آیه إکمال

 
 
 
 
 
پس از رویداد بسیار مهم غدیر خم که پیامبر(ص)به فرمان خداوند،موضوع جانشینى خود را ابلاغ  نمود، تکلیف آینده این دین پس از پیامبر روشن گردید و بدین ترتیب امید دشمنان براى عقیم ماندن اسلام، ناامید و آرزوى کافران که فکر مى کردند با مرگ پیامبر،این دین از بین خواهد رفت،نقش برآب شد؛بعد از آن، این آیه که به آیه “اکمال دین” مشهور شد،نازل گردید:”امروز کافران از دین شما ناامید شدند پس از آنان نهراسید بلکه از من بهراسید؛ امروز دین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم و از اسلام به عنوان یک دین برای شما راضی شدم”(الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلاتَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْاِسْلامَ دِیناً)١.با توجه به واقعه غدیر و نزول آیه در حجه الوداع و نیز موضوع ناامیدى کفار که در آیه مطرح شده و اهمیت موضوع جانشینى پیامبر و جاودانگى این دین به عنوان دینى که مورد رضایت خداست،مشخص است که منظور از اکمال دین، موضوع  اعلام ولایت و خلافت حضرت على(ع) است و با ابلاغ امامت،دین،کامل و نعمت، تمام است…
 
کافران از همان ابتداى دعوت اسلام، دشمنى سختى را با این دین جدید آغاز کردند و با شکنجه نومسلمانان، محاصره اقتصادی،اجراى نقشه قتل پیامبر، مصادره اموال مسلمانان که به مدینه مهاجرت نموده بودند،تحمیل جنگ هاى متعدد وتوطئه هاى متععد از طریق منافقین و یهودیان هم پیمان و…قصد داشتند تا نگذارند اسلام نضج یافته و قدرتمند شود.وقتى در همه اینها شکست خوردند،نقشه ترور پیامبر(ص)را کشیدند و وقتى در آن هم موفق نشدند برای آینده این دین نقشه کشیدند که با فوت پیامبر که فرزند پسرى نداشت تا طبق رسوم قبیلگى عرب جانشین او شود، این دین را عقیم گذارند. اما خداوند پیامبر(ص)را مامور ابلاغ امامت و وصایت على(ع)و ائمه معصومین نمود. پیامبر که از نقشه کافران و اعتراضات منافقان خبر داشت بیم داشت با این ابلاغ،کافران و منافقان ،بلواى جدیدى به پا کنند.خداوند به او اطمینان داد که او را از شرّ آنان حفظ فرماید،لذا آن ابلاغ تاریخى را در غدیر انجام داد…
 
وقتى در روز هجدهم ذیحجه ،در جمع ١٢٠ هزار نفرى حاجیان،پیامبر(ص)خواست جانشینى على(ع) را ابلاغ نماید،پس از نماز ظهر بر منبری که از جهاز شترها ساخته شده بود، ایستاد و خطبه‌ای را ایراد کرد و فرمود: آیا صدای مرا می‌شنوید. گفتند: آری. فرمود: من پیشاپیش شما در کنار حوض (کوثر در قیامت) قرار خواهم گرفت، و شما بر من وارد خواهید شد، پس بیاندیشید که پس از من با ثقلین چگونه رفتار خواهید کرد؟ پرسیدند ثقلین چیست؟فرمود:ثقل بزرگتر قرآن است؛ و ثقل، کوچکتر،عترت و خاندان من می‌باشند. خداوند به من خبر داده که آن دو از یکدیگر جدا نخواهند شد، تا در کنار حوض نزد من آیند؛ پس بر آنان پیشی نگیرید و از آنان فاصله پیدا نکنید که هلاک خواهید شد.آن‌گاه دست علی (ع) را گرفت و گفت‌: ‌آیا من بر مؤمنین از خود آنان سزاوارتر نیستم؟گفتند:آرى. سپس سه یا چهار بار این جمله را تکرار نمود:”مَنْ کُنْتُ مَولَاهُ فَعَلِیٌّ مُوْلاهُ”(هر کس من مولای او هستم، علی مولای او است. آن‌گاه در حق او و دوستان و یاران او دعا کرد، و هنوز جمعیت متفرق نشده بود که جبرئیل بر پیامبر نازل شد و آیه «الْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ…» را بر او تلاوت نمود، و پیامبر (ص)بر این نعمت بزرگ الهی تکبیر گفت، و مومنین منصب ولایت را به علی (ع) تبریک گفتند…
 
آیه اکمال به عنوان یکى از نصوص امامت در قرآن ،هماره در کتب کلامى شیعه مطرح بوده و در بحث های اعتقادى در موضوع امامت مورد استناد بوده است. دانشمند و محدث بزرکوار شیخ صدوق (قدس سره) کتابى را به دستور امام عصر ارواحنا فداه در اثبات امامت و موضوع غیبت ایشان نوشته و نام آن را “اکمال الدین و اتمام النعمه” یا “کمال الدین و تمام النعمه”گذاشته که این نام برگرفته از آیه اکمال است که سخن از تکمیل دین و اتمام نعمت با ابلاغ امامت على(ع) و فرزندان معصوم او دارد.خود ایشان در مقدمه کتاب به این موضوع اشاره نموده است و منظور آن است که امامت حضرت مهدى(ع) ادامه امامت یازده امام قبلى(على بن ابى طالب،حسن بن على،حسین بن على،على بن الحسین،محمدبن على،جعفربن محمد،موسى بن جعفر،على بن موسى،محمدبن على،على بن محمد، حسن بن على علیهم السلام)است و این امامت ادامه خواهد یافت تا پس از پایان دوران غیبت ایشان،با وعده اى که در قرآن فرموده،با ظهور ایشان و به دست او ،عدل و داد در سراسر گیتى مستقر شود و اسلام کامل و خالص را بدون پیرایه ها و انحراف هایی که طى سالها برآن بسته شده،آشکار گرداند…
———————
١.مائده/٣.
٢.امینی، الغدیر،ج۱، ص۴۴۸تا۴۵۶؛ حسینی میلانی، نفحات الازهار فی خلاصه عبقات الانوار، ج۸، ص۲۶۱.
٣.ر.ک:طبرسی، مجمع البیان،ج۳، ص۲۴۲تا۲۴۸؛ آلوسی، روح المعانی،ج۳، ص۲۳۳و۲۳۴.
۴.ر.ک:شیخ صدوق،کمال الدین و تمام النعمه،ترجمه منصور پهلوان.
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه