واژه “ایّام الله” در قرآن به معناى روزهای خاص و نه روزهای معمولى است. خداوند به پیامبر(ص)مى فرماید: “روزهاى خدا را به آنان، یادآورى کن”.اگرچه همه روزها، روز هاى خدا و از ایام الله است، اما اضافه شدن کلمه روز به خدا (ایام الله)، به روزهای خاصی اشاره دارد که در آنها اتفاقات مهمی روی داده یا روی خواهد داد و یا به عللى از اهمیت خاصی بر خوردارند؛ همانگونه که همه مکانها متعلق به خدا است، اما اضافه شدن بیت به الله عظمت وجایگاه والای کعبه را میرساند که “بیت الله” لقب گرفته است.واژه “ایام الله دو بار در قرآن به کار رفته است:”و روزهای خدا را به آنان یادآوری کن که قطعاً در این [یادآوری]، برای هر شکیبای سپاسگزاری عبرت هاست”(وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیامِ اللَّهِ إِنَّ فی ذلِکَ لآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ)١؛و “به کسانی که ایمان آوردهاند، بگو از کسانی که به روزهای خدا امید ندارند در گذرند، تا [خدا هر] گروهی را به [سبب] آنچه مرتکب می شدهاند به مجازات رساند (قُلْ لِلَّذینَ آمَنُوا یغْفِرُوا لِلَّذینَ لا یرْجُونَ أَیامَ اللَّهِ لِیجْزِی قَوْمًا بِما کانُوا یکْسِبُونَ)٢…
مفسران در تفسیر ایام الله گفته اند ایام الله روزهای پیروزی پیامبران و پیروان آنان است که در آن روزها انواع نعمت های الهی شامل حال آنها شده است؛ مانند رهایی قوم حضرت موسی(ع) از دست فرعونیان، بیرون آمدن قوم حضرت نوح(ع) از کشتی نوح و برخورداری آنان از نعمت ها و رهایی حضرت ابراهیم(ع) از آتش٣؛ و یا اشاره به روزهایی است که خداوند بر اقوام سرکش مانند قوم عاد و ثمود عذاب نازل کرده است۴.به نظر بعضى دیگر”ایام اللّه”، تمام روزهای دارای عظمت در تاریخ زندگی بشر است؛ روزهائى که یکی از فرمانهای خدا در آن چنان درخشیده که بقیه امور را تحتالشعاع خود قرار داده است۵.هر روزى که در آن فصل تازهای در زندگی انسان ها گشوده شده و درس عبرتی به آنها داده شده ، مانند ظهور یک پیامبر یا نابودی یک پادشاه ظالم و مشرک، جزو ایام الله است؛ و هدف از یادآوری روزهای سرنوشت ساز انبیای پیشین و چگونگی نجات مؤمنان و نابودی کافران، پند گیری و هوشیاری ملتها است۶…
اما در روایات،مصادیق مشخص ترى هم براى ایام الله،معرفى شده است: شیخ طوسی از پیامبر(ص) نقل کرده است که مراد از روزهای خداوند، روز نزول نعمت ها، بلاها و عذاب های خداوند است٧.امیرمومنان علی(ع) در نامهای به قثم بن عباس، که کارگزار وی در مکه بود، به یادآوری ایام اللّه دستور میدهد:”مراسم حج را، با مردم برپادار و روزهای خداوند را به آنها یادآوری نما”٨. از امام باقر(ع) هم روایت شده است که ایاماللّه سه روز است: روز قیام قائم(عج)، روز رجعت و روز قیامت٩.علیبنابراهیم همین روایت را نقل نموده و به جای روز رجعت،روز مرگ را آورده است:”روز قیام قائم(ع) ، روز مرگ و روز قیامت”١٠. در روایتى دیگر در تفسیر ایمان به غیب(یومنون بالغیب) از امیرمومنان(ع) نقل شده که فرمود: غیب همان روز رجعت و قیامت و روز امام عصر(عج) است و آنها روزهای آل محمد است که در آیه یادآوری روزهای خدا”(ذکّرهم بایّام الله) به آنها اشاره شده است١١…
همچنین در تفسیر “یوم وقت معلوم” در آیه مربوط به ابلیس که از خداوند فرصتى تا روز قیامت خواست اما خداوند فقط تا “روز وقت معین” به او فرصت داد:”گفت:خدایا مرا تا روز رستاخیز مهلت ده و تا آن روز عمرم را طولانى کن،خداوند گفت تو از نگهداشته شدگانى تا روز وقت معلوم،[ و تا آن زمان ،فرصت و عمر داده مى شوی]”(قال رب فانظرنی الی یوم یبعثون قال فانک من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم)١٢؛ از امام صادق (ع)درباره این آیه و وقت معلوم سؤال شد. آن حضرت در جواب فرمودند:”وقت معلوم، روز قیام قائم آل محمد(ص) است. هرگاه خداوند او را برانگیزد در مسجد کوفه، ابلیس می آید در حالی که بر زانوهایش راه می رود و می گوید: ای وای از این روزگار، آن گاه با پیشانیش گرفته شده، گردنش زده می شود، آن هنگام روز وقت معلوم است که مدت او به پایان می رسد١٣”…
——————-
١.ابراهیم/۵.
٢.جاثیه/١۴.
٣.طبری، جامعالبیان، ج۱۳، ص۲۳۹؛ طوسی، تبیان، ج۶، ص۲۷۴.
۴.طبری، جامعالبیان، ج۱۱، ص۲۲۷؛ طبرسی، مجمعالبیان، ج۵، ص۲۰۹.
۵.طبرسی، مجمعالبیان، ج۶، ص۴۶۷؛ علامه طباطبایی، المیزان، ج۱۲، ص۱۸.
۶.مکارم، تفسیر نمونه، ج۱۰، ص۲۷۲-٢٧۵.
٧.طوسی، الامالی، ص۴۹۱.
٨.سید رضی، نهج البلاغه، نامه ۶۷.
٩.صدوق، خصال، ۱۳۶۲ش، ص۱۰۸، ح۷۵.
١٠.على بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۱، ص۳۹۷.
١١.کمال الدین،ج٢،ص٣۴٠.
١٢.حجر/ ٣۶-٣٨.
١٣.دلائل الامامه، ص٢۴٠؛تفسیر عیاشی، ج٢،ص٢۴٢.