شناخت از نزدیک

 
 
 
 
 
براى شناخت شخصیت مشرق وحی (بهاء الله) که مطابق نص اقدس از نخستین واجبات شمرده شده ،طبق معمول در شناخت افراد، جستجوهاى محیطی بویژه تحقیق از افراد خانواده و نزدیکان،یکى از شیوه هاى شناخت به شمار است.میرزا حسینعلی نورى(بهاء الله)، برادر و خواهرى به نام یحیى و عزیه دارد که  از کوچکى تا کهنسالی با او بوده و در همه نشیب و فرازها و تبعیدها و سفرها (جز چند سال پایانى که با هم اختلاف پیدا کرده اند) او را همراهى نموده اند.هر سه نفر به آئین بابی(على محمد باب شیرازى) گرویدند و یحیی به دلیل تسلط بر آیه نویسی از طرف باب،جانشین او شد و میرزا حسینعلی در ایام اقامت در بغداد،به خدمت او مشغول بوده و رابط او و بابی ها بود تا اینکه توطئه او برای کنار زدن یحیی فاش شد و مجبور شد دو سال در لباس درویشی به کوه های سلیمانیه برود تا از انتقام بابیان در امان بماند.بعد نامه معذرت خواهى به برادر نوشت و او هم بخشید و خواست که باز گردد.
 
میرزا حسبنعلی به بغداد برگشت و دوباره به همان کار قبلی در مدیریت دفتر یحیی به عنوان جانشین باب،مشغول شد اما با طرفدارانش مخفیانه و با خشونت،طرفداران یحیی را کشته و جنجال های زیادى راه انداختند که دولت عثمانى مجبور شد آنها را به منطقه دیگرى تبعید نماید.در همین هنگام بهاء الله ادعای دیانت جدید کرد و برادرش را به انواع فحش ها نواخت و از سوى او و طرفدارانش (که بهایی نامیده شدند) و هم از سوى یحیی و طرفدارانش (که ازلی نامیده گشتند) انواع کلمات رکیک رد و بدل شد که در مکتوبات هردو گروه ثبت و ضبط است و هریک اتهام هاى سنگینى به یکدیگر وارد کردند.در خلال این اختلافات بسیارى از امور مخفی توسط طرفین فاش شد و اسرارى هویدا گشت مثل توطئه ترور شاه و کشتن بابیان مخالف و فساد جنسی و تعرض به همسر باب و …که برای پژوهشگران این حوزه بررسی آنها جالب خواهد بود…
 
اما خواهر فاضله اش عزیه خانم که او هم بابی بوده و همراه آنها بوده و بانوئى اهل قلم و فاضله بوده و از کوچکى در همه رویدادها همراه و هم عقیده آنان بود و همه جزئیات وقایع را شاهد و ناظر بوده و در کتابی به نام تنبیه النائمین قسمتى از آنها را ثبت و ضبط نمود نیز حقایقی را در مورد میرزا فاش نموده است.او در دعوای دو برادر، یحیی را محق شمرد و به او گروید .او درباره  میزا حسینعلى و سواد و اطلاعات علمی اش و تمرین آیه نویسی به سبک آثار باب و ریختن سیاه مشق ها به رودخانه و رفتارهایش در ماجراجوئی های بلند پروازانه برای تصدی پست شاهی در ایران و اقدام برای ترور شاه و ایجاد تضییقات برای بابی ها بر اثر اقدامات سیاسی و نظامی و مشارکت در قتل و غارت اموال مسلمین در ایام تبعید در عراق و فتنه انگیزی برای کنار زدن برادر از جانشینی باب و نشستن به جای او و فرارش به کوههای سلیمانیه بعد از افشای نقشه هایش و ماجراهائی که او از گفتن آنها شرم می کند به تفصیل مطالبی نوشته است و در آخر این شعر بابی ها را در مدیحت او می آورد که:اگر حسینعلی مظهر حسین علی است/ هزار رحمت حق بر روان پاک یزید…
 
پژوهشگران مى توانند مقایسه اى داشته باشند با مستندات ذکر شده توسط این برادر و خواهر و دعواهای خانگی برای جانشینی باب و جدال های خونین که منجر به تبعید بهاء الله و طرفدانش به عکا و تبعید دیگری یعنى ازل و طرفدارانش به قبرس گردید تا از هم جدا باشند اما با این حال باز نمایندگان ازل در بین بهائیان به قتل مى رسند و نیز وقایع دیگر و دعاوى که در اقدس از بهاء الله توسط خود او مطرح شده به عنوان مشرق وحى که به منزله خداست و قبرش قبله اهل بهاست و معیار هر خوبی و بدى و میزان هدایت و ضلالت است و… و فاصله واقعیت و ادعا را نظاره کنند…

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه