آیه ولایت

 
 
 
 
 
در اثبات باورها و مبانى شریعت، نصّ قرآنى و روائى لازم است.نصوص قرآنى در مورد امام و امامت بسیارند که به بعض از مشهورات آنها اشاره خواهیم نمود همچون آیه ولایت، آیه اولی الامر، آیه تبلیغ، آیه تطهیر، آیه اکمال، آیه انذار؛ آیه اوتواالعلم،آیه راسخون، آیه صادقین،آیه خیر البریه و…که به این نصوص خواهیم پرداخت و ابتدا به “آیه ولایت” مى پردازیم:  “منحصراً ولیّ شما، فقط خدا و رسول خدا هستند و کسانی‌ که ایمان آوردند و اقامه نماز کردند و در حال رکوع ، زکات دادند”(اِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ)١.این آیه در شأن حضرت علی(ع) نازل شده که انگشترى خویش را در حال نماز و در حالت رکوع به فقیر بخشیدند.تمام تفاسیر شیعه بر این موضوع و این واقعه  اتفاق نظر دارند و در میان اهل سنت نیز برخی از علما مانند قاضی ایجی در کتاب مواقف تصریح کرده‌اند که مفسّران بر نزول این آیه در‌ شأن حضرت علی (ع) اجماع دارند٢.جرجانی در شرح مواقف،سعدالدین تفتازانی در شرح مقاصد و علامه حلی در شرح تجرید نیز بر این اجماع تاکید کرده اند٣… 
 
بر اساس روایات، روزی فقیری وارد مسجد پیامبر(ص) مى شود و تقاضای کمک مى کند اما کسی چیزی به او نمى دهد. او دست خود را به آسمان بلند کرده و مى گویدگفت: «خدایا! شاهد باش که من در مسجد رسول تو تقاضای کمک کردم؛ ولی کسی به من چیزی نداد. در همین حال، علی(ع) که در حال رکوع بود، با انگشت کوچک دست راست خود اشاره کرد؛ فقیر نزدیک آمد و انگشتر را از دست ایشان بیرون آورد و این آیه نازل شد۴.شیخ مفید تاریخ این ماجرا و نزول آیه ولایت را ۲۴ ذی‌الحجه دانسته است۵.مفسران قرآن تاکید کرده اند که کلمه «اِنَّمَا»در آیه ولایت،دلالت بر انحصار و تخصیص دلالت دارد؛ یعنی ولایت بر مسلمانان مخصوص خدا و پیامبر خدا و مؤمنانی است که در آیه توصیف شده‌اند. زمخشری در این زمینه گفته است که:معنای «انما» این است که موالات و ولایت مخصوص کسانی است که که در آیه ذکر شده‌اند(وَ مَعْنَی “اِنَّمَا” وُجُوبُ اِخْتِصَاصِهِمْ بِالْمَوالَاهِ)۶…
 

اما معناى ولایت و ولىّ در آیه ولایت ،سرپرستی و صاحب اختیار بودن است؛چنانکه در تعریف ولیّ گفته اند :ولیِّ یتیم، کسی است که عهده‌دار کار یتیم است؛ولىّ کودک،سرپرست اوست؛ولىّ زن،شوهر اوست که قیمومت دارد و به امور او قیام می‌کند٧.ولایت خداوند بر مومنان (اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ)٨ و ولایت پیامبر بر مومنان(النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ)٩ نیز به همین معناست؛ یعنى خدا و پیامبر،صاحب اختیارند تا امور مومنان را سرپرستى نمایند.در آیه ولایت،علاوه بر ولایت و سرپرستى خدا و پیامبر، سرپرستى على(ع) را (که در حال رکوع ،زکات داد)در ردیف سرپرستى خدا و پیامبر، تثبیت مى کند.همین ولایت را پیامبر(ص)در غدیر به فرمان الاهى براى على(ع)و امامان بعد از او، ابلاغ نمود و فرمود:”من کنت مولاه فعلیّ مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه”١٠.بنابراین ترجمه ولىّ در آیه ولایت به معنائى جز سرپرستى به قرینه هاى یاد شده،درست نیست و اگر دوستى یکى از معانى ولایت هم باشد در این آیه در ذیل ولایت خدا و رسول که سرپرست مومنان هستند قرار مى گیرد و طبیعتا این نوع سرپرستان را دوست هم مى داریم…

 

خود على(ع) نیز در ضمن احتجاج‌ ها، بر حقانیت خویش ،به این آیه استناد کرده است و علماى شیعه چون ابن بابویه از عالمان شیعه در کتاب کمال‌الدین١١و ابراهیم بن محمد جوینی از عالمان سنی در کتاب فرائد السمطین١٢ استناد آن حضرت به آیه ولایت را نقل کرده‌اند؛ ضمن آنکه خود ایشان؛ از جمله ناقلان این روایت از پیامبر(ص)در اسناد روائى فریقین به شمار می‌روند که خود به منزله استدلال به این آیه در مورد ولایت است١٣.اما اینکه توجه به فقیر در حال نماز چگونه با توجه امام به خدا ،قابل جمع است گفته مى شود پرداختن به زکات در حال نماز،انجام عبادتى در ضمن عبادتى دیگر است و توجه به آنچه رضای خدا و عبادت است با روح نماز و عبادت،سازگارى دارد١۴و انفاق انگشتر در حال نماز،مبطل عمل نیست زیرا فعل کثیر محسوب نمى شود و فقهاى شیعه و سنى آن را مبطل نماز نمى شمرند.اطلاق زکات هم در این آیه بر زکات استحبابى بلا مانع است چنانکه واژه نماز هم  نماز استحبابى را در بر مى گیرد و هم نماز واجب را١۵.لذا آیه ولایت،نص محکمى بر امامت على(ع)به شمار است…

——————–
١.مائده/۵۵.
٢.ایجی، المواقف، عالم الکتب، ص۴۰۵.
٣. همان ؛وتفتازانی، شرح المقاصد، ج ۵، ص۲۶۹؛ علامه حلی، کشف المراد،ص۱۹١.
۴.تسترى، احقاق الحق،ج ۲، ص۴۰۰؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل،ج۱، ص۲۰۹-۲۳۹.
۵. شیخ مفید، مسار الشیعه، ۱۴۱۴ق، ص۴۱.
۶.زمخشری، تفسیر کشاف، ج۱، ص۶۴۸.    
٧.لسان العرب، ج١۵، ص۴٠١. 
٨.بقره/٢۵٧.
٩.احزاب/۶.
١٠.فرائدالسمطین،ج١،ص١٩۴و١٩۵؛المعجم الأوسط، ج‌٧،ص١٢٩و١٣٠.
١١.کمال الدین،ج١،ص٢۶٢.
١٢.فرائدالسمطین،ج١،ص٣١٢و٣١٣.
١٣.الدرّالمنثور، ج‌٣،ص١٠۵؛ المراجعات، ص‌٢٣٠. 
١۴.احکام‌القرآن، جصّاص، ج٢،ص۶٢۵و۶٢۶؛ قرطبی، ج‌6‌۶،ص١۴۴.
١۵.همان.ج٢،ص۶٢۶.
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه