نام ها و صفات الاهى دریچه هائى به سوى شناخت بیشتر خداى متعال هستند.اگر این اسماء نبود،چگونه مى توانستیم خداى خود را بخوانیم و نیازهاى مختلف خود را طلب کنیم؟ قرآن مى فرماید:”و برای خدا نام های نیکی است، خدا را به آن بخوانید، و آنها که اسماء خدا را تحریف میکنند را رها سازید(و لله الاسماء الحسنی فادعوه بها و ذروا الذین یلحدون فی اسمائه١)؛و”او خداوندی است که معبودی جز او نیست برای او نامهای نیک است(الله لا اله الا هو له الاسماء الحسنی٢)؛ و”او خداوندی است خالق، و آفریننده بدون سابقه، و صورتگری است (بی نظیر) و برای او نامهای نیک است(هو الله الخالق البارئ المصور له الاسماء الحسنی٣)؛ و”بگو “الله” را بخوانید یا “رحمان” را،هر کدام را بخوانید برای او نام های نیک است(قل ادعوا الله او ادعوا الرحمن أیاً ما تدعوا فله الاسماءالحسنی۴). مسلماً همه نام های خداوند نیکو است و هریک به یکى از کمالات حضرت حق اشاره دارد و انسان که سراپا فقر و نیاز است به هنگام دعا،با نام بردن هریک از آن اسماء ،کمال مورد نظرش را درخواست مى نماید…
در روایات ، نود و نه اسم براى خداوند یاد شده است: “الله، الاله، الواحد، الاحد، الصمد، الاول، الآخر، السمیع، القدیر، القاهر، العلی، الاعلی، الباقی، البدیع، الباریء، الاکرم، الظاهر، الباطن، الحی، الحکیم، العلیم، الحلیم، الحفیظ، الحق، الحسیب، الحمید، الحفی، الرب، الرحمان، الرحیم، الذاریء، الرزاق، الرقیب، الرئوف، الرائی، السلام، المؤمن، المهیمن، العزیز، الجبار، المتکبر، السید، السبوح، الشهید، الصادق، الصانع، الطاهر، العدل، العفو، الغفور، الغنی، الغیاث، الفاطر، الفرد، الفتاح، الفالق، القدیم، الملک، القدوس، القوی، الغریب، القیوم، القابض، الباسط، قاضی الحاجات، المجید، المولی، المنان، المحیط، المبین، المقیت، المصور، الکریم، الکبیر، الکافی، کاشف الضر، الوتر، النور، الوهاب، الناصر، الواسع، الودود، الهادی، الوقی، الوکیل، الوارث، البر، الباعث، التواب، الجلیل، الجواد، الخبیر، الخالق، خیر الناصرین، الدیان، الشکور، العظیم، اللطیف، الشافی”۵. اما در ادعیه ،اسماء دیگرى هم ذکر شده و در بعضى از آنها مثل “جوشن کبیر”،این اسماء ،به هزار بالغ شده است…
در قرآن کریم ۱۳۳ اسم با فراوانى متفاوت براى خداوند آمده است ،فراوانى بعضى از آنها عبارت است از:«اللّه» ۹۸۰؛ «الاله» ۲۰؛ «ارحم الراحمین» ۴؛ «الاقرب» ۱۱؛ «الابقی» ۷؛«التوّاب» ۱۱؛ «الحکیم» ۹۰؛«الحقّ» ۳۳۷؛ «الحمید» ۱۶؛«الخبیر» ۴۲؛ «الخیر» ۱۷۶؛ «الخالق» ۹؛«الرحمن» ۵۶؛ «الرحیم» ۲۲۸؛ «الرّب» ۹۷؛ «السمیع» ۴۰۴؛«العلیم» ۱۳۷؛ «العزیز» ۸۸؛«الغنیّ» ۱۸؛«الغفور» ۹۰و…نکته مهم در باب اسمای الهی که در روایات برآن تصریح شده است توقیفى بودن اسمای الهی است بدین معنى که غیر از آن اسمائى که براى خداوند در قرآن و روایات آمده نمى توانیم اسم دیگرى را بر خدا اطلاق نمائیم، مثلاً نمى توانیم بگوئیم:یا عشق؛ یا دلربا؛ یا مى ناب ،یا شراب عاشقان و از این الفاظ که منع شرعى دارد و شایسته آن ذات ذوالجلال نیست.امام رضا(ع)فرمود:”خدایا من تو را فقط به آن اوصافی که خود ذکر کردهای توصیف میکنم و تو را به مخلوقات تشبیه نمیکنم. تو اهل هر خیر و کمال هستی. پس مرا از گروه ظالمین قرار مده”(اللهم لا أَصفِک إلاّ بما وصفت به نفسک و لا اشبهک بخلقک انت اهل لکل خیر فلا تجعلنی من القوم الظالمین)۶. لذا شایسته است خدا را به اسامى و صفاتى یاد کنیم و بخوانیم که خود برای خویش برگزیده و توسط سفیرانش به ما تعلیم داده است.این ادب را در خواندن اسماء الاهى نباید از یاد ببریم…
از دیدگاه قرآن، خداوند گشایش بخش و دانا(بقره/١١۵)سریع ترین حسابگر، زنده و پاینده(انعام/۶٢،طه/١١١) والا، بزرگ و دارای حقیقت(لقمان/٣٠) صاحب شکوه و ارجمندی(الرحمن/٢٧)، بی نیاز(اخلاص/٢) است.متعال یعنى بالاتر از درک ما(طه/١١۴)، یکی است و جز او خدایی نیست(آل عمران/١٨)؛ یکتا و یگانه است(اخلاص/١،نحل/١۵)،هیچ چیز مثل و مانند او نیست(شورى/١١)،او پادشاه راستین جهان هستی، پاک از هر عیب، سلامت بخش، مراقب بر همه چیز، عزیز، اصلاحگر، ترمیم کننده و شایسته بزرگی است(حشر/٢٣)،بر همهچیز قادر و توانا(بقره/٢٨۴)،بخشنده مهربان(ابتداى همه سوره ها)،در غایت بزرگی و عظمت اما به انسان از رگ گردن نزدیک تر (انعام/١٢)،دانا به وسوسه های نفس انسان(ق/١۶)آمرزنده و نیرومند(غافر/٣،انفال/٨)،توبه پذیر(آل عمران/٨)، دارای فضل بزرگ(آل عمران/٧۴)،آفریننده جهان هستی و آسمانها و زمین(حشر/٢۴،انعام/١۴)،صاحب اختیار، مالک و مدبّر همه شئون و پروردگار همه عالمیان(فاتحه/٢)،بدون شریک(زمر/۴۴)،هرکجا روکنیم،آنجاست (بقره/١١۵)،دعاها را میشنود و اجابت میکند(غافر/۶٠)…کاربرد این مفاهیم براى خداوند با شرط خروج از دو حد تشبیه و تعطیل است،یعنى آن مفهوم را مشابه کاربردى که براى انسان به کار مى بریم ندانیم و به مفهوم بشرى تشبیه نکنیم و از سوی دیگر نیز آن مفهوم را از خداوند ، نفى و تعطیل هم ننمائیم…
——————-
١.اعراف/۱۸۰.
٢.طه/٨.
٣. حشر/٢۴.
۴.اسراء/١١٠.
۵. التوحید،صدوق، ص۱۹۴.
۶.کافى،ج١،ص١٠٠.