آیه اولى الامر

 
 
 
 
 
یکى دیگر از نصوص امامت در قرآن آیه اولى الامر یا آیه اطاعت است .خداوند در این آیه ،مردم را به اطاعت از خود،پیامبر و اولى الامر، فرا مى خواند:” اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و صاحبان امر را، و هر گاه در چیزى نزاع کردید آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید اگر ایمان به خدا و روز رستاخیز دارید، این براى شما بهتر و عاقبت و پایانش نیکوتر است”(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً)١.همه مفسران شیعه در این زمینه اتفاق نظر دارند که منظور از” اولی الامر” در این آیه، امامان معصوم هستند که رهبرى مادى و معنوى جامعه اسلامى، در تمام شئون زندگى فردى و اجتماعى از طرف خداوند و پیامبر (ص) به آنها سپرده شده است و غیر آنها را شامل نمى‏شود زیرا تنها آنان مقام عصمت را دارا هستند و فرمان شان در ردیف فرمان خدا و رسول است…
 
پیروى از خدا،پیامبر و اولى الامر در این آیه،پیروى مطلق است و به هیچ قید و شرطى مشروط نشده است.این نشان مى دهد که پیامبر و اولى الامر به چیزى فرمان نمى دهند که خدا ناراضى و مخالف اوامر و نواهى او باشد. این امر به معناى اذعان به عصمت رسول و اولى الامر است اگرچه صراحت به عصمت آنها در آیه نشده باشد.اطاعت مطلق از این سه منبع،متضمن سعادت بشر است و هرگز نباید گمان برد پیروى از اولى الامر،رخنه اى در دین و دنیای مردم پدید آرد ،لذا دامنه شمول اولى الامر بر مصادیق ممکنه براى اولى الامر بایدبسیار محدود شود زیرا اگر اطاعت از اولى الامر به ضلالت و گمراهى منتهى شود یا متضمن ظلم و گناه باشد،نمى بایست اطاعت از او به طور مطلق واجب شده باشد؛به خصوص که بین علماى اسلام این مطلب مشهور است که “اطاعت از مخلوق در معصیت خالق ،جایز نیست”(لا طاعَهَ لَِمخْلُوق فى مَعْصِیَهِ الْخالِقِ)٢و نیز”اطاعت از بشر در معصیت خالق جایز نیست(وَ لا طاعَهَ لِبَشَر فى مَعْصِیَهِ اللهِ)٣…
 
دیدگاه شیعه براین امر دلالت دارد که تنها امام معصوم داراى شرایط اولى الامر را دارد؛ است زیرا هم منصوب الاهى است،هم معصوم است و هم فرمانش اوامر و نواهیش از طرف خداست.اما مفسران عامه،این مصادیق را براى اولواالامر نام برده اند: زمام داران و حاکمان،علما و دانشمندان،فرماندهان و نظامیان،صحابه و تابعان . از نظر آنها همه اینها مى توانند در تعریف اولواالامر بگنجند و اطاعت از آنها بر مردم واجب است.بعضى نیز چهار خلیفه اول را مصادیق صاحبان فرمان شمرده اند.این تفسیر به هیچ وجه با قرآن و تعالیم اسلام سازگارى ندارد.زیرا هدف ارسال رسل اقامه قسط و عدل بیان شده و اطاعت از هر حاکم یا صاحب منصبى که اهل ظلم و ستم باشند نمى تواند با این هدف انبیاء منطبق باشد.اگر آنها از راه خدا،منحرف شوند، چگونه اطاعت از آنها بطور مطلق واجب شده باشد؟ فخر رازى مفسر مشهور اهل سنت نیز در تفسیر آیه اطاعت مى گوید:کسى که خدا اطاعت او را به طور قطع و بدون چون و چرا لازم بشمرد حتما باید معصوم باشد؛ زیرا اگر معصوم از خطا نباشد به هنگامى که مرتکب اشتباهى مى‏شود خداوند اطاعت او را لازم شمرده، و پیروى از او را در انجام خطا لازم دانسته و این خود یک نوع تضاد در حکم الاهى ایجاد مى‏کند۴…
 
اسنادى نشان مى دهد که از همان آغاز،على (ع) مصداق اولى الامر شمرده شده است.از حاکم حسکانى در شواهد التنزیل ذیل آیه ( أَطیعُوا الله وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِى الاَمْرِ مِنْکُمْ) نقل شده است که من على(ع) از پیامبر (ص) پرسیدم:اى پیامبر خدا! آنها کیستند؟ فرمود: تو نخستین آنها هستى(یا نَبِىَّ اللهِ مَنْ هُمْ؟ قالَ اَنْت أَوَّلُهُمْ)۵.دیگر سخن صاحب کتاب ینابیع الموده است:شیخ سلیمان قندوزى حنفى، در کتاب ینابیع الموده از تفسیر مجاهد نقل مى کند که آیه ( اءَطیعُوا الله وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِى الاَمْرِ مِنْکُمْ) درباره امام على(ع) نازل شد در آن هنگام که پیامبر(ص)او را در زمان جنگ تبوک جانشین خود در مدینه قرار داد۶.سند دیگر خود آن حضرت است در گفتگویى که با مهاجران و انصار داشت، با این آیه در برابر آنان استدلال کرد که من اولى الامر هستم و باید از من اطاعت کنید و مهاجران و انصار، بخاطر این موضوع اعتراضى به او ننمودند که مثلاً تو مصداق این آیه نیستى٧…در مورد اینکه ائمه معصومین،مصداق اولى الامر هستند روایات بسیارى وارد شده که بالغ بر ده ها روایت است و در کتب حدیثى ثبت و ضبط است٨…
———————
 
١.نساء/۵٩.
٢.نهج البلاغه،حکمت١۶۵. 
٣.الدر المنثور، ج ٢،ص١٧٧.
۴.فخر رازى، تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب)، ج١٠،ص١١٣،دار احیاء التراث العربی.
۵.شواهد التنزیل، جلد١،ص١۴،طبع بیروت.
۶.ینابیع الموده، صفحات١١۴-١١۶.
٧.همان.
٨.ر.ک: تفسیر برهان، جلد اول صفحه٣٨١-٣٨٧ و تفسیر کنز الدقائق جلد٣،ص۴٣٧-۴۵٢.
 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه