تقویم یا گاه شماری، شیوه تعیین، نگهداری و تنظیم حساب زمان و تاریخ است که محور آن سال میباشد. تقویم در اصطلاح نجومی، مجموعه ای از اصول و قوانین است که برای تنظیم زمان و تطبیق سال(مدت زمان یک دور کامل زمین به دور خورشید، یا دوازده بار گردش ماه به دور زمین ) جهت انجام امور کشاورزی، مالی، آیینی، اجتماعی، شرعی و انجام فرایض دینی مورد استفاده قرار می گیرد. سابقه استفاده از تقویم با توجه به ثبت اهلّه ماه به ۳۰,۰۰۰ سال میرسد. مصریان از ۴٢٠٠ قبل از میلاد اولین اقوامی بودند که از تقویم خورشیدی ۳۶۵روزه استفاده نمودند و بابلیان اولین قومی که سال را براساس دوازده ماه ۳۰روزه تعریف کردهاند.کامل ترین تقویم جهان،همان تقویم ایرانى به نام تقویم جلالى (منسوب به جلال الدین ملکشاه سلجوقى)است که به استناد پژوهش محققان و گفته های اخترشناسان، دقیقترین گاهشمار جهانی است. در برابر تقویم اروپایی که در هر ۲۵۰۰ سال یک روز خطا دارد، گاهشمار جلالی در هر ۱۰ هزار سال یک ثانیه خطا دارد.متشأ آن هجرت پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه است که به شکل شمسی (حرکت طبیعى زمین به دور خورشید)یا قمرى(حرکت ماه به دور زمین)محاسبه مى شود و منشأ طبیعى و قابل رویت و قابل محاسبه دارد و قرآن کریم نیز بر آن صحه گذاشته است و فرموده :”شماره ماه ها نزد خداوند دوازده ماه است در کتاب الاهى”(إنّ عده الشهور عندالله إثنى عشر فى کتاب الله…)
کتاب اقدس اما بدون توجه به گاه شمارى هاى سابقه دار چند هزارساله جهان چون گاهشمارى چینى، عبرى، میترائى، میلادى و جلالى شمسی و قمرى، یک تقویم جعلی را جعل کرده است که نه مثل همه گاهشمارى هاى جهان،منشأ طبیعى دارد و نه منشأ عرفی و بین المللى و نه منطبق بر مناسبات و محاسبات شغلی و اقتصادى است. و جالب است که آن را به خدا نسبت داده است! این بار به میمنت نزول کتاب اقدس،خداوند تقویم هاى طبیعى و کاربردی را به هم زده و سال را به نوزده ماه نوزده روزه تقسیم نموده و چون مجموع آن به ٣۶۵ روز نمى رسد چند روز پایانى در آخر هر سال را یک نام گذارى جعلی نموده تا نقص این محاسبه را بپوشاند و اسم این تقویم جعلی نوزده ماهه را نیز “بدیع” گذاشته است.عبارت کتاب اقدس در این زمینه چنین است:”ان عده الشهور تسعه عشر شهراً فی کتاب الله قد زین اولها بهذاالاسم المهیمن علی العالمین”؛ یعنى همانا تعداد ماه ها در کتاب الهی، نوزده ماه است که اولینش به این اسم فراگیر و مهیمن بر جهانیان (اسم خود میرزا یعنی بهاء) زینت یافته است..!
پژوهشگران مى پرسند نویسنده اقدس چه لزومی به دست اندازی در تقویم طبیعی و تغییر ماه های دوازده گانه به نوزده گانه دیده که تصمیم گرفته تقویم هاى طبیعى را کنار بزند و یک تقویم بی ارتباط با گاه شمارى هاى جهانى و تقاویم مذهبى در ادیان ابراهیمى ، جعل نماید؟ این خدائى که چند هزار سال به پیامبرانش ماه های دوازده گانه را که بر اساس حرکت ماه به دور زمین است ابلاغ نموده و تکالیف دینى را بر اساس این تقویم طبیعى قرار داده که قابل رویت و محاسبه برای همه جهانیان باشد ،چرا ناگهان نظرش عوض شده و تعداد ماه ها را از دوازده به نوزده تغییر داده است؟ اگر خداوند این کار را کرده چرا در تکوین و آفرینش هم تغییراتى ایجاد نکرده تا بر این تقویم جدید،منطبق شود؟ چرا به کره ماه نیز نگفته که شما هم به میمنت این دین جدید ، حرکتت را تندتر کن و به جاى سی روز، نوزده روز یک بار به دور زمین گردش نما ! آیا انتساب این تقویم جعلی و من درآوردى به خداى متعال، اهانت به آن ذات اقدس نیست؟ آیا تشریع قبلی او در ادیان یهود و مسیح و اسلام که ماه را دوازده عدد قرار بوده،اشتباه بوده یا تشریع فعلی او؟ فایده و حکمت تغییر دوازده به نوزده و تغییر تقویم طبیعى و تکوینى به تقویم غیر طبیعى و جعلى چه بوده است…؟
همچنین مى پرسند کاربرد این تقویم جعلى چیست؟ آیا فقط ایجاد تشخصى برای این آئین است تا از آئین های دیگر امتیاز یابد؟ اگر مقصود تعیین روزهائى برای مناسبت های خاص این آئین است که همه مناسبت هاشان بر اساس تقویم هجرى بوده که غیر منطبق با این تقویم جعلی است، مثل اول محرم برای سالروز تولد باب که نه منطبق بر تقویم شمسی بود و نه منطبق بر تقویم بدیع ، لذا هر بار تاریخ آن بر اساس سال شمسی و میلادى تغییر مى کرد و مجبور بودند برای وحدت رویه دائماً بیانیه بدهند و تاریخ های مراسم هر سال شان را عوض کنند.پس بر آن تقویم جعلی چه فایده اى مترتب بود؟ تازگى ها هم به دلیل همین آشفتگى ها بیت العدل تصمیم گرفت همه مناسبت ها را بر مبنای تقویم میلادی تعیین نماید تا برای همه سال ها و همه کشورها غیر قابل تغییر باشد؛بر این اساس آن تقویم جعلی نوزده ماهه کاملاً به محاق رفته و تقویم میلادى حاکم شده است و آن تشخص موهومى نیز منتفی شده است…