انتشار کتاب اقدس

 

 

پیش از آنکه نسخه اقدس چاپ بغداد انتشار یابد، مردم عرب ‏زبان عراق و سوریه و فلسطین و مصر به ندرت از وجود چنین کتابى در دست حضرات آگاهى داشتند و دوراندیشى عقلاى فرقه در دور نگاهداشتن کتاب اقدس از چشم قوم عرب، شاید تنها مربوط به مخالفت وجود چنین کتابى با صورت ظاهر ادعاى آنان نبوده که فرقه‏اى از صوفیه شمرده مى‏شدند، بلکه براى عدم استحضار فضلا و ادباى عرب بر اسلوب تحریر چنین کتابى بوده که لااقل در هر صفحه آن از لحاظ عربى‏ نویسى به طور متوسط، سه چهار مورد قابل اعتراض به نظر مى‏ رسید.پیش از بروز اختلاف میان فرزندان بهاء، چنین معمول شده بود که اقدس را همراه با وصیّت‏ نامه بهاء یا کتاب عهد[ى‏] و مجموعه سؤال و جواب درباره احکام غیرمنصوص ، در یک مجموعه با هم منتشر کنند، که نسخه ‏اى از آن به خط زین‏المقربین در سال ١٣١٠ در اختیار انور ودود (مهاجر بهائى ‏زاده و برگشته از حیفا و عکا) بود که از آن در کتاب ردیه خود جمله ‏ها و کلیشه ‏هاى متعدد نقل کرده است و نوشته که نسخه دیگرى از همین مجموعه را یکى از خویشاوندان او به موزه بریتانیا داده است. بعدها که موضوع کتاب عهدى منتفى شد و اغصان آن شجره مورد سب و طعن بهائیان قرار گرفتند، گویى در میان آن رساله سؤال و جواب فارسى با متن عربى اقدس، تناسب و جنسیّتى دیده نمى‏ شد که هر دو را از کتاب اقدس عربى جدا کردند. 

مسلّم است هر بهائى و بهائى ‏زاده طرفدار عباس افندى و شوقى افندى که میرزا محمدعلى غصن اکبر و میرزا آقاجان خادم را ناقض و دشمن و سزاوار سبّ و لعن مى ‏داند، حاضر نیست کتابى را که این دو تن هنگام چاپ به اصلاح آن همت گماشته ‏اند و حتى‏الامکان از نقاط قابل اعتراض آن کاسته‏ اند به چشم رضا و رغبت بنگرد و یا آنکه به تجدید چاپ و انتشار آن همت گمارد. چه، این اقدس، در حقیقت، اقدس غصن اکبرى است نه غصن اعظمى. از طرف دیگر، صرف ‏نظر کردن از اصلاحات و تغییرات مسطور و مطبوع و بازگشت به صور خطى نامطبوع ، بار دیگر سراسر متن اقدس را در معرض انتقاد ناقدان خودى و بیگانه قرار مى‏دهد و به اشکالات املایى و صرفى و نحوى و بیانى آن ناگزیر از اشاره خواهند بود. پس همان بهتر که این کتاب پرماجرا را مانند هشتاد سال گذشته نادیده بگیرند و از آن مانند مجردات نامقیّد و غیرقابل مشاهده سخن بگویند.

عجیب است که تا صد و اندى سال بعد ، هرگز حضرات درصدد ترجمه این کتاب مهم خود به زبان دیگرى، اعم از فارسى و انگلیسى و اردو و ترکى و غیره، برنیامدند و اگر احیاناً به زبان دیگرى ترجمه شده ، از طرف مسیحیان روسى و امریکایى بوده، چنان‌که تومانیسکى، خاورشناس روس، در ١٨٩٩میلادى ترجمه‏اى از اقدس به روسى کرد و در ١٩۶١این دفتر به وسیله الدرو میلر، از داعیان پروتستانى امریکایى، که سال‌ ها در ایران زیسته بودند، به زبان انگلیسى ترجمه و چاپ و انتشار یافت، در صورتى که تا آن موقع هنوز یک فرد یا هیأت بهایى در شرق و غرب دست به چنین اقدامى نزد که این مسامحه و دفع‏الوقت در ترجمه و تفسیر و چاپ متن اقدس به تدریج تولید چنین بدگمانى کرد که این فرقه بدین کتاب اساسى خود توجهى ندارد، در صورتى که جز آن هم مبنایى براى تشخیص وظایف و تکالیف شرعى خود نمى‏ توانند سراغ کنند.

این مطالب را استاد طباطبائى بیش از چهل سال قبل در مجله گوهر بیان فرمودند و هنوز هم کتاب اقدس به زبان فارسى ترجمه نشده و ترجمه های دیگر از روى ترجمه انگلیسی که بخشى از آن توسط شوقى افندى انجام شده ، صورت پذیرفته و نوعاً هم منتخباتى از این کتاب و نه تمام آن ،در دسترس خوانندگان دیگر زبان ها قرار مى گیرد زیرا موضوعاتى چون انگ زدن به پیشانى دزد یا سوزاندن فردی که خانه اى را آتش بزند یا حرمت اعتراض به حاکمان و… با شرایط زمان و مناسبات جهانى و حقوق بشر سازگار نیست… 

 

————–
 ١.  برای مشاهده تصویر صفحات این مجموعه خطی و نیز کتاب اقدس چاپ ١٣٠٨ بمبئی به اصل مقاله استاد محیط طباطبایی در مجله گوهر مراجعه شود: سید محمد محیط طباطبایی، «کتاب اقدس»، گوهر، سال۴، ش١٠، دی‌ماه ٢۵٣۵ (شماره مسلسل ۴۶)، صص٨٢٠-٨٢۴ ، و ش١١و١٢، بهمن و اسفند ماه ٢۵٣۵(١٣۵۵) (شماره مسلسل۴٧و۴٨)، صص٩٠۶-٩١٠. 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه