حضرت زکریا(ع)

 

 

“اى پیامبر! (این که اکنون مى گویم) خبر بخشایش پروردگار تو است بر بنده اش زکریا١”(که دعاى او را این گونه مستجاب کرده در حالیکه در محراب عبادتش مشغول نماز بود،فرشتگان بشارتش دادند:)”ای زکریا! ما تو را به فرزندی بشارت می‌دهیم که نامش یحیی است؛ و پیش از این، همنامی برای او قرار نداده‌ایم! (زکریا)گفت: پروردگارا! چگونه برای من فرزندی خواهد بود در حالی که همسرم نازا و عقیم است، و من نیز از شدّت پیری افتاده شده‌ام؟!٢”…زکریا(ع)یکی از پیامبران بنی اسرائیل از نسل موسى(ع)بود که متکفل حضرت مریم شد وبا مشاهده نعمت ورحمت الهی که بر مریم نازل می شد، تصمیم گرفت از خداوند طلب فرزند نموده و خداوند نیز با استجابت دعایش،در سالخوردگی حضرت یحیی را به او و همسرش بخشید.امام رضا(ع)فرمود:روز اول محرم روزى است که زکری(ع)از خدا فرزندى طلبید و خدا دعاى او را مستجاب فرمود، هر که آن روز را روزه بدارد و دعا کند، خدا دعاى او را مستجاب مى گرداند چنانچه دعاى زکریا علیه السلام را مستجاب گردانید٣…

خداوند در قرآن این پیامبر را ستوده و جزو شایستگان شمرده است:”زکریا و یحیى و عیسى و الیاس را که همه از شایستگان بودند۴”.نام مبارکش ٧ بار در قرآن آمده و در نقل داستان مریم به او اشاره شده است:”پروردگارش او را به طرز نیکویى پذیرفت و به طرز خوبى رشد داد، و زکریا را سرپرست او کرد؛ هر وقت زکریا وارد اتاق او مى شد، غذاى مخصوصى نزد او مى یافت، گفت: اى مریم این غذا از کجا برایت آمده؟ گفت: آن، از پیش خداست، خدا هر که را خواهد بى حساب روزى مى دهد۵”.با دیدن این معجزات،زکریاى کهنسال ،دست به دعا برداشت:”پروردگارا! از جانب خود نسلى پاک و پسندیده به من عطا کن که همانا تو شنونده دعائى۶”؛و بدین گونه خدا یحیى را بدو بخشید. زکریا،شغل نجّارى داشت و در مکارم و فضائل اخلاقى و اخلاص،از برگزیدگان بود.او رئیس راهبان و خدّام بیت المقدس بود و مردم را به شریعت موسی(ع) دعوت می ‌کرد و عمر با برکت خویش را در راه دعوت به توحید و خدمت در بیت‌ المقدس سپری نمود…

در میان بنی اسرائیل دو خواهر بر جسته و بزرگ زاده وجود داشتند، یکی به نام أشیاع که همسر عمران از راهبان و بزرگان بنى اسرائیل شد و مادر مریم گردید و دیگرى حَنّه که به همسری زکریا در آمد اما فرزند دار نشد که چنانکه گفته شد در پیرى با دعاى زکریا خدا یحیى را به آنها داد. به این ترتیب زکریا و عمران، دو شخصیت بزرگ بنی اسرائیل، با جناق همدیگر شدند و علاوه بر رابطه دینى، رابطه خویشاوندی نیز پیدا کردند. وقتى فرشتگان مژده فرزند دار شدن به زکریا(ع)دادند، گفت: پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندی برای من باشد در حالی که پیری به من رسیده،‌ و همسرم نازا است؟خداوند به او فرمود: خدا هر کاری را که بخواهد انجام می‌دهد.زکریا(ع)عرض کرد: پروردگارا! نشانه‌ای برای من قرار ده!خداوند فرمود: نشانه تو آن است که سه روز جز به اشاره و رمز با مردم سخن نخواهی گفت (و زبانت بدون علت ظاهری از کار می‌ افتد) پروردگارت را (به شکرانه این نعمت) بسیار یاد کن، و به هنگام صبح و شام او را تسبیح گوى٧”…طولى نکشید که یحیى را خداوند به آنها بخشید و این حادثه مقدّمه‌ ای بود تا اذهان مردم برای تولد حضرت عیسی(ع)بدون پدر آماده گردد و بدانند همان خدایی که قادر است از زن و شوهر پیرى، فرزندی به وجود آورد، قدرت آن را دارد که به بانویی بدون شوهر، فرزندی بدهد…
 
در روایات ما آمده که حضرت زکریا(ع)از درگاه خداوند خواست تا نام های پنج تن آل عبا را به او بیا موزد. خداوند نام آنها را به او آموخت.زکریا هر گاه نام محمد، علی، فاطمه و حسن را به زبان می‌ آورد، غم و اندوه از او برطرف می ‌شد ولی وقتی که نام حسین را به زبان می ‌آورد، بی‌ اختیار منقلب شده و اشکهایش جاری می‌ گشت و نفس‌ هایش به شماره می‌ افتاد. روزی به خدا عرض کرد: خداوندا! چه شده که وقتی نام محمد، علی، فاطمه و حسن را به زبانم می ‌آورم، اندوهم برطرف می ‌گردد، ولی همین که نام حسین(ع)را به زبان می‌ آورم منقلب می‌ شوم و اشکهایم سرازیر می ‌شود؟خداوند ماجرای جانسوز شهادت حسین(ع) را به او خبر داد.وقتی زکریا قصه حسین(ع) را شنید، سه روز از مسجد بیت المقدس بیرون نیامد و برای مصائب حسین(ع) گریه و ناله کرد و گفت:خدایا! آیا علی و فاطمه را به چنین مصیبت جانسوزی مبتلا می‌ کنی؟ آن گاه عرض کرد: خدایا! به من فرزندی بده که در سنین پیری چشمم از او روشن گردد؛ سپس علاقه آن فرزند را در قلبم بیفکن، آنگاه همانگونه که حبیبت محمد(ص)را به فاجعه جانسوز قتل فرزندش مبتلا کردی، مرا نیز به فاجعه جانسوز قتل پسرم مبتلا گردان تا من نیز هم درد پیامبر اسلام گردم٨. خداوند حضرت یحیی(ع)را به زکریا داد و همین حضرت یحیی(ع)به خاطر نهی از منکر، به فرمان طاغوت زمان، کشته شد و سرش را در میان طشت طلا نهادند، و جریان شهادتش شبیه شهادت حسین(ع)، جانسوز بود٩…

——————

١.مریم/٢.

٢.مریم/٧-٨.

٣.مجلسى،حیوه القلوب،ج٢،ص١٠۵۵.

۴.انعام/٨۵.

۵و۶.آل عمران/٣٧.

٧.آل عمران/۴١.

٨.بحار الانوار،ج۱۴،ص۱۷۸.    

٩.کمال‌ الدین و تمام النعمه، ۱۴۲۲ق،‌ ص۴۸۸.

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه