مجوس

 
 
 
 
 
“واژه” مجوس” فقط یک بار در قرآن مجید آمده که در آن آیه ،مجوس در صف ادیان آسمانی و در برابر مشرکان قرار گرفته‏ است:”آنان که ایمان آوردند و آنان که یهودی شدند و صابئان و نصاری و مجوس و آنان که شرک ورزیدند؛ خداوند روز قیامت میان آنان حکم می‌کند”١. از این آیه چنین بر می‏آید که آنها دارای دین و کتاب و پیامبری بوده‏اند.در روایات آمده که مشرکان مکه از پیامبر(ص) تقاضا کردند از آنها جزیه بگیرد و اجازه بت پرستی به آنها بدهد! پیامبر(ص) فرمود: من جز از اهل کتاب جزیه نمی‏گیرم؛ آنها در پاسخ نوشتند تو چگونه چنین می‏گویی در حالی که از مجوس منطقه” هجر” جزیه گرفته‏ای؟! پیامبر ص فرمود:” مجوس پیامبری و کتابى آسمانی داشتند اما پیامبرشان را به قتل رساندند، و کتاب او را آتش زدند”٢.” اصبغ بن نباته” گوید که علی(ع) بر فراز منبر فرمود:” از من سؤال کنید پیش از آنکه مرا نیابید”؛ اشعث بن قیس(منافق معروف) برخاست و گفت: ای امیرمؤمنان چگونه‏ از مجوس جزیه گرفته می‏شود در حالی که کتاب آسمانی بر آنها نازل نشده و پیامبری نداشته‏اند؟ علی(ع) فرمود: “آری ای اشعث،خداوند کتابی بر آنها نازل کرده و پیامبری مبعوث نموده است٣”…

 

عنوان مجوس بر ایرانیان از سوی پیامبر(ص) عنوانی توهین آمیز نبوده است و اشاره به یک دین توحیدی داشته که البته دچار بد اعتقادى شده اند. است ضمن اینکه نباید بین ایرانیان (فارس زبانان) و زرتشیان لازمه ای برقرار کرد چرا که ایران در دوران پیامبراکرم (ص) امپراطوری بسیار بزرگی بوده است  و از طوایف مختلف با فرهنگ ها و زبان های گوناگون تشکیل شده بوده بنابراین نمی توان مجوس را به ایرانیان معروف در اذهان که عمدتا فارس زبان هم بودند اطلاق نمود چه بسا در ایران آن زمان مجوسیان عرب نیز وجو د داشته است.علاوه براین باید توجه داشت که مجوس در آیات و روایات به معنای آتش پرستی نیست.در حدیثی از امام سجاد(ع)به نقل از پیامبر(ص)آمده که آن حضرت فرمود: ” با آنها طبق سنت اهل کتاب رفتار کنید، منظور پیامبر اسلام مجوس بود(سنوا بهم سنه اهل الکتاب، یعنی المجوس)۴.ضمنا باید توجه داشت که واژه” مجوس” جمع است و مفرد آن” مجوسی” است۵…

 

بعضی واژه مجوس را برگرفته از ماده” مغ” که به پیشوایان و روحانیان دین زرتشت گفته مى شد،می‏دانند و”مؤبد” را که اکنون به روحانیان آنها گفته می‏شود در اصل از ریشه” مغود” گرفته اند؛ اما حقیقت آن است که در تاریخ خود زرتشت نیز اختلافات زیادى بین مورخین وجود دارد؛بعضى دیگر مجوس را مقدم بر زرتشت دانسته و زرتشت را ادامه دهنده راه آنها شمرده و گفته اند دین قدیم طوایف آریا همان آیین مجوس بوده که در اصل و ریشه یک دین توحیدی و آسمانی بوده اما در ادوار بعد همچنان که مسیحیت منحرف شده و به تثلیث گراییده، آیین مجوس نیز به ثنویت گراییده و تعالیم آن با خرافات و موهومات زیادی آمیخته شده باشد و زرتشت بعدها در آیین مجوس اصلاحاتی به عمل آورده چنانچه خود در گاتها گفته قصد او این بوده که صفای قدیمی مذهب را برگرداند. به این معنی زردشت خود مؤسس دین نبوده، بلکه از نو همان تعالیم مجوس را مطرح ساخته است۶. بعضى نیز این انحراف را به زروانیان که موجب انحراف در تعالیم زرتشت شده و زروان(خداى زمان) را بالاتر از اهورا و اهریمن شمردند و گرایش هاى جبرى پیدا کردند مناسب مى نمایند٧.به هرحال بر اساس روایات اسلامى،مجوس از پیروان یکی از انبیای بر حق شمرده شده ‏اند که بعدها از اصل توحید منحرف گشته و به افکار و عقائد شرک‏آلود روی آورده‏اند…

 

در بعضى از روایات،مجوس به همه منحرفان از دین اصلى اطلاق شده و اینکه در همه ادیان نیز چنین منحرفانى وجود داشته اند.در حدیثى از پیامبراکرم(ص)آمده :”قدریه و مرجئه بر زبان هفتاد پیامبر، مورد لعنت قرار گرفته اند”٨؛ عرض شد:آنان کیانند؟ فرمود:”کسانى که مى پندارند خداوند انجام معاصى را براى آنها تقدیر کرد و سپس بخاطر انجام همان معاصى،آنها را عذاب نمود”! و فرمود:”در امت من نیز کسانى همین سخن را خواهند گفت، اینان،مجوس امت من هستند”٩.امیرمومنان(ع) نیز در بازگشت از جنگ صفین در پاسخ آن پیرمرد که همه امور را به قضا و قدر حتمى خدا باز مى گرداند،فرمود:اینکه تو همه چیز را به قضا و قدر لازم و حتمى خدا برمى گردانى، سخن بت پرستان و دشمنان خداى رحمان و مجوسان است(که مسلک جبراست)١٠”.بنابراین شاخصه مجوسان ،انحراف از باور توحید و گرایش به جبر و در نتیجه متهم کردن خدا به انجام همه معاصى و قبائح است که با روح ادیان توحیدى ناسازگار است و همه انبیاء از این عقیده جبرى مرام،تبرى جسته و باورمندانش را لعنت نموده اند…

—————————
١.حج/
٢ و٣و۴.وسائل الشیعه جلد١١، ابواب جهاد العدو باب۴٩،ص٩۶.
۵.تفسیر نمونه ، ج١۴،ص۴۴به بعد. 
۶.ترابی، تاریخ ادیان،ص ۲۴۱،از مجله تخصصی کلام، شماره ۳۲، ص۶
٧.مزداپرستی در ایران قدیم، ص ۱۵۶؛پژوهشی در اساطیر ایران، ص١١٣و١۵٩.
٨.بحار الأنوار،ج۵، ص۴٧،ح٧٣.
٩.همان،حدیث٧۴.
١٠.توحید ، شیخ صدوق، ص٣۶٩،ح٢٨.   
 
 
 
دین پژوه و پژوهشگر فلسفه