اتمام حجت

 

 

 

اگر در یک فرایند هدایتى، فرد هدایتگر آن چنان مطالب و دلائل و براهین و حجت های خود را به طور روشن و واضح به مخاطب انتقال دهد که او نتواند آن را انکار کند و عذر و بهانه آورد، از آن به “اتمام حجت”تعبیر مى کنیم.بطورى که اگر قرار باشد مجازاتى براى متخلف اعمال  شود،حق اعتراض نداشته باشد.خداوند به لحاظ عدالتش،بر خود تکلیف کرده تا بر انسان ها اتمام حجت نماید و پیش از هر گونه مجازاتی،آنها را از نتایج  نوع عملکردشان آگاه نماید؛ لذا از طریق پیامبران و اولیای الاهى، حقایق جهان و نتایج باورها و اعمال و مجازات دنیوی و اخروی هریک  ابلاغ کرده و به گوش مردمان رسانیده است تا در دنیا و یا آخرت مدعی نشوند که نمی دانسته و یا احکام و حقایق برایشان تبیین یا تفهیم نشده است:”پیامبرانی را فرستاد که بشارت دهنده و بیم دهنده بودند تا برای مردم، پس از فرستادن پیامبران، در مقابل خدا حجتی نباشد”(رسلا مبشرین ومنذرین لئلا یکون للناس علی الله حجه بعد الرسل)١…

ابتدا خداوند پیامبران خود را مى فرستد و آنان هشدارهاى لازم را به مردم مى دهند و اتمام حجت انجام مى شود، آنگاه موضوع پاداش یا عذاب مطرح مى گردد. اساساً قانون خداوند، چنین است که کسی را عذاب و مؤاخذه نکند، مگر این که قبلا پیامبری بفرستد :” و ما تا پیامبرى را مبعوث نکنیم،عذاب دهنده نخواهیم بود”(وما کنا معذبین حتی نبعث رسولا)٢؛ و نیز “اهل هیچ قریه اى را هلاک نمى کنیم مگر بیم دهندگانى براى آنها باشد( وَ ما أَهْلَکْنا مِنْ قَرْیَهٍ إِلَّا لَها مُنْذِرُونَ)٣. خداوند از طریق پیامبرانش به اشکال گوناگون و شیوه های متفاوتی چون انذار و بشارت و تبیین و تعلیم، مردمان را نسبت به حقایق هستی آگاه کرده و تکالیف و وظایف آنان را در قبال خود،‌خدا و خلق بیان کرده و حقوق ایشان را گوشزد نماید تا در آینده مدعی آن نشوند که شناختی از حقایق و یا اطلاعی از کم و کیف احکام و قوانین و مجازات های مترتب بر آن نداشته اند لذا شایسته عقاب و عذاب نیستند…

گاهى عذاب ها در همین دنیا بوده و افراد بهانه مى آورند که بیم دهنده و بشارت دهنده اى براى آنها نیامده است؛ “اى اهل کتاب! همانا رسول ما پس از فاصله اى از رسولان قبل،براى شما آمد تا مطالب الاهى را برای شما تبیین نماید تا نگوئید که بشیر و نذیرى برای ما نیامد؛در حالیکه بشارت دهنده و بیم دهنده براى شما آمد[اما شما به سخنان او عمل نکردید] و خداوند بر هرچیزى تواناست”۴.اگر اتمام حجت انجام نشده باشد و افراد بدلیل جهل یا غفلت ،دچار گمراهى باشند،خداوند هرگز از روى ستم آنها را هلاک نخواهد نمود۵.وجود پیامبران به مثابه رحمت و مهر است تا انسان ها را آگاه نمایند و راه هاى سعادت و شقاوت را براى آنها تبیین کنند تا فرجام بد، نه در این دنیا و نه در دنیای دیگر در انتظار ایشان نباشد؛اما بشر چون اختیار دارد، مى تواند از این نعمت راهنمائى انبیاء براى سعادت خویش استفاده کند و مى تواند این راهنمائى را عمل نکند و فرجام خود را با شقاوت رقم بزند…
 
در سیر طبیعى هدایت انبیاء،اتمام حجت در مرحله پایانى قرار مى گیرد و پیش از آن از طریق گفتگو و تبیین آیات و تذکرات فطرى با صبر و حوصله شگفت انگیز فرستادگان الاهى،مردم با حقایق و معارف آشنا شده و با انتخاب خویش به راه هدایت دعوت مى شوند.در تاریخ دعوات انبیاء،پیامبرى همچون حضرت نوح صدها سال ،قوم خود را دعوت نمود و با اینکه مردم دعوتش را نمى پذیرفتند او با روحیه اى خستگى ناپذیر از ارشاد و هدایت دست نکشیده و همچنان آنان را ارشاد مى نمود و این رویّه را تا نهصد و پنجاه سال ادامه داد تا اینکه موقع عذاب آن قوم عنود و جهول فرا رسید و همه کافران از جمله پسر خود نوح که به کافران پیوسته بود و اتمام حجت نیز بر آنها شده بود در عذاب الاهى غرق شدند.نباید با نداى فطرت درافتاد و از سخن حق روى برتافت و پیام رسولان الاهى را فروگذاشت و بر چراغ حجت و برهان پرده انداخت و پس از روشن شدن حق ،با آن به ستیز برخاست که :چراغى را که ایزد برفروزد/هرآن کس پف کند ریشش بسوزد …
 ———————-

١.نساء/١۶۵.

٢.اسراء/١۵.

٣.شعراء/٢٠٨.

۴.مائده/١٩.
۵.انعام/١٣٠و١٣١.
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه