اما درباره جایگاه و مرتبه اوتاد ،ابدال،نقباء و ابرار میان مشایخ صوفیه اختلاف نظر دیده میشود. اکثر متون، جایگاه آنان را بالاتر از ابدال و پائین تر از امامان یا نقباء یا افراد معرفی می کنند(کشف المحجوب/۲۶۹؛فتوحات۴٠٠/٢)؛ اما برخی از صوفیان آنان را بالاتر از ابرار و پائین تر از ابدال می دانند(خواجه عبدالله، صدمیدان/٢٢). در آثار ابن عربی گاه افراد مربوط به طبقات بالاتر، یعنی قطب و امامان ، از جمله همین اوتاد معرفی شدهاند(فتوحات٢٧٠/١١)و گاه بعضی اوتاد چهارگانه را جزو ابدال هفتگانه دانسته اند که ۳ تن دیگر قطب و امام هستند(آملى،المقدمات٢٧۶/١). هجویری معتقد است که اوتاد چهارگانه و اخیار و ابدال و نقبا و قطب، برخلاف اولیایی که در مراتب پایین تر قرار دارند، یکدیگر را میشناسند و در کارها به اجازه یکدیگر نیازمندند(کشف المحجوب/٢۶٩). با وفات یکی از آنها، فردی از طبقه ابدال یا ابرار جایگزین او می شود…
همچنین در مورد اوتاد که بر قطب خود اطلاق مى کنند، معتقدند که هر یک از آنان، از روحانیت و معنویت یکی از چهار فرشته اسرافیل و میکائیل و جبرائیل و عزرائیل کمک و مدد می گیرند. همچنین هر یک دارای علوم ویژهای هستند که به سبب آن علوم به مقام اوتادی رسیده اند؛ نیز باورمندند که هر یک از ارکان کعبه نیز متعلق به یکی از آنان است: رکن شامى از آن کسی است که بر قلب آدم(ع)است؛ رکن عراقى برای کسی که بر قلب ابراهیم(ع) است؛ رکن یمانى برای کسی که بر قلب عیسى(ع) است؛ رکن حجرالاسود نیز از آن کسی است که بر قلب حضرت محمد(ص)است. ابن عربى خود را صاحب رکن حجر الاسود معرفی می کند(فتوحات۴٠١/٢تا ۴٠۴)؛ هر یک از آنها بر اساس اخلاق یکی از پیامبران چون آدم و ابراهیم و عیسی(ع) و محمد(ص) هستند(همان).البته خوارزمی از اوتاد هفتگانه سخن می گوید که همگی بر اساس اخلاق موسی(ع) هستند(قاضی سعید، شرح اربعین/۱۲۱).
اما در روایات شیعه، چنین مقامى فقط قابل انطباق با پیامبر و ائمه دوازده گانه علیهم السلام است که خداوند به سبب آنان ساکنان زمین را از هلاکت حفظ می کند و وقتی که امامان دوازد هگانه زمین را ترک گویند، زمین اهل خود را فرو خواهد برد. خداوند این گروه را حجت بر بندگان خود قرار داده است و به امر حجت خداست که زمین برپا ایستده و آفرینش آنان قبل از خلق موجودات عالم و به صورت انواری بوده است که در طرف راست عرش خداوند قرار داشته اند(کافى۵٣۴/١؛اثبا الهداه۴۶٠/١؛غیبت شیخ طوسى١٣٩/١؛بحارالانوار۵٧/٢ و١۵۵/١٠).اطلاق این مقامات بر اساس باورهای قرآنى و روائى ،به اقطاب و شیوخ غیر معصوم،کاملاً غیر وجیه و باطل است که قران فرماید(ولا ینال عهدى الظالمین).ملا محمد طاهر قمى ادعای ابدال و اوتاد بودن مرشدان را دامی برای صید عوام دانسته (تحفه الاخیار/٩١) ودر سفینه البحار/۶۴ و احتجاج و بحار الانوار ازقرار دادهاند که مثلاً ما خود ابدال و اوتادیم یا آنکه با ابدال و اوتاد رابطه داریم. مرحوم عالم ربانی ملامحمّد طاهر قمی در تحفهالاخیار، صفحه 91کاملاً رد نموده این نشر بیمدرک را و در کتاب سفینهالبحار، صفحه 64 و احتجاج طبرسی و بحارالانوار از حضرت امام رضا(ع)سؤال کردند که مردم گمان میکنند در زمین ابدالی میباشند، چه میفرمائید؟ حضرت فرمود: ابدال دوازده امام هستند که بَدَل از انبیاء میباشند…