چنانکه گفته شد کتاب اقدس که کتاب احکام بهائیان است در ١٢٩٠، یا اندکى بعد از آن، زمانى که بهاء الله در عکا تحت نظر بود، توسط او تألیف شد.استاد محیط طباطبائى،محقق ،تاریخدان و کتاب شناس بزرگ و پرآوازه عصرما، که نسخه هاى متعدد خطى و چاپى کتاب اقدس را دیده و تطبیق داده است،در این موضوع مى نویسد: این کتاب در ١٢٩٠یا١٢٩٢ق تدوین شد. وی در ایام پیری و در ١٣٠٨ق، پسرش میرزامحمدعلی غصن اکبر و میرزا آقاجان کاشی را برای چاپ و انتشار آثارش به بمبئی روانه کرد و برای بستن دهان عیب جویان، آنان را در اعمال اصلاحات مورد نیاز ترغیب نمود و به آنان اجازه لازم را داد. ازاین رو، اختلافهای فاحشی در متون خطی ــ به دلیل اصلاح آنها در زمان حیات بهاء ــ و نیز میان آن ها با متون چاپی رخ داده است، لذااطرافیان بهاء در زمان چاپ، برای جلوگیری از ایراد اهل نظر، بارها در آن دستکاری نموده و «اغلاط املایی و ادبی و دستوری» آن را «تصحیح» کردهاند.
طباطبایی با تأکید بر این مطلب، به دنبال حلّ این معماست که چرا بهائیان از چاپ مجدد این کتاب که روزگاری به دنبال آن بودند، امتناع کردند. او این پاسخ را اگرچه صحیح، اما کافی نمیداند که خوف بهائیان از زمینه بروز خرده گیریهای عربی دانان بر اشتباهات فراوان و فاحش ادبی در این متن عربی، علّت پرهیز از چاپ مجدّد آن است. وی در نهایت این جمع بندی را کرده است که بازماندگان عباس افندی غص اعظم، اگر بخواهند به انتشار آن دست یازند، ناگزیرند به انتشار نسخه اصلاح شده غصن اکبر رقیب عباس افندی دست یازند و این امر از منظر اختلافات فرقهای به زیان آنهاست و ازاینرو، از انتشار آن پرهیز دارند.او مى گوید:مىخواهیم بحث تازه کتاب شناسى را در مورد ”کتاب اقدس“ تصنیف میرزا حسینعلى بها، بر پژوهندگان بىطرف عرضه داریم و برخى نکات و دقایق را که در طى مراجعه و مقایسه نسخه هاى متعدد خطى و چاپى این کتاب دریافتهایم، بر بساط پژوهش و سنجش قرار دهیم تا نظر خوانندگان را به توجه افزون تر درباره آن جلب کند.
پیش از آغاز بحث، باید راجع به کیفیت تصنیف این کتاب نظرى افکند و دید با وجودى که از تاریخ جدایى فرزندان میرزا بزرگ نورى در ١٢٨٠ق و تشکیل دو فرقه بهایى و ازلى و تفرقه میان آنها از سال١٢٨۵ هر دو گروه در کشور عثمانى زیر اسم بابى به سر مىبردند و بنا به تعهداتى که هنگام توقف بغداد و قبول تابعیت سپرده بودند، درباره عقیده مذهبى خود، که نوعى از تصوّف معرفى شده بود، حقّ هیچگونه تبلیغ و ترویج شفاهى و کتبى نداشتند و به همین سبب در طول مدت چهل سال، قادر به جذب افرادى از عنصر عرب و ترک و…حتى به تعداد شماره انگشتان دو دست نشدند و هر کارى انجام مى دادند، خواه در عکا و خواه در قبرس و از پیش در آدرنه و بغداد، در پرده استتار انجام مىگرفت و مربوط به همان عدّه ایرانى بود که از کاشان و اصفهان و شیراز و تبریز و بلده نور دنبال ایشان به کشور عثمانى رفته بودند. پس از بیست و اندى سال، چند بار اظهار و انکار و تکرار ادعا و سکوت، عاقبت در سال ١٢٩٠ یا ١٢٩٢ق دفترى مشتمل بر شش هفت هزار کلمه به نام ”اقدس“ به زبان عربى براى تسجیل انفصال و استقلال خود از بابیان، در عکا تدوین شد که صورت هاى متعددى از آن به خط چند تن خطاط که با خود از ایران برده بودند در پرده استتار نوشته و به اتباع مطمئن سپرده شد.
در ضمن تکرار استنساخ، نسخهها گاهى به دست افراد عربى دانى مىافتاد که در آن آثار ضعف انشا و نقص ماده ادبى مى جستند.در سال ١٣٠٨که مدتى بود میرزا حسینعلى به واسطه پیرى و بیمارى، کارهاى دنیوى و دینى خود را میان دو پسرش: عباس افندى (غُصن اعظم) و میرزا محمدعلى (غُصن اکبر) قسمت کرده بود و هر کدام در بخشى از امور دستهجمعى مشغول انجام بودند، میرزا محمدعلى را، که خطى زیبا داشت، با میرزا آقاجان کاشى خادم، که از آغاز ادعا تا این تاریخ همواره یار و خادم وفادار بها مانده بود، به بمبئى فرستاد تا کتاب ها و نوشته هاى او را به چاپ برسانند. در ضمن بدیشان اجازه داد که در اصلاح عبارات کتابها تا جایى که زبان عیب جو بسته شود از سعى لازم دریغ نورزند. در نتیجه، صورت چاپ شده آثار بهاء نسبت به صورت خطىِ قبل از انتشار آنها، اختلاف صورت پیدا کرد…