“بگو: آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟! تنها خردمندان متذکّر (این حقیقت)می شوند!”(قل هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون إنّما یتذکر اولوا الالباب)١.هرکه از عقل،بهره اى دارد،ارزش علم را مى شناسد و عالم را با غیر عالم و دانایان را با نادانان ، یکسان نمى داند.علم و عالم،چنان مقام رفیعى در قرآن دارند که شهادت و گواهى اهل علم،در ردیف شهادت و گواهى خدا و فرشتگان،قرار گرفته است:”خداوند، (با ایجاد نظام واحد جهان هستی)، گواهی می دهد که معبودی جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش نیز، (هر کدام به گونه ای بر این مطلب)، گواهی می دهند درحالی که (خداوند در تمام عالم) قیام به عدالت دارد ؛ معبودی جز او نیست، او هم توانا و هم حکیم است”(شهد الله أنّه لا إله إلا هو و الملائکه واولوا العلم قائما بالقسط لا إله إلا هو العزیزالحکیم)٢ ؛ تعجبى ندارد اولین آیه ای که نازل شد، دعوت به خواندن کتاب و نوشتن است: إقرأ باسم ربّک الذی خلق”٣؛و سوره اى به نام “قلم “در قرآن است که این گونه آغاز مى شود:”سوگند به قلم و آنچه مى نویسند(ن والقلم و ما یسطرون)۴…
این همه تاکید بر علم و دانش،از آنجاست که عالمان، اهل تفکر و اندیشه و مطالعه دقیق رویدادها و جستجو در علل وقوع حوادث و پدیده ها هستند و کسى که این گونه باشد با مطالعه طبیعت و آفرینش و آفریده ها ، زودتر و بهتر و قوى تر به خداشناسى مى رسد و به خالق هستى ایمان مى آورد:”آیا ندیدی خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد که بوسیله آن میوه های رنگارنگ (از زمین) خارج ساختیم و از کوه ها نیز (به لطف پروردگار) جاده هایی آفریده شده سفید و سرخ و به رنگ های مختلف گاه به رنگ کاملاً سیاه؛ و از انسان ها و جنبندگان و چهار پایان انواعی با رنگ های مختلف؛ (آری) حقیقت چنین است: از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان از او بیمناک مى گردند ،همانا خداوند عزیز و غفور است”۴.هر چه انسان،علمش افزون شود و بیشتر در مخلوقات الاهى بنگرد،زودتردین را مى پذیرد: “کسانی که به ایشان علم داده شده، آنچه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق می دانند و به راه خداوند عزیز و حمید، هدایت می کنند”۵…
مقصد ادیان،رساندن انسان ها به ایمان به خداست تا در سایه این ایمان،به مقام تقوى و خشیت برسند و نیروئى در آنان ایجاد شود که از گناه و معصیت دور شوند.خداوند مى فرماید،این دانشمندان هستند که به این مقام مى رسند و از خدا خشیت خواهند داشت:(انما یخشى الله من عباده العلماء)۶؛سینه عالمان،گنجینه آیات و نشانه هاى الاهى است زیرا با تفکر در آیات الاهى قلباً متذکر خدا مى شوند:”آرى، این آیات روشنی است که در سینه دانشوران جای دارد و آیات ما را جز ستمگران انکار نمی کنند”٧.بلند مرتبگى عالمان و دانشمندان،به خاطر رفعتى است که خداوند به آنان بخشیده است و هیچ رفعتى با این رفعت و بزرگى برابرى نتواند کرد:”خداوند متعال مومنانى از شما را که از علم بهره دارند، درجات عظیمى مىبخشد”(یرفع اللَّه الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات)٨. این درجات رفعت و بزرگى قرب به بارگاه الاهى است که نصیب هرکس نمى شود و ویژه عالمان و دانشمندان است…
روایات در اهمیت علم بسیار است ،تنها به چند نمونه اکتفا مى کنیم:پیامبر(ص):جوینده دانش در میان نادانان، مانند زنده اى در بین مردگان است”!(طالب العلم بین الجهال کالحىّ بین الاموات)٩؛امیرمومنان(ع):”آنکه براى تحصیل علم بیرون رود، همانند مجاهد در راه خداست؛ همانا تحصیل دانش بر هر مسلمانى واجب است و چه بسا مؤمنى که از خانه خود براى تحصیل دانش خارج شود، به خانه بر نمىگردد جز اینکه آمرزیده شده باشد”(الشاخص فى طلب العلم کالمجاهد فى سبیل اللَّه انّ طلب العلم فریضه على کل مسلم و کم من مؤمن یخرج من منزله فى طلب العلم فلا یرجع الاّ مغفوراً)١٠؛و نیز:”دانش بیاموزید که آموزش آن حسنه است … به وسیله علم، خداوند اطاعت و عبادت مىشود و به وسیله علم خداوند شناخته مىشود. به وسیله علم صله ارحام انجام مىشود و حلال و حرام الهى شناخته مىگردد”(تعلّموا العلم فانّ تعلمّه حسنه… بالعلم یطاع اللَّه و یُعبد بالعلم یعرف اللَّه و یوحّد بالعلم توصل الارحام و به یعرف الحلال و الحرام)١١…
———————
١.زمر/٩.
٢.آل عمران/١٨.
٣.علق/١.
۴.فاطر/٢٧و٢٨.
۵.سبأ/۶.
۶.فاطر/٢٨.
٧.عنکبوت/۴٩.
٨.مجادله/١١.
٩.بحارالانوار،ج١،ص١٨١.
١٠.همان.ص١٧٩.
١١.امالى صدوق،ج١،ص۴٩٢.