مشرکان

 

 

 

 

“آنان براى خدا، همتایان و شریکانى از جنّ قرار دادند، در حالی که خداوند همه آنها را آفریده است و براى خدا، به دروغ و از روى جهل، پسران و دخترانى ساختند؛ منزه است خدا، و برتر است از آنچه توصیف مى‌کنند!”١. مشرکان، کسانى هستند که در عرض خدا،اعتقاد به شراکت جن و ملائکه و بعضى انسان ها و بت ها در خلقت بندگان، در تدبیر امور، در امر عبادت پیدا کرده به این تصور که آفریدگار عالم، تدبیر جهان را بر اساس طبقاتى، به موجوداتى شریف و مقرب درگاه خود واگذار نموده است ؛لذا براى او شریکانى مؤثر و مستقل، معین نموده و براى آنها سهم و نصیبى در امور جهان قائل شدند.برخی از مشرکان شرور را به شیطان نسبت داده و برخی دیگر به فرزنددار بودن خدا معتقد شده و آنها را به عنوان شرکائی برای خدا قلمداد کرده و آنها را مؤثر در وقایع عالم دانستند، مانند یهود و نصاری که «عزیر نبی(عزراى کاهن)» و «عیسای مسیح» را فرزندان خدا گرفته و براى آنها نقش مستقل قائل شدند٢…

 
یکی از عقاید مشرکان، اعتقاد به شفاعت بت‌ ها نزد خداوند است؛ به این معنى که آنها را نزد خداوند صاحب مقام و منزلت دانسته که مى توانند شفاعت کنند! اما خداوند متعال این اعتقاد مشرکان را رد نموده و می‌ فرماید:”آنها غیر خدا، چیزهائى را عبادت مى کنند که نه به آنان زیان مى‌ رساند و نه سودى مى‌ بخشد و مى‌گویند: اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!”٣.دیگر عقیده باطل مشرکان،جبرگرائى و نسبت دادن شرک خود به اراده خداست. آنها برای توجیه شرک نسبت به خدا و عدم انفاق خود به نیازمندان، خود را مجبور و مقهور خواست خداوند معرفی می کردند: “آنان گفتند: اگر خداوند رحمان مى‌خواست، ما آنها را پرستش نمى‌کردیم!”۴. در این آیات، مشرکان در پاسخ أنبیاء که چرا به خدا شرک می‌ورزید؟ می‌گفتند: اگر خدا می‌خواست ما مشرک نمی‌شدیم! آنها با این سخنان باطل و بی‌اساس، خود را مجبور به شرک می‌دانستند و خدا را مسئول گمراهی خود معرفی می‌کردند؛ با این عقیده باطل که او بر هدایت آنها قادر است؛ ولی عمداً آنها را در ضلالت نگه مى دارد..!
 
به گزارش قرآن، در روز قیامت که تکلیف مشرکان مشخص می‌ شود، آنهااز شرک خود اظهار پشیمانی می‌کنند:”آن روز که همه‌ آنها را محشور مى‌کنیم؛ سپس به مشرکان مى‌گوییم: معبودهایتان، که همتاى خدا مى‌پنداشتید، کجایند؟!(چرا به یارى شما نمى‌شتابند؟!) سپس پاسخ و عذر آنها، چیزى جز این نیست که مى‌گویند: به خداوندى که پروردگار ماست سوگند که ما مشرک نبودیم!”۵؛ آنها در روز قیامت در برابر سؤالات در موضوع ساختگى بودن معبودها و اینکه هیچ گونه اثرى از قدرت‌ نمایى آنها در این عرصه وحشتناک دیده نمى‌شود، پاسخی جز انکار شرک و بیزاری از آن ندارند۶. در آن شرایط اقدام به لعن یکدیگر مى کنند:”(ابراهیم) گفت: شما غیر از خدا بت‌ هایی براى خود انتخاب کرده‌اید که مایه‌ دوستى و محبت میان شما در زندگى دنیا باشد؛ سپس روز قیامت از یکدیگر بیزارى مى‌جویید و یکدیگر را لعن مى‌کنید!٧”و به آنها هشدار مى دهد که در روز قیامت با دیدن عذاب الهی، این رشته محبت بین شما گسسته شده و لعن و نفرین جایگزین آن می‌گردد..! 
 
در قرآن کریم،در کنار واژه‌ دین از شرک و مشرکین و نیز تقابل آنها با دین حق،دین حنیف ،دین ملت ابراهیم ،سخن به میان آمده و فرموده است:”دینی پایدار، آیین ابراهیم حنیف و حق گراى! و او از مشرکان نبود”( دِینًا قِیَمًا مِّلَّهَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ)٨ و به زبان پیامبر(ص)تکلیف همگان را روشن مى فرماید که “به دین حنیف روی آور و زنهار از مشرکان مباش(وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا وَلاَ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ٩).بنابراین انسان باید گرایش فطرى توحیدى خود را حفظ نموده و بدون گرایش به راه‌های انحرافی و شرک آلود به دین حنیف روی نماید و مراقب باشد که در جرگه مشرکان و ستمکاران قرار نگیرد.در بلایا و سختى ها که پرده غفلت کنار مى رود انسان خدا را مى خواند اما سوگمندانه وقتى در راحتى قرار مى گیرد،دوباره غافل مى شود و مشرک مى گردد و به غیر خدا روى مى آورد و کمک مى خواهد:”هنگامی‌ که بر کشتی سوار می‌شوند(و در معرض غرق شدن قرار مى گیرند)خدا را پاکدلانه و مخلصانه می‌خوانند، “و [اما] چون آنها را سالم به سوی خشکی مى رسانیم و نجاتشان مى دهیم دوباره (فراموش مى کنند و)شرک می‌ورزند(فَإِذَا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِکُونَ١٠)…
———————-
١.انعام/١٠٠.
٢.تفسیر التبیان، ج۴، ص۲۱۹.نیز آیات بقره/۱۱۶ ، مائده/۱۷ – ۱۸، مریم/۸۸ – ۹۲، أنبیاء/۲۶ و زمر/۴ .    
٣.یونس/١٨.
۴.زخرف/٢٠.
۵.انعام/۲۲ و ۲۳.    
۶.تفسیر نمونه، ج۵، ص۱۸۵ و ۱۸۶.
٧.عنکبوت/٢۵.
٨.انعام/١۶١.
٩.یونس/١٠۵و١٠۶.
١٠.عنکبوت/۶۵.
 
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه