگویان هستی” و “این سخنانی که می گویی افترایی بیش نیست”۶. نوح اما، پا پس نکشید و هدایت قوم را ادامه داد…
“شرک” در لغت به معناى سهم قراردادن است و مراد از آن ،شریک و مثل و مانند قراردادن برای خداوند متعال است در مقابل “حنیف” به معنای توحید خالص و دین فطرى و الاهى.شرک را به دو قسم شرک در عقیده و شرک در عمل (عبادت و طاعت) تقسیم کرده اند.شرک در عقیده، دارای اقسامی است: شرک در الوهیت(اعتقاد به موجودی غیر از خداوند به طور مستقل ) و شرک در خالقیت( اعتقاد به دو مبدأ و خالق مستقل برای عالم)و شرک در ربوبیت (اعتقاد به آلهه و پروردگاران و اربابان مستقل و متعددی برای تدبیر امور عالم و کمک خواهی از آنها).همه اقسام شرک، گمراهی محسوب شده و ظلم عظیمی به پروردگار است که قابل بخشایش نیست.اگر چه بعد از گذشت هزاران سال از آغاز شرک، هنوز بت پرستى در نقاطى از جهان به چشم مى خورد،اما شرک فراگیر،شرک در ربوبیت است که مردم به همه چیز و همه کس متوسل مى شوند و آنها را مى ستایند و به نوعى مى پرستند مگر خدای بزرگ را و شگفتا که با این کار،به راه شیطان مى روند و او را خشنود مى سازند که از زمان رانده شدنش،سوگند یاد کرده بود بنى آدم را از توحید،بازگرداند و منحرف سازد!
—————-
١. نوح/٢٣. ٢. نوح/١. ٣.نوح/١٠-٢٠. ۴. هود/٢٧. ۵.شعرا/١١١؛هود/٢٧. ۶.هود/٢٧و٣۵.