عیب جوئى و عیب پوشى

 

 

در آستانه انتخابات بود و حزب او نشست رسانه اى گذاشته بود برای افشاگرى در مورد رقیبان حزبی خویش. آمده بود که مرا هم به نشست دعوت کند! گفتم:مى خواهید در نشست چه کنید؟گفت:اعلام مواضع و بیان معایب و مفاسد حزب حاکم. گفتم: یعنى مى خواهید با بیان معایب رقیب، نردبانى برای ترقی خود بسازید؟ گفت: نباید مفاسد آنها در اداره امور افشا شود؟ گفتم: قصد شما اصلاح نیست بلکه کنار زدن رقیب و نشستن جای او و گرفتن صندلی قدرت است! و اضافه کردم:چون مد دانم مسلمانى،از تو سوال مى کنم اصلاً افشاگرى و عیبجوئى کجای اعتقادات تو قرار دارد؟ گفت: مگر اشکالی دارد؟ گفتم: بله! گفت: مگر مستندى دارى؟ گفتم: کدام مستند بهتر از نهج البلاغه؟! گفت: مخلص نهج البلاغه هم هستیم؛ بگو امیرمومنان در این موضوع چه مى فرماید؟ گفتم:مى گویم به شرط اینکه اگر قانع شدى، نشست خود را لغو کنی! گفت: اگر قانعم کردى،با دوستان حزبی صحبت مى کنم تا لغوش کنیم…

گفتم: اولاً امام یک بحث کلی برای همه دارند و آن نگاه به عیوب خود پیش از نگاه به عیوب دیگران است که در مورد همه ما صدق مى کند.چه در امور شخصی و چه در امور اجتماعى و حزبی ،پیش از آنکه عیوب دیگران را رسانه اى کنیم ابتدا به عیوب خود بنگریم که اگر چنین کنیم،آن وقت رفع عیوب خود را مقدم مى داریم نسبت به طرح عیوب دیگران. امیرمومنان با بیان های مختلف،این موضوع را بیان نموده اند از جمله:”هر که در عیب خود بنگرد، عیب دیگران را از یاد ببرد”(من نظر فی عیب نفسه، اشتغل عن عیب غیره)١؛ و فرمود: “خوشا به حال آن کس که عیب خودش، او را از پرداختن به عیب های مردم بازدارد”(طوبی لمن شغله عیبه عن عیوب الناس)؛ و بدتر از آن زمانى است که عین همان عیبی که از دیگران رسانه اى مى کنیم در خود ما موجود باشد! امام فرمود:”بزرگ ترین عیب آن است که آن چه را که خود داری، بر دیگرى عیب شماری”(اکبر العیب ان تعیب ما فیک مثله)٣.فرض کن مى خواهید در مورد رقیب بگوئید شایسته سالاری نکرده و با رفیق بازی و فامیل بازى پُست ها را تقسیم کرده در حالیکه خود شما هم در حزب یا مسئولیت های قبلی به همین عیب دچار بوده اید و فرمود:”کسی که عیب های مردم را بنگرد و بد شمرد، سپس آن ها را برای خود بپسندد چنین کسی احمق واقعی است”(من نظر فی عیوب الناس، فانکرها، ثم رضیها لنفسه، فذلک الاحمق بعینه)۴…

گفت: در نقش حاکمیتى،نباید اطلاعاتى که از عیوب دیگران داریم به منظور اصلاح آنها،افشا کنیم؟گفتم:امیرمومنان به مالک اشتر که به زمامدارى مصرش گماشت، دستور داد افشاگران و عیبجویان را از خود دور کن! و فرمود:”باید دورترین افراد ملت از تو و دشمن ترین آن ها نزد تو، عیبجوترین آن ها از مردم باشد! زیرا مردم (خواه ناخواه) عیب هایی دارند و زمامدار سزاوارترین کس به پوشاندن آنهاست. بنابراین، درباره آن دسته از عیب های مردم که بر تو پوشیده است، پی جویی و کنجکاوی مکن؛ زیرا آن چه بر عهده توست پاک کردن عیب ها و زشتی هایی است که بر تو آشکار می باشد و قضاوت درباره عیب ها و گناهانی که بر تو پوشیده می باشد، به عهده خداست. پس تا می توانی جرم پوش باش تا خداوند نیز عیب و جرم های تو را که دوست داری از ملتت پوشیده بماند، بپوشاند”۴. از این سخن امام شگفت زده شد و پرسید:پس امام چگونه از لغزش های کارگزارانش مطلع مى شد؟گفتم: امام ، دیدبانان و بازرسان(عیون)مخفى داشت که به او گزارش مى دادند و امام بدون رسانه اى شدن اقدام مى نمود چنانکه در مورد عزل عثمان بن حنیف از فرماندارى بصره چنین کرد و او چون خودش توضیح خواست،آن حضرت، علت را براى شخص او توضیح داد۶…

گفت: یعنى باید علاوه بر پرهیز از عیب جویی،عیب پوشی هم کنیم؟ گفتم: امیرمومنان مى فرماید: “از کارهای شرافتمندانه مرد کریم آن است که از آنچه می داند خود را به غفلت می زند (و عیب دیگران را نادیده می گیرد)”٧؛ و فرمود:”ای بنده خدا! در خرده گیری از گناه کسی شتاب مکن؛ زیرا چه بسا که او آمرزیده شده باشد؛ و اما در مورد خود، از گناه کوچکی که کرده ای ایمن مباش؛ زیرا شاید که به سبب آن عذاب شوی. پس هر یک از شما از دیگری عیبی بداند، نباید به خرده گیری از او بپردازد؛ زیرا می داند که خود نیز عیبی دارد و باید شکر این موهبت که عیب هایی که در دیگران هست در او نیست، وی را به خود مشغول دارد(عیب پوشی کند و از عیبجویی باز ایستد)”…گفت:قانع شدم و نشست را ملغى مى کنیم؛گفتم:راه دیگرش این است که ملغى نکنید اما در نشست، به جای طرح عیوب دیگران، برنامه هاى اثباتى و راه حل های ابداعى خویش را بیان کنید تا ببینند چه در چنته دارید و چگونه مى خواهید مشکلات مردم را مرتفع سازید و با چه مکانیزم هاى علمى و تجربی خواهید توانست چالش ها را بر طرف کنید…

——————–

١.نهج البلاغه، حکمت٣۴٩.  ٢.همان، خطبه١٧۶.  ٣.همان،حکمت٣۵٣.  ۴.همان، حکمت٣۴٩.

۵.همان،نامه۵٣.  ۶.همان،نامه۴۵.  ٧.همان،حکمت٢٢٢.

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه