واژه “اوتواالعلم”، یعنى کسانى که به آنها دانش عطا شده است؛این واژه در این آیه به ائمه علیهم السلام تفسیر شده است:”بلکه آن (قرآن) آیاتى است روشن که در سینه هاى کسانى جاى دارد که به آنان، علم داده شده است و جز ستمگران آیات ما را انکار نمى کنند”(بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ ما یَجْحَدُ بِآیاتِنا إِلَّا الظَّالِمُونَ)١. در روایات فراوانی مصداق «الذین اوتوا العلم»(یعنى کسانى که علم بدانان داده شده)،ائمه معصومین علیهم السّلام معرفی شدهاند. از جمله از امام باقر و امام صادق علیهماالسّلام روایت شده که آنان،امامان هستند٢. در برخی روایات آمده است:” اوتوا العلم، مائیم و آیه، ما را اراده کرده است(نحن وایّانا عَنیٰ)٣.در روایتی دیگر امام صادق (ع) فرمود:”اینان، امامان از آل محمد(ص)اند که پیوسته در هر زمان باقی و دائم اند”(هم الائمه من آل محمد(ص) باقیه دائمه فی کل حین)۴؛ امام باقر(ع)فرمود:”چه کسی غیر از ما می تواند مراد باشد؟!”(من عسی ان یکون غیرنا)۵. در روایتی دیگر امام باقر(ع)اشاره به سینه خودشان فرمودند۶(یعنى منظور از اوتواالعلم،مائیم)…
براى فهم قرآن و بهره ورى از دانش عظیم آن که منشور زندگى است و حاوى علوم الاهى،باید نزد چه کسى رفت؟ باید نزد کسانى رفت که خداوند دانش قرآن را در سینه آنها به ودیعت نهاده است.آنان کیانند؟ کسانى اند که آگاه ترین مردم نسبت به تنزیل و تأویل آن هستند.در میان اصحاب چه کسى را مى توان نام برد که داناترین افراد به قرآن باشد؟ همه اذعان دارند او کسى جز على(ع)نیست که هماره همراه پیامبر بوده و کتابت قرآن را به عهده داشته و پیامبر او را از نزول همه آیات و تفسیر و تاویل آن،مطلع مى کرده است.او خود فرمود:”هیچ آیهای نه در شب و نه در روز ، نه در آسمان و نه در زمین ، نه درباره دنیا و نه درباره آخرت ، نه درباره بهشت و نه درباره دوزخ ، نه در صحرا و نه در کوه، نه در روشنائی و نه در تاریکی بر پیامبر نازل نشد مگر آنکه مرا به خواندن آن وا داشت و آنرا بر من املاء کرد و من بدست خویش آنرا نوشتم و تاویل و تفسیر ، ناسخ و منسوخ ، محکم و متشابه ، خاص و عام آن و جای نزول و علت نزول آن را تا روز قیامت به من آموخت”٧…
این دانش از على(ع) به امامان بعد از او انتقال یافت و آنان مصادیق “اوتواالعلم”و نیز “من عنده علم الکتاب” شدند: “بگو کفایت مى کند گواه میان من و شما،خدا و کسى که علم قرآن نزد اوست”(قل کفی بالله شهیدا بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب)٨.امام باقر(ع) در تفسیر آیه “اوتواالعلم”فرمود:”خداوند در این آیه تنها ما را اراده کرده است و امیرالمؤمنین علی(ع) اول ما و افضل ما و بهترین ما بعد از پیامبر(ص)است”٩.همچنین فرمود:” هیچکس نمیتواند ادعاء کند که علم به تمام قرآن را در خود جمع کرده مگر آنکه دروغگو باشد کسی جز علی بن ابی طالب (ع)و ائمه بعد از او علم به قرآن را آنگونه که خدا نازل کرده، حفظ و جمع نکرده است”١٠.امام صادق(ع) نیز در مورد تسلط خویش به علوم قرآن فرمود:به خدا سوگند،کتاب خدا را از آغاز تا پایان چنان میدانم که گویا در کف دست من است”(و الله انی لاعلم کتاب الله من اوله الی آخره کانه فی کفی…)١١…
دانش تفسیر و تأویل قرآن،دانش احکام و دستورات قرآن و آشنائى با محکمات و متشابهات و ناسخ و منسوخ و سایر علوم آن نزد على(ع) بوده که به امامان پس از خود سینه به سینه البته با روشی خاص انتقال یافته است. اسلمه بن محرز گوید از امام باقر (ع) شنیدم که فرمود:”از جمله دانش هائى که خداوند به ما عنایت کرده است علم تفسیر قرآن و احکام آن است”(انّ من علم ما اوتینا تفسیرالقرآن و احکامه)١٢.امام صادق(ع)هم فرمود:خداوند پیوسته در میان ما اهل بیت،کسانى را برمى انگیزد که علم قرآن از ابتدا تا انتهایش را مى داند”(انا اهل بیت لم یزل الله یبعث فینا من یعلم کتابه من اوله الی آخره)١٣.روایات افزون تر در این زمینه در متون روائى موجود است١۴… بنابراین آنان که در پى یافتن معارف قرآنى هستند مى توانند در پرتو امامت ائمه معصومین،به چشمه سار زلال معارف قرآنی دست یابند و از صهباى آن بنوشند و از انوارش بهره مند شوند…
—————–
١. عنکبوت/۴٩.
٢.اصول کافى ،ج۱، ص۴۱۴ ح ۲؛ کنز الدقائق، مشهدی،تصحیح عراقى،ج۹، ص۲۲۷.
٣.بصائر الدرجات،صفار، جزء رابع، ص۲۰۷، ح ۱۶و ص٢٢٧.
۴.تاویل الآیات، شرف الدین استرابادی نجفی، ج۱، ص۴۳۲.
۵.بصائر الدرجات، صفار، جزء رابع، ص۲۰۵، ح ۴ و ص٢٢۵.
۶. مرآه العقول، علامه مجلسی، ج۲، ص۴۳۶.
٧.تحف العقول، ابن شعبه حرانی، ص۱۹۶.
٨.رعد/۴۳.
٩.اصول کافی، ج۱، ص۲۲۹.
١٠.همان، ج۱، ص۲۲۸.
١١.تفسیر عیاشی، محمد بن مسعود العیاشی، ص۶۷؛ اصول کافى،ج١،ص٢٢٩.
١٢.قرآن در احادیث اسلامی، ص۱۷۸ به نقل از تفسیر عیاشی.
١٣.موسوعه الامام علی بن ابی طالب، محمد ری شهری، ج۱۰، ص۴۹ – ۵۹.
١۴. الفوائد المدنیه، محمّد أمین استرابادی، ص۴۷.