مستضعفان

 

 
 
مستضعف واژه اى قرآنى،به معناى ضعیف و ضعیف نگداشته شده است؛مستضعف،انواع مختلفى دارد؛یکى از انواع آن،مستضعفان فکرى و عقلى است که نتوانستند یا نمى توانند به دین حق درآیند.خداوند در مورد مستضعفانى که هجرت نکردند تا از زیر یوغ مستکبران که مانع پذیرش دین آنها بودند رها شوند و ایمان آورند مى فرماید:”همانا کسانى که فرشتگان، جانشان را مى‌گیرند در حالى که بر خویشتن ستم کرده‌اند (و ایمان نیاورده اند)، از آنان مى‌پرسند: شما در چه وضعى بودید؟ گویند: ما در زمین مستضعف بودیم (و به ناچار در جبهه‌ى کافران قرار داشتیم)؛ فرشتگان (در پاسخ) گویند: مگر زمین خداوند گسترده نبود تا در آن هجرت کنید؟ آنان، جایگاهشان دوزخ است و بد سرانجامى است١”؛بعد یک استثنا قائل مى شود و آن مستضعفان فکرى است:”مگر مردان و زنان و کودکان مستضعف (و زیردستى) که قدرت تدبیر و چاره‌ جویى ندارند و راهى (براى هجرت) نمى‌یابند. پس آنانند که امید است خداوند از آنان درگذرد و خداوند همواره آمرزنده و بخشاینده است٢”…
 
سخن از کسانى است که توانائى مسلمان شدن نداشته یا از مسلمان شدن بازداشته شده اند.بعضى از اینان مستضعفان عقلى هستند همچون صغار و کم هوشان و مجانین که اساساً مکلّف نیستند و حساب شان با خداست؛بعض دیگر توانائى عقلى دارند اما امکان دسترسی به اسلام را ندارند یا قوه قاهره اى مانع آنهاست، خداوند به گونه ویژه اى تکلیف آنان را مشخص مى سازد.این گونه ، دقیقاً مشخص نشده ولى مى تواند ترتیب دادن یک آزمون براى ایشان باشد تا مشخص شود اگر موانع نبود،آنها چه انتخابى مى کردند؟ در پایان آیه شریفه،خداوند این چنین جمع بندى مى فرماید:”امید است خداوند از آنان درگذرد و خداوند همواره آمرزنده و بخشاینده است”.آیا امروز با وجود این همه رسانه،کسانى هستند که مصداق این استضعاف باشند؟ اسلام که دین جامعى است،این گزینه را براى این نوع کسان،منتفى ندانسته و از آن سخن گفته است…
 
امام صادق(ع) فرمود:”هر کس اختلاف در عقائد و آراء را بشناسد، مستضعف نیست”‏٣. طبق این حدیث، مستضعف فکری کسی است که قدرت استدلال و قدرت فهم برهان را ندارد.مثلاً اگر یک مسیحی برایش استدلال کند، نمی تواند اشکال استدلال او را متوجّه شود، برای همین، گرایش به مسیحیّت پیدا می کند؛ و اگر یک مسلمان استدلال نماید، آن را هم پذیرفته، مسلمان می شود.اما اگر بتواند تفاوت و اختلاف دو استدلال را فهم کند،دیگر مستضعف نیست. آن حضرت در روایت دیگرى در تفسیر آیه فوق الذکر در توضیح ” لا یسْتَطِیعُونَ حِیلَهً وَ لا یهْتَدُونَ سَبِیلًا” یعنى اینکه چاره اى ندارند، فرمودند: یعنى راهى ندارند تا ناصبى شوند و دشمنى کنند اما به طرف حق هم هدایت نمى‏شوند تا به حق عمل کنند و یا حق را قبول کنند.این ها اگر کارهاى نیک انجام دهند و از محرمات دست بر دارند وارد بهشت مى‏گردند ولى مقام نیکان را پیدا نخواهند کرد۴”…
 
بعضى کسان هستند که در مکان هاى دورافتاده یا شرایط سختى گیر افتاده و راه رهایی هم ندارند و از طرفی به تمام مسائل دینى هم آشنایی ندارند؛ لذا تنها به آن اندازه که می دانند عمل می کنند. روشن است که چنین کسانی به خاطر ترک برخی امور دینى که نمی دانسته اند، مجازات نخواهند شد چون عذر موجّه دارند.امام صادق (ع)از قول على (ع) فرمود: بهشت هشت در دارد، درى که از آن پیامبران و صدیقان وارد مى‏گردند، درى که شهداء و صالحان از آن مى‏آیند، و پنج در است که پیروان و دوستان ما(اهل بیت) از آنها وارد خواهند شد و از در هشتم سایرین وارد مى‏شوند و آنها کسانى مى‏باشند که بر وحدانیت خدا گواهى دهند و ذرّه‏اى بغض ما را در دل نداشته باشند۵”.ممکن است در میان آنان کسانى باشند که در زمان غیر مسلمان بودن نیز مثل یک مسلمان فکر می کرده اند؛ یعنی از ادیان باطل بیزار بوده اند و به حکم فطرت و عقل، به اصولی اعتقاد داشته اند که بعداً آن را در اسلام یافته اند چنانکه در بین تازه مسلمانها افرادی را دیده ایم که بعد از ایمان آوردن اذعان نموده اند که در زمان غیر مسلمان بودن هم مثل یک مسلمان فکر می کرده  و از ادیان باطل و فساد و گناه بیزار بوده اند…
 
————————–
١.نساء/٩٧.
٢.نساء/٩٨.
٣.بحارالانوار،ج‏۶۹ ؛ص۱۶۲.
۴.همان.ص١۶٠.
۵.همان.ص١۵٩.

 

 

دین پژوه و پژوهشگر فلسفه