مفاهیم قرآن،پیامبران،١.حضرت آدم(ع)

 
 
 
 
 
“و آنگاه که پروردگار تو به فرشتگان گفت: من در زمین خلیفه و جانشینی قرار می‌دهم، آن‌ها گفتند: آیا در آن جا کسی را جانشین قرار می‌ دهی که فساد و خون‌ریزی می‌ کند و(حال آنکه) ما با ثناگویی،تو را تسبیح و تنزیه می‌کنیم؟ خدا گفت: من می‌دانم چیزی را که شما نمی‌دانید١”؛و این مقدمه آفرینش پدر همه انسان ها،”آدم”بود که فرشتگان مکانت او را نمى شناختند و خدا ایشان را آگاه ساخت.حضرت آدم ، نخستین پیامبر الهى است. خداوند، او را از خاک بیافرید و علم اسماء را به او آموخت. هنگامی که خداوند به فرشتگان دستور سجده به آدم را داد، ابلیس از این فرمان سرپیچی کرد وکافر شد. حضرت آدم و همسرش با فریب شیطان و خوردن میوه درختی که از نزدیک شدن به آن منع شده بودند، از بهشت خارج شده و به زمین هبوط کردند. آدم با کلماتی که از پروردگار آموخته بود، توبه نمود و خداوند توبه‌ اش را پذیرفت.نام آدم،٢۵ بار در قرآن آمده و بارها به داستان خلقت و مسئولیتش اشاره شده است…
 
استقرار آدم به عنوان خلیفه خدا در زمین ، از کیفیت آفرینش آدم، سرچشمه می‌گیرد. او از یک سو از جانب خداوند به مقامى امتیاز یافته که به عنوان نماینده خداوند،حامل یک رسالت الاهى است و از سوى دیگر استعدادها وکمالاتى  در او نهاده شده یا در آینده مى تواند به دست آورد که در صورت تحقق آن ها، خواهد توانست جمال و جلال خالق خود را حکایت کند و به یک معنی، آیینه ایزدنما باشد.به دیگر سخن، آدم با شئون و خصوصیات وجودی خویش، نمایانگر کمالات خالق خود می‌ باشد؛ لذا صلاحیت دارد نماینده او در روی زمین به شمار آید و مظهر صفات حق باشد. درست است که هر موجودی مطابق مرتبه وجودی خویش سهمی از کمال دارد و به همان نسبت، از کمال آفریننده خود حکایت می‌کند؛ اما چون هیچ موجودی از نظر کمال و جمال، به پایه انسان نمی‌رسد و از نظر صفات و افعال آن‌چنان‌ که او از صفات و افعال خالق خود حکایت می‌کند، نمی‌تواند نمایانگر آن صفات و افعال باشد؛ مقام خلافت الهی به آدم داده شد. حتی فرشتگان با آن عبودیت هائى که دارند، نتوانستند این مقام را به دست آورند…

 

خداوند، آدم را بیافرید و علم اسماء را به او آموخت و آنگاه آن اسامى را به فرشتگان عرضه کرد و فرمود اگر راست مى‌ گوئید این اسامى را برشمارید. فرشتگان عرض کردند: خداوندا منزهى تو، ما چیزى جز آن چه تو به ما تعلیم داده‌ اى، نمى‌ دانیم زیرا تنها تو دانا و حکیمى. خداوند، آدم را مخاطب قرار داد و فرمود: اى آدم، فرشتگان را از این اسامى و اسرار این موجودات آگاه کن و هنگامى که آدم آنان را آگاه نمود. خداوند به فرشتگان فرمود: آیا نگفتم من غیب آسمان‌ها و زمین را و آنچه را که شما پنهان و یا آشکار سازید مى‌ دانم؟ آنگاه به فرشتگان گفتیم: همه در برابر آدم سجده نمائید. همه آنها سجده کردند جز ابلیس که به خاطر این نافرمانى کافر شد٢.پس از آن ابلیس راه عداوت  با آدم را پیش گرفت و موجب اخراج آدم و همسرش حوا از بهشت شد.آنگاه به آن‌ها گفتیم که در زمین فرود آئید و زندگى را آغاز کنید و هرگاه هدایتى از طرف من براى شما آمد کسانى که از آن پیروى کنند، ترس و اندوهى نخواهند داشت اما کسانى که به آیات ما کافرشده و آنها را تکذیب کنند اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند بود. پس از آن آدم، از پروردگار خود کلماتى را آموخت که به وسیله آنها خداوند توبه او را پذیرفت٣

 

امیر مومنان (ع)فرمود:”شیطان، به خاطرخلقت خود (از آتش) بر آدم فخر فروخت و علیه او عصبیت به خرج داد… سوگند به خدا که او بر اصل و ریشه شما(خاک) فخر فروخت و از حسب و نسب شما عیب‌گویی کرد…زنهار، زنهار، به خدا پناه برید از تکبر و عصبیت و فخرفروشی‌های جاهلیت۴.امام صادق(ع) فرمود:خداوند به آدم وحى فرمود همه حکمت را در چهار کلمه برایت گردآورده ام: مرا بندگی کنی و چیزی را شریکم نگردانی ؛دیگر آنکه در برابر عمل تو پاداشی دهمت که بیش از هر چیز به آن محتاجی؛ دیگر آنکه  تو دعا کنی و من اجابت کنم و چهارم آنکه به رابطه برای مردم آن پسندی که برای خود می ‌پسندی۵.از جمله سفارش هاى آدم به فرزندش شیث : “هرگاه قصد کارى کردید، به پیامدهاى آن بنگرید؛ اگر من در عاقبت کار خود اندیشیده بودم، چنان نمى شد که شد”!۶ و” به دنیای فانی دل مبندید؛ زیرا من به بهشت جاویدان دل بستم اما با من وفا نکرد و از آن بیرون رانده شدم”!٧…

———————–
١.بقره/٣٠.

٢.بقره/٣۴؛اعراف/١١و١٢؛إسراء/۶١و۶٢؛کهف/۵٠؛طه/١١۶،ص/٧١-٧۴.

٣.بقره/٣۵-٣٩.

۴.بحارالانوار،ج٧۴،ص٣٠۴.

۵.همان،ج١١،ص٢۵٧.

۶و٧.همان.ج٧۵،ص۴۵٢.

 

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه