ابلاغ و تبلیغ از جمله اهداف و ماموریت هاى پیامبران،ابلاغ روشن و صریح و آشکار پیام هاى الاهى بوده است.بلاغ و ابلاغ و تبلیغ به معناى رساندن و گفتن است و مبلغ کسى است که این ماموریت رساندن پیام را انجام مى دهد.این موضوع را قرآن در چند آیه بطور مستقیم و در بسیارى آیات دیگر بطور غیر مستقیم بیان نموده است:بعضى از آیاتى که مسقیماً ابلاغ را وظیف پیامبران مى شمود:”آیا وظیفه پیامبران، جز رساندن آشکار(بلاغ مبین) است؟(فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِینُ)١؛ و نیز:”بر پیامبر، جز رساندن آشکار[پیام الاهى] نیست”( وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِینُ)٢؛و نیز: ” بر عهده ما چیزی جز ابلاغ آشکار نیست!”( وَ ما علینا الّا الْبلاغُ المبین)٣. همچنین خطاب به پیامبراکرم(ص)در مورد ابلاغ پیام الاهى براى رهبرى بعد از خویش که در غدیر خم انجام شد،فرمود:”ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام ندادهای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه میدارد”(یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ)٣…
این مأموریت زمانى موثر مى افتد که پیام، با بیانى واضح و بطور آشکار(بلاغ مبین) و به زبان مرزم انجام شود؛ لذا پیامبران ،پیام الاهى را به زبان همان منطقه اى که در آن به پیامبرى مبعوث شدند،ابلاغ مى نمودند.قرآن مى فرماید: “ما هیچ پیامبری را، جز به زبان قومش، نفرستادیم تا (حقایق را) برای آنها آشکار سازد”(وما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم)۴. طبیعى است که پیامبران از میان مردم برگزیده شده و مامور به هدایت همان مردم بوده اند و باید به زبان همان مردم و به لغت همانها سخن بگویند تا حقایق براى آنها روشن و آشکار شود و ماموریت آنها به خوبى انجام شود و نتیجه بدهد.اگر پیام و سخن پیامبران براى مردم مفهوم نباشد مثلاً به زبانى دیگر باشد یا با ادبیاتى پیچیده و مغلق باشد،ماموریت شان انجام نخواهد شد و نقض غرض مى شود.بودند مدعیان دروغین نبوت مثل باب و بهاء که در ایران ظهور کردند ولى کتاب شان “بیان” و “اقدس” را به جاى زبان فارسى به زبان عربى آوردند!
همچنین طبیعى است که وقتى پیامبر ماموریتش راانجام دهد و پیامش را ابلاغ نماید،عده اى مخالفت کنند و ایمان نیاورند؛پیامبر نباید از این موضوع نگران شود و نا امید گردد.خداوند مى فرماید:” و اگر رویگردان شوند (غمگین مباش)، ما تو را حافظ آنان (و مامور اجبارشان) قرار ندادهایم ؛وظیفه تو تنها ابلاغ رسالت است!”(فان اعرضوا فما ارسلنـاک علیهم حفیظـا، إن علیک الا البلاغ)۵.حتى ممکن است عده اى با تو به ستیز و مناظره و محاجّه برخیزند: “اگر با تو، به گفتگو و ستیز برخیزند، (با آنها مجادله نکن! و) بگو: «من و پیروانم، در برابر خداوند (و فرمان او)، تسلیم شدهایم.» و به آنها که اهل کتاب هستند(یهود و نصاری)و درس ناخواندگان(مشرکان) بگو: آیا شما هم تسلیم شدهاید؟ اگر (در برابر فرمان و منطق حق، تسلیم شوند، هدایت مییابند و اگر سرپیچی کنند، (نگران مباش! زیرا) بر تو، تنها ابلاغ (رسالت) است و خدا نسبت به (اعمال و عقاید) بندگان، بیناست”۶…
خداوند،خود اینگونه مردم را مورد خطاب قرار مى دهد:”اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید! و (از مخالفت فرمان او) بترسید! و اگر روی برگردانید، بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگری نیست”(اطیعوا الله واطیعوا الرسول واحذروا فان تولیتم فاعلموا انما علی رسولنا البلاغ المبین)٧.و نیز:”اگر روی برتابند، (نگران مباش)، تو فقط وظیفه ابلاغ آشکار داری”(فان تولوا فانما علیک البلاغ المبین)٨.در جاى دیگر مى فرماید:”خدا را اطاعت کنید، و از پیامبرش فرمان برید و اگر سرپیچی نمایید، پیامبر مسئول اعمال خویش است و شما مسئول اعمال خود اما اگر از او اطاعت کنید، هدایت خواهید شد و بر پیامبر چیزی جز رساندن آشکار نیست”٩ و “اگر شما (مرا) تکذیب کنید (جای تعجب نیست)، امت های پیش از شما نیز (پیامبران شان را) تکذیب کردند وظیفه فرستاده (خدا) جز ابلاغ آشکار نیست”١٠. نتیجه اینکه:”اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید پیامبر را و اگر روی گردان شوید، رسول ما جز ابلاغ آشکار وظیفهای ندارد!”(اطیعوا الله واطیعوا الرسول فان تولیتم فانما علی رسولنا البلاغ المبین)١١…
——————–
١.نحل/٣۵.
٢.نور/۵۴؛عنکبوت/١٨.
٣.مائده/۶٧.
۴.ابراهیم/۴.
۵.شورى/۴٨.
۶.آل عمران/٢٠.
٧.مائده/۹۲.
٨.نحل/٨٢.
٩.نور/۵۴.
١٠.عنکبوت/١٨. ١١.تغابن/١٢.