حُسن خُلق

 

 

نرم‌ خویی و خوش‌ گفتاری و گشاده‌ رویی در برخورد با دیگران، حُسنِ خُلق است که یکی از ده صفت انبیای الهی برشمرده شده است. مى گویند خوش خُلقى، سنگ را هم آب مى کند! این  یعنى اینکه حسن خلق راه دل ها را باز کرده و دشمنى ها را به دوستى مبدّل مى سازد. با چهره متبسم، با ادبیات زیبا، با مهربانى و صفا، گره های کور باز مى شود.با حسن خلق، مى توانى دیگران را جذب دین و آئین خود سازى. روایات، حسن خلق را این گونه توصیف کرده اند: نیمی از دین است (خصال٣٠/١)؛ کامل‌ ترین شما در ایمان، خوشخوترین شماست(شعب الایمان٢٧١٨/۶) اگر خوش خلقی تجسم می‌ یافت، زیباترین مخلوق بود!(بحارالانوار٣٩۴/۶٨)؛ بیشترین چیزی که امت من را به بهشت می‌ برد، تقوا و حسن خلق است.(کافى١٠٠/٢)؛ بهترین شما خوشخو ترین شما با همسران شان است(امالى/٣٩٢).آرى، با مکارم اخلاق، چالش هاى دین گریزى به فرصت جذب به دیندارى تبدیل مى شود.منقول است که مردی چندین بار از پیامبر پرسید:دین چیست و هربار جواب شنید:حسن خلق ! و در پایان به او فرمودند:دین آن باشد که غضبناک نشوی و با خلق خدا درشتی نکنی(مناهج الشارعین، میرداماد/٨٠٠)…

نقش حسن خلق در دیندارى را با این قطعه تاریخى پیوند دادم: رسول اکرم، برخی از اسیرانی که مستحق مرگ بودند را به علت داشتن پنج صفت زیبا که یکی از آن­ها حسن خلق بود، مجازات نکرد و هنگامی که آن افراد به اهمیت این صفت نزد رسول خدا پی بردند، مسلمان شدند(امالی صدوق/٢٧١).قرآن کریم در مورد پیامبر اکرم مى فرماید:همانا تو به اخلاق پسندیده و بزرگی آراسته شده ای”(قلم/۴)؛ و نیز:”در پرتو رحمت و لطف خدا، با آنان مهربان و نرم خو شده ای و اگر خشن و سنگ دل بودی، از اطرافت پراکنده می شدند”(آل عمران/١۵٩).خدای مهربان، پیامبران و سفیران خود را انسان هایی عطوف و نرم خو قرار داد تا بهتر بتوانند در مردم اثر بگذارند و آنان را به سوی خود جذب نمایند . این مردان بزرگ برای تحقق بخشیدن به اهداف الهی خود، با برخورداری از حسن خلق و شرح صدر، چنان با ملایمت و گشاده رویی با مردم روبه رو می شدند که نه تنها هر انسان حقیقت جویی را به آسانی شیفته خود می ساختند و او را از زلال هدایت سیراب می کردند، بلکه گاهی دشمنان را نیز شرمنده و منقلب می نمودند . ما اگر خود را پیروان این پیشوایان مى دانیم باید با حسن خلق،مردم را به دین خود فراخوانیم…

روزی یکی از یهودیان خدمت پیامبر اکرم آمده و طلبی را که از ایشان داشت، مطالبه نمود، حضرت فرمود: الان ندارم بعدا می پردازم ؛ اما یهودی اصرار داشت، که طلب خود را در همان وقت دریافت کند، تا این که وقت نماز شد و حضرت نتوانستند به مسجد بروند، اصحاب برای کسب اطلاع، به خانه پیامبر آمدند و به محض مشاهده ماجرا، خواستند آن مرد یهودی را به کنار انداخته و مجازات کنند، اما حضرت اجازه ندادند . چندی گذشت و یهودی مسلمان شد . وقتی خدمت حضرت رسید، عرضه داشت:یا رسول الله! شما با آن که قدرت داشتید و می توانستید مرا به زور بیرون کنید، حتی اجازه برخورد خشونت آمیز با مرا به اصحاب تان ندادید و با من به عطوفت و مهربانی و حسن خلق، رفتار کردید . این دلیل حقانیت راه شماست و همین امر موجب اسلام آوردن من شد.از نشانه های حسن خلق است: بامردم در کار نیکو مخالفت نکردن، منصف بودن، عیب کسان را نجستن ، چون از کسی ذلتی به وقوع رسد، تاویل نیکو کردن ،چون گنهکار عذر خواهد، آن را پذیرفتن، حاجات محتاجان را روا کردن ، رنج مردمان را کشیدن، عیب نفس خود دیدن ، روی گشاده داشتن ، با مردم سخن زیبا و خوش گفتن… 

همچنین در تاریخ چنین آمده است: امیرمومنان از سوی پیامبر اکرم مامور شد تا با سه نفر که برای ترور و کشتن آن حضرت هم پیمان شده و اقدام نموده بودند، پیکار کند. مولا یکی از آن سه نفر را مجازات و دو نفر دیگر را اسیر کرد و خدمت پیامبر آورد . پیامبر اکرم اسلام را بر آن دو عرضه کرد و چون نپذیرفتند، فرمان مجازات آنها را به جرم توطئه گری صادر فرمود . در این هنگام جبرئیل بر رسول خدا نازل شد و عرض کرد خدای متعال می فرماید: یکی از این دو نفر را که مردی خوش خلق و سخاوتمند است، عفو کن . پیامبر نیز از قتل او صرف نظر نمود . وقتی علت عفو را به فرد مذبور اعلام کردند و دانست که به خاطر داشتن این دو صفت نیکو مورد عفو الهی واقع شده، شهادتین را گفت و اسلام آورد . رسول خدا درباره اش فرمود: او از کسانی است که خوش خویی و سخاوتش او را به سمت بهشت کشانید!(خصال٣٠/١)…

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه