خانواده

 

 

با هبوط آدم و حوا ،اولین خانواده در روى زمین، شکل گرفت.به زودی فرزندان آنها ، دوقلوى پسر و دختر(قابیل و اقلیما) و بعد از مدتى دوقلوى پسر و دختر(هابیل و لوذا) متولد شدند.آدم و همسرش عمرى طولانی داشتند و صاحب فرزندان بسیارى گردیدند.در ابتدای استقرار در زمین،آدم شیطان را دید که قبل از او آنجا آمده، رو به آسمان کرد و گفت: خداوندا مرا توانائی و طاقت زندگی و به سر بردن با او نیست، من با وسوسه او چه کنم؟ و خداوند فرمود: ای آدم جزاى هر گناه همان یکى و پاداش هر عمل نیکو را از ده تا هفتصد برابر مى نویسم.عمر با برکت و طولانى آدم سراسر به عبادت و زراعت گذشت و در نهایت در مکه از دنیا رفت و در همانجا دفن گردید، بعدها پیکر او را به نجف بردند و حالا در نزدیکی مرقد مطهرامیرمومنان (ع) آرمیده است.دو پسر آنها، قابیل به کار کشاورزی و هابیل به دامدارى مشغول بود.هابیل را انسانی نیک و مطیع فرامین خدا معرفی کرده‌اند، اما شخصیت قابیل را منفى و داراى حسادت شدید نوشته اند که سرانجام هم همین حسادت او را به قتل و جنایت کشاند و برادرش را کشت و اولین قتل در روى زمین اتفاق افتاد و خون مظلومى بر زمین ریخته شد. 

وقتى حضرت آدم فرمان ازدواج را از طرف خداوند به هابیل و قابیل ابلاغ نمود از آنها خواست هر کدام چیزی را در راه خدا قربانی کنند و به آنها گفت اگر قربانی هر یک از شما قبول شد، او به انتخاب آن چه میل دارد سزاوارتر است و مى تواند هرکدام از دو همسر(دو حوریه ای که خدا فرستاده بود یا مطابق بعضی روایات دختران ادم پیش از نزول شریعت که ازدواج خواهر و برادر را ممنوع می ساخت) را دوست دارد،برگزیند. نشانه قبول شدن قربانی در آن عصر این بود که صاعقه‌ ای از آسمان بیاید و آن را بسوزاند. فرزندان نیز این پیشنهاد را پذیرفتند. هابیل که دامدار بود، از بهترین گوسفندانش یکی را که چاق و شیرده بود برگزید، ولی قابیل که کشاورز بود، از بدترین قسمت زراعت خود خوشه‌ای ناچیز برداشت؛ سپس هر دو بالای کوه رفتند و قربانی‌های خود را بر بالای کوه نهادند، طولی نکشید صاعقه‌ای از آسمان آمد و گوسفند را سوزانید، ولی خوشه زراعت باقی ماند و به این ترتیب قربانی هابیل پذیرفته شد، و روشن گردید که هابیل مطیع فرمان خدا است، ولی قابیل از فرمان خدا سرپیچی می‌ کند.هابیل مردى باصفا و فداکار در راه خدا بود، اما  قابیل مردی تاریک‌ دل و حسود بود؛به گزارش قرآن پس از ماجرای قربانى برای تقرب به خدا که از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، آن برادری که قربانیش پذیرفته نشد به برادر دیگر گفت: به خدا سوگند تو را خواهم کشت.برادر دیگر جواب داد:من چه گناهی دارم، زیرا خداوند تنها از پرهیزکاران می‌ پذیرد؟!

آدم(ع) به امر پروردگار هابیل را جانشین پیامبری خود قرار داد و همین امر هم بر حسادت قابیل افزود.آدم پس از اطلاع از مصیبت قتل فرزندش هابیل ،در اندوه و ماتمى بزرگ فرو رفت و تا چهل روز مى گریست و از خداوند خواست تا وصى دیگرى برای او قرار دهد.خداوند مهربان به او بشارت داد که: آرام باش، به جای هابیل، پسری را به تو عطا کنم که جانشین او گردد.طولی نکشید که این بشارت تحقّق یافت، و حوّا دارای پسر پاک و مبارکی گردید. روز هفتم این نوزاد، خداوند به آدم چنین وحی کرد: ای آدم! این پسر از ناحیه من به تو هِبه (بخشش) شده است، نام او را هِبَهُالله بگذار. آدم به طور محرمانه او(هبه الله شیث) را وصی خود قرار داد و به او سفارش کرد که وصی بودنش را آشکار نکند، که اگر آشکار کند قابیل او را خواهد کشت… قابیل بعد‌ها متوجه شد و هبه‌الله را تهدید کرد که اگر چیزی از علم وصایتش را آشکار کند، او را نیز خواهد کشت.تکبر، شیطان را تیره بخت نمود و حسادت،قابیل را؛ زنهار،زنهار، اگر ما انسان ها این دو خوى زشت را از خود دور نکنیم و به سرنوشت شیطان و قابیل دچار شویم!

پس از آنکه خداوند هبه الله شیث را به آدم و حوّا داد، فرزند دیگری به نام یافث به آنها بخشید. زمانی که آنها بزرگ شدند خداوند دو حوریه در فاصله یک روز برای آنان فرستاد. حوری اول که همسر شیث گردید،نزله نام داشت و دیگری که به عقد یافث درآمد منزله بود. آدم آنها را به عقد یکدیگر درآورد.شیث از همسرش یک پسر و یافث از همسرش صاحب یک دختر گردید؛ زمانی که آنها بالغ شدند ،آدم به دستور خداوند، آنها را به عقد یکدیگر درآورد و این‌ چنین شد که نسل آدم بر روی زمین گسترده گردید.قرآن کریم آدم را در شمار انبیای الاهى نام برده است: خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد”(إنّ اللَّه اصطفى‌ آدم و نوحا و آل إبرهیم و آل عمران على العالمین؛آل عمران/٣٣)؛ و نیز:” پروردگارش او را برگزید و توبه اش را پذیرفت و هدایتش ‌ کرد”(ثمّ اجتباه ربّه فتاب علیه و هدى‌؛طه/١٢٢).واژه “اصطفىٰ” و “إجتبىٰ” در این دو آیه، نشان از برگزیدگى او برای نبوت است…

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه